آخرین مطالب
آفرینش منظومه شمسی در قرآن

بلاگ علوم زمین – آفرینش منظومه شمسی در قرآن

در این مطلب به بررسی پست شماره 35 در مورد منظومه شمسی ! از وبلاگ آقای یار احمدی می پردازیم، دلیل این امر این هست که اولاً معنی قرآن رو به دلخواه (منظومه شمسی) نوشتند که تفسیر به رای میشه ثانیاً یک سری مطالب مرتبط با شکل زمین در تعریف زمین تخت می باشد.

«آيا آفرينش شما مشکل تر است يا منظومه شمسی؟ جوانب آن را بهم آورده غلظت آنرا بالا برد و آنرا ساخت ـــ و شب و روز را برای آن درست کرد»! « زمين و سيارات را نوآوری نمود». سوره انعام آیه 101

پاسخ به این مطلب:

آیه 101 سوره انعام چی هست؟ :

بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُنْ لَهُ صَاحِبَةٌ ۖ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ ۖ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ

پديدآورنده آسمانها و زمين است. چگونه او را فرزندى باشد، در صورتى كه براى او همسرى نبوده، و هر چيزى را آفريده، و اوست كه به هر چيزى داناست.

به وضوح به زمین در حالت مجرد و مفرد اشاره داره و آسمان ها به حالت جمع اشاره می کنه، در قرآن زمین و آسمان ها و در موارد دیگر بوضوح به هفت آسمان و یک زمین اشاره شده که این یعنی زمین به شکل مسطح و دارای 7 گنبد هست.

منظومه شمسی / زمین تخت

نکات آيات: 1ــ بالا بردن غلظت منظومه شمسی و درست کردن آن.2ــ مرده بودن و دوباره پا گرفتن منظومه شمسی. 3ـــ درست کردن شب و روز برای منظومه شمسی.

پاسخ به این مطلب:

آفرینش بصورت جدا کردن و متراکم کردن در برخی روایات موجود هست اما این برای شکل زمین تخت که دارای هفت گنبد هست توجیه می شود، از طرفی این آیه هیچ اشاره ای به هیچکدام از 3 مورد که گفتند نمی کنه!!

در سوره انبياء آيه 56 می خوانيم: «رَبُّـکُـمْ رَبُّ السَّـمـواتِ وَ الْاَرْضِ الـَّـذی فـَطـَرهُـنَّ = آفريدگار شـما آفريدگار سيارات و زمين است که آنها را از درون (از مرکز) درست کرد»! « فـطـر» از جمله به معنی: “از درون و مرکزيت خود برآمدن، شکل گرفـتن، و درست شدن” است. هر کره ای نيز وقتی می خواهد درست بشود، در ابتدا در مرکز آن نيروی جاذبه آغاز به جذب مواد بدور خود می کند و رفته رفته بزرگ و بزرگ تر مـی شود و به اين شکـل کره شکل می گيرد.

پاسخ به این مطلب:

قَالَ بَلْ رَبُّكُمْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الَّذِي فَطَرَهُنَّ وَأَنَا عَلَىٰ ذَٰلِكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ

گفت: «[نه‌] بلكه پروردگارتان، پروردگار آسمانها و زمين است، همان كسى كه آنها را پديد آورده است، و من بر اين [واقعيت‌] از گواهانم.

یعنی به قدری اون بلاگ از بلاگ فا تفسیر به رای می کنه که …. 😃

یه معنی بیخود و من در آوردی و تفسیر به رای شدید انجام دادند که واقعاً جای تعصف داره. بریم مطلب بعدی از این بلاگ رو ببینیم:

«و سيارات منظومه شمسی را بلند کرد و در آن ( در منظومه شمسی) تعادل ايجاد نمود». سوره انبیا آیه 30 و سوره رعد آیه 2 و سوره رحمان آیه 7

پاسخ به این مطلب:

آیه 30 سوره انبیاء چی نوشته:

أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا ۖ وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ ۖ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ

آيا كسانى كه كفر ورزيدند ندانستند كه آسمانها و زمين هر دو به هم پيوسته بودند، و ما آن دو را از هم جدا ساختيم، و هر چيز زنده‌اى را از آب پديد آورديم؟ آيا [باز هم‌] ايمان نمى‌آورند؟

آیه 2 سوره رعد:

اللَّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ۖ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ ۖ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ ۖ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى ۚ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ يُفَصِّلُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ بِلِقَاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ

خدا [همان‌] كسى است كه آسمانها را بدون ستونهايى كه آنها را ببينيد برافراشت، آنگاه بر عرش استيلا يافت و خورشيد و ماه را رام گردانيد؛ هر كدام براى مدّتى معيّن به سير خود ادامه مى‌دهند. [خداوند] در كار [آفرينش‌] تدبير مى‌كند، و آيات [خود] را به روشنى بيان مى‌نمايد، اميد كه شما به لقاى پروردگارتان يقين حاصل كنيد.

آیه 7 سوره الرحمن:

وَالسَّمَاءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَانَ

و آسمان را برافراشت و ترازو را گذاشت،

« سوگند به خورشید و پرتو آن ــ و به ماه وقتیکه آنرا بازتاب می دهد ــ و به روز وقتیکه آنرا متجلی می کند ــ و به شب وقتیکه آنرا می پوشاند» سوره شمس آیه 1-4

پاسخ به این مطلب:

بریم ببینیم سوره شمس آیه 1 تا 4 چه چیزی نوشته:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا

سوگند به خورشيد و تابندگى‌اش،

وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا

و به ماه هنگامی که بعد از آن درآید،

وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا

سوگند به روز چون [زمين را] روشن گرداند،

وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا

سوگند به شب چو پرده بر آن پوشد،

 

نکته ای که در این چند آیه بیشتر اهمیت دارد از منظر بازتاب نور ماه که در تفسیر به رای گفته شده، این هست که ماه بازتاب دهنده نیست بلکه تولید کننده هست.

«و خورشيد در قرارگاه خود در حرکت است»! سوره یس آیه 38 نکـتـه آيـه: خورشيد در قرار گاه خود در حرکت است: واژه « مُـسـتـقـر» به معنی: جای ثابت و مشخصی است که شئ يا فـرد در آن است ضمن اينکه به اينطرف و آنطرف نيز رفت و آمد می کند. خورشيد همانطور که آيه توصيف می کند در «مستقـر» خود در حرکت است.

پاسخ به این مطلب:

آیه 38 سوره یس:

وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَهَا ۚ ذَٰلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ

و خورشيد به [سوى‌] قرارگاه ويژه خود روان است. تقدير آن عزيز دانا اين است.

بوضوح مشخص هست که باز هم تفسیر به رای انجام شده در مطالب بلاگ فای ذکر شده، از طرفی خورشید را روان معرفی کرده در آیه یعنی خورشید در حرکت است اگر به ثبات خورشید و حرکت زمین میخواست اشاره کنه خورشید رو مثال نمی زد بلکه زمین رو مثال یزد همانند آیه ای که میگه خورشید به غروبگاه میرسد (حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ وَوَجَدَ عِنْدَهَا قَوْمًا قُلْنَا يَا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْنًا ﴿۸۶﴾ الكهف).

خورشيد و ماه در تناسب می باشند « خورشيد و ماه در تناسب هستند». سوره رحمان آیه 5

چه تناسبی ميان ماه و خورشيد وجود دارد؟

قطر خورشيد 1400000 کيلومتر است قطر ماه 3500 کيلومتر. فاصله خورشيد تا زمين 150000000 کيلومتر است. و يکی از فاصله های متوسط ماه تا زمين 375000 کيلومتر است.

تناسبی که مـيان آنها وجـود دارد اين است که: قطر خورشيد 400 بار از قطر ماه بزرگ تر است و 400 بار نيز از ماه دورتر است! به اين خاطر تقـريباً به يک اندازه به نظر می آيند و در خسوف کامل تقـريباً بر هم منطبق می شوند.

پاسخ به این مطلب:

آیه 5 سوره الرحمن:

الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ

خورشيد و ماه بر حسابى [روان]اند.

حسبان: (به ضم اول و كسر آن) مصدر است به معنى شمردن و حساب كردن

قسمتی از تفسیر آیه توسط شاه عبدالعظیمی:

الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ: آفتاب و ماه جارى مى‌شوند در بروج آسمان، بِحُسْبانٍ‌: به حساب مقدر بروج خود. خلاصه كلام آنكه حق سبحانه مقرر و مقدر فرموده سير آفتاب و ماه را در بروج و منازل خود كه اصلا از آن مسير تجاوز نكنند و على الدوام و استمرار بر آن حساب و طريق مرور مى‌نمايند. پس آفتاب، قطع بروج خود كند در مدت سيصد و شصت و پنج روز، و به اين دور سال تمام مى‌شود و فصول چهارگانه حاصل آيد، يعنى بهار و تابستان پائيز و زمستان و ماه در مدت بيست و هشت روز سير خود را انجام دهد و هرگز از اين حالت تجاوز نكنند و تخلف ننمايند. تخصيص شمس و قمر به ذكر به جهت آنست كه آنكه آنها منشأ منافع كثيره‌اند، چه به اين دو شناخته مى‌شود فصول و اوقات و شهور و سنوات و ساير محاسبات و امورات عالم اجتماع منظم مى‌گردد، و از جمله منافع شب و روز است كه معظم امور باشد.

«اوست که خورشيد را نور اصلی و ماه را نور بازتابی قرار داد». سوره یونس آیه 5

پاسخ به این مطلب:

آیه 5 سوره یونس:

هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاءً وَالْقَمَرَ نُورًا وَقَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ ۚ مَا خَلَقَ اللَّهُ ذَٰلِكَ إِلَّا بِالْحَقِّ ۚ يُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ

اوست كسى كه خورشيد را روشنايى بخشيد و ماه را تابان كرد، و براى آن منزلهايى معين كرد تا شماره سالها و حساب را بدانيد. خدا اينها را جز به حق نيافريده است. نشانه‌ها[ى خود] را براى گروهى كه مى‌دانند به روشنى بيان مى‌كند.

هُوَ الَّذِي‌: ذات احديت الهى آن ذاتى است كه به قدرت كامله. جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً: قرار داد آفتاب را صاحب روشنيها. وَ الْقَمَرَ نُوراً: و ماه را صاحب نور. و تسميه ماه به نور، جهت مبالغه، و اعم از ضوء است

یعنی ماه بازتابی از خورشید نیست بلکه خودش منبعی از نور هست که بواسطه اون ایام و حساب روزها رو بدانیم.

خـورشـيـدهـا و مـاهـهـا

« نه به خورشيد و نه به ماه هيچکدام سجده نکنيد، بلکه به خدائی سجده کنيد که آنها را (يعنی: ماهها و خورشيدها را) آفـريد». سوره فصلت آیه 37

نکـتـه آيه: خورشيدها و ماهها وجود دارد:

در زبان عربی «ضـمـيـر» برای مفـرد (يکی) و برای مثنی (دوتا) و برای جمع (سه تا و بالاتر از آن) صـرف مـی شود. آيـه از مـاه و خـورشـيـد که دوتا هستند صحبت می کند ولی بجای ضمير دوتائی مناسبِ آنها که «هُـمـا» به معنی «آنـدو» باشد، ضمير جمع «هُـنَّ» به معنی «آنـهـا» بکار برده است. يعنی می گويد: به خدائی سجده کنيد که خورشـيـدها و ماهـهـا را آفـريد.

پاسخ به این مطلب:

آیه 37 سوره فصلت:

وَمِنْ آيَاتِهِ اللَّيْلُ وَالنَّهَارُ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ ۚ لَا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلَا لِلْقَمَرِ وَاسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ

و از نشانه‌هاى [حضور] او شب و روز و خورشيد و ماه است؛ نه براى خورشيد سجده كنيد و نه براى ماه، و اگر تنها او را مى‌پرستيد آن خدايى را سجده كنيد كه آنها را خلق كرده است.

جمع ضمیر هُـنَّ مربوط به مواردی قبلی از جمله هست که جمع شدند یعنی ماه و خورشید که همراه با هم جمع شدند و هُـنَّ آورده شده، از طرفی ضمیر سوم شخص جمع مؤنث هست که دو تا بیشتر هست یعنی حداقل 2 تا و بیشتر.

هَنّ : كلمة أصلها الفعل (هَنَّ) في صيغة الماضي المعلوم منسوب لضمير المفرد المذكر (هو) وجذره (هنن) وجذعه (هن).

 

بسیاری مطالب اشتباه و تفسیر به رای در این پست از بلاگ فا (منظومه شمسی) وجود دارد که همینقدر بر نادانی نویسنده‌ی مطلب در بلاگ‌فا اشاره شد کفایت می کند.

هر سه آیه به گنبد ها اشاره می کند از طرفی هیچ اشاره ای به سیارات! نمی کند، باز هم به این کار ایشون تفسیر به رای گفته میشه. اینکه گروهی، آیه‌ای از قرآن را انتخاب کنند و سپس تلاش کنند تا آیه را بر دیدگاه یا عقیده و مرام و مسلک ویژه خود تطبیق دهند، تا آن عقیده یا مسلک انتخابی خویش را از این رهگذر توجیه کنند یا بر گرایش‌ها و عقاید مخصوص خودشان سرپوش نهند و آنها را در قالب تعابیر ویژه‌ای بر عامه مردم تحمیل نمایند.
این‌چنین اشخاصی در واقع از قرآن، به منظور به نتیجه رساندن اهدافشان پلی ساخته و هیچگاه در فکر تفسیر قرآن نبوده‌اند، و مصداق فرمایش امام صادق (علیه‌السلام) که می‌فرماید: فیخر بها ابعد ما بین السماء و الارض یا فلیتبوا مقعده من النار… قرار گرفته‌اند.

تک‌روی و استبداد به رای در مقام تفسیر قرآن؛ که شخص بدون توجه به شیوه اهل فن، در فهم معانی کلام و خصوصا کلام خدا سخن بگوید؛ زیرا برای دستیابی به مقصود کلام پروردگار، ابزار و شیوه‌هایی وجود دارد که از جمله آنها مراجعه به گفتار سلف (صحابه و تابعان) و اطلاع یافتن بر مطالب رسیده از ایشان درباره آیات، بررسی اسباب نزول و همچنین شرایطی است که وجود آنها در مفسر ضروری است. نادیده گرفتن تمامی اینها و تنها بر فهم خود تکیه کردن مخالف شیوه همه دانشمندان (پیشینیان و معاصران) است، هر آنکه استبداد رای بورزد هلاک خواهد شد و هر که به خدا نسبت دروغ دهد، از راه راست منحرف گردیده و درست به همین دلیل هر چند گاهی صواب گفته باشد، اشتباه کرده است؛ زیرا در انتخاب مسیر خطا کرده و راهی جز راه راست را پیموده است.

 

شیخ صدوق از امیرمؤمنان (علیه‌السلام) روایت کرده که: رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) فرمود: خدای جل جلاله می‌فرماید: هر کس به رای و دلخواه خویش گفتار مرا تفسیر کند به من ایمان نیاورده است.

همچنین از آن حضرت (علیه‌السلام) نقل شده که (به شخصی که مدعی وجود تناقض در قرآن بود) فرمود: مبادا که قرآن را به رای خود تفسیر نمایی، مگر اینکه از طریق دانشمندان آن را دریافت کنی؛ زیرا چه بسا آیه‌ای که شبیه کلام بشر است، ولی کلام خداست و تاویل آن شبیه کلام بشر نیست.

از امام علی بن موسی الرضا (علیهما‌السّلام) روایت شده که به علی بن محمد بن جهم فرمود: کتاب خدا جل جلاله را به رای خویش تاویل نکن؛ زیرا خداوند عزوجل می‌فرماید: و ما یعلم تاویله الا الله و الراسخون فی العلم؛ لا تتاول کتاب الله عزوجل برایک، فان الله عزوجل قد قال: و ما یعلم تاویله؛

ابونضر محمد بن مسعود عیاشی از امام صادق (علیه‌السلام) روایت کرده است که فرمود: هر کس قرآن را به رای خویش تفسیر کند هر چند درست درآید، پاداشی ندارد و اگر اشتباه کند گناه آن بر عهده‌اش خواهد بود. در روایت دیگری آمده است که: اگر اشتباه کند به‌ اندازه فاصله زمین و آسمان از حقیقت دور افتاده.

شهید ثانی زین‌الدین عاملی در حدیثی از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) نقل می‌کند که فرمود: هرکس بدون آگاهی درباره قرآن اظهار نظر کند جایگاهش را در آتش فراهم آورده است. و نیز حضرتش فرمود: هرکس درباره قرآن از روی ناآگاهی سخن بگوید روز قیامت در حالی که دهانش با لگامی از آتش بسته شده محشور می‌گردد. کما اینکه فرموده است: من از امت بعد از خودم، بیشتر بر کسی خائف هستم که به قرآن روی آورد، ولی نادرست تفسیر کند.

درباره بهرام

بهرام
نمی شه آشتی داد سنگو با شیشه/از هر کی بپرسی اسمم تو لیسته ----- ببین بازی رو بردم بدون بودجه/تکتون ریزه و جفتتون پوچه

همچنین بررسی کنید:

حقیقت نور ماه

حقیقت نور ماه

در این مقاله به بررسی و مطالعه در مورد حقیقت نور ماه می پردازیم که …

2 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

16 + 17 =

Translate »