آخرین مطالب

تفسیر آیه : و الی الارض کیف سطحت / تفسیر روایی برای آیات سوره غاشیه – اثبات زمین تخت با آیات قرآن

تفسیر آیه : و الی الارض کیف سطحت / تفسیر روایی برای آیات سوره غاشیه – اثبات زمین تخت با آیات قرآن :

مقدمه :
یکی از پرسش های کاربران این بوده که در کجای قرآن گفته شده زمین صاف است یا مسطح شده و یا زمین مسطح است؟ ، در پاسخ باید گفت : خداوند در آیه بیستم از سوره غاشیه به وضوح فرموده زمین صاف است و کروی نیست و جاهلان امروزی که به دروغ خود مفسر آیات قرآن معرفی میکنند رسما دارند آیات قرآن و حتی احادیث معصومین را انکار میکنند و همانا انکار حدیث به معنای انکار ایات قرآن است

حدیث شناسی و تفسیر شناسی + (حرام بودن تفسیر به رای)

 


شروع مطالب اصلی :

قَالَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ فِي قَوْلِهِ‌ وَ نَمارِقُ مَصْفُوفَةٌ قَالَ الْبُسُطُ وَ الْوَسَائِدُ وَ زَرابِيُّ مَبْثُوثَةٌ قَالَ كُلُّ شَيْ‌ءٍ خَلَقَهُ اللَّهُ فِي الْجَنَّةِ لَهُ مِثَالٌ فِي الدُّنْيَا- إِلَّا الزَّرَابِيَّ فَإِنَّهُ لَا يُدْرَى مَا هِيَ- وَ رَجَعَ إِلَى رِوَايَةِ عَطَا عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ فِي قَوْلِهِ‌ أَ فَلا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ‌ يُرِيدُ الْأَنْعَامَ- قَوْلُهُ‌ وَ إِلَى السَّماءِ كَيْفَ رُفِعَتْ وَ إِلَى الْجِبالِ كَيْفَ نُصِبَتْ- وَ إِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ‌ يَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَ يَقْدِرُ أَحَدٌ أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَ الْإِبِلِ- وَ يَرْفَعَ مِثْلَ السَّمَاءِ وَ يَنْصِبَ مِثْلَ الْجِبَالِ- وَ يُسَطِّحَ مِثْلَ الْأَرْضِ غَيْرِي أَوْ يَفْعَلَ مِثْلَ هَذَا الْفِعْل أَحَدٌ سِوَايَ قَوْلُهُ‌ فَذَكِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌ أَيْ فَعِظْ يَا مُحَمَّدُ إِنَّمَا أَنْتَ وَاعِظٌ-.

علی بن ابراهیم رحمت الله علیه به روایت عطا از ابن عباس رحمت الله علیه اشاره کرد که از قول اهل بیت علیهم السلام بود (روایتی نقل شده از پیامبر یا امام علی علیه السلام) :

آیه :
أَ فَلا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ [17] آيا آنان به شتر نمي‌نگرند كه چگونه آفريده شده است؟!

وَ إِلَى السَّماءِ كَيْفَ رُفِعَتْ [18] و به آسمان كه چگونه برافراشته شده؟!

وَ إِلَى الْجِبالِ كَيْفَ نُصِبَتْ [19] و به كوه‌ها كه چگونه در سطح زمین نصب شدند ؟ (مانند میخی که روی صفحه ای کوبیده و نصب میشود)

وَ إِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ [20] و آیا به زمين نگاه نمی کنند كه چگونه صاف و مسطح شده است !

تفسیر آیات تا اینجا :

منظور این است که خدا گفته است :

اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَ يَقْدِرُ أَحَدٌ أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَ الْإِبِلِ
آیا کسی می تواند مانند شتر را بیافریند ؟

 وَ يَرْفَعَ مِثْلَ السَّمَاءِ وَ يَنْصِبَ مِثْلَ الْجِبَالِ
یا مثل من آسمان را برپا کند یا همانند من کوه ها را نصب کند؟

وَ يُسَطِّحَ مِثْلَ الْأَرْضِ غَيْرِي
و آیا با وجود کسی غیر از من زمین صاف می شود ؟

 أَوْ يَفْعَلَ مِثْلَ هَذَا الْفِعْل أَحَدٌ سِوَايَ .
یا غیر از من کس دیگری میتواند چنین کاری کند؟.
(اگر کسی غیر از من (=الله) نمیتواند چنین کاری کند ، پس چرا کفر و شرک می ورزد یا اچرا ایمان نمی آورد به یگانگی من ؟ =یعنی الله)

آیه
فَذَكِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌ [21] پس تذكّر ده كه تو فقط تذكّردهنده‌اي!

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه) در ادامه این آیه نیز گفت که تفسیر آن در فرمایش معصومین علیهم السلام این است :
فَعِظْ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) إِنَّمَا أَنْتَ وَاعِظ.
ای محمّد (صلی الله علیه و آله) فقط پند بده!
بنابرین تو واعظ و پنددهنده هستی.

و در ادامه خداوند فرموده :
آیه لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ [22] چراکه تو تو بر آنان سلطه نداري كه مجبورشان به ايمان كني. (و فقطخدا سلطان و دارای تسلط است!- اشاره ای به آیه 33 الرحمن)
آیه إِلاَّ مَنْ تَوَلَّى وَ كَفَرَ [23] [و تذكّر براي همه سود‌بخش است] مگر كسي كه پشت كند و كافر شود.
فَيُعَذِّبُهُ اللهُ الْعَذابَ الْأَكْبَرَ [24] إِنَّ إِلَيْنا إِيابَهُمْ [25] ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا حِسابَهُم [26] پس خداوند او را به بزرگ‌ترين عذاب (یعنی جهنمی دائمی)، مجازات مي‌كند!
به يقين بازگشت [همه‌ی] آنان به‌سوي ماست.
و به يقين حسابشان [نيز] با ماست.

  • https://lib.eshia.ir/12015/2/418
    منبع اصلی : کتاب تفسیر القمی  جلد: ۲ صفحه: ۴۱۸.
    منابع دیگر شیعه :
    تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۸، ص۸۰ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۵۰/
این روایت علاوه بر نقل شدن  وتایید شدن در منابع شیعه ، همچنین در منابع سنی ها هم تایید شده و مورد اختلاف شیعه و سنی نیست
منبع اهل سنت  : تفسير البغوي ، در تفسیر  آبه 20 از سورة الغاشية.

بخشی از متن دعای پس از زیارت امام رضا که به اثبات مسطحیت زمین و غیرکروی بودنش پرداخته است :

إِلٰهِي حَاجَاتِي مَصْرُوفَةٌ إِلَيْكَ، وَآمالِي مَوْقُوفَةٌ لَدَيْكَ، وَكُلَّما وَفَّقْتَنِي مِنْ خَيْرٍ فَأَنْتَ دَلِيلِي عَلَيْهِ وَطَرِيقِي إِلَيْهِ، يَا قَدِيراً لَاتَؤُودُهُ الْمَطالِبُ، يَا مَلِيّاً يَلْجَأُ إِلَيْهِ كُلُّ راغِبٍ، ما زِلْتُ مَصْحُوباً مِنْكَ بِالنِّعَمِ، جارِياً عَلَىٰ عَادَاتِ الْإِحْسانِ وَالْكَرَمِ، أَسْأَلُكَ بِالْقُدْرَةِ النَّافِذَةِ فِي جَمِيعِ الْأَشْياءِ، وَقَضائِكَ الْمُبْرَمِ الَّذِي تَحْجُبُهُ بِأَيْسَرِ الدُّعاءِ، وَبِالنَّظْرَةِ الَّتِي نَظَرْتَ بِها إِلَى الْجِبالِ فَتَشامَخَتْ، وَ إِلَى الْأَرَضِينَ فَتَسَطَّحَتْ، وَ إِلَى السَّماواتِ فَارْتَفَعَتْ وَ إِلَى الْبِحارِ فَتَفَجَّرَتْ؛

خدایا حاجاتم بازگردانده به سوی تو و آرزوهایم ایستاده در پیشگاه توست و هر زمان مرا به کار نیکی توفیق دادی، راهنمایم بر آن و راهم به سوی آن تو بودی، ای توانایی که خواسته‌ها درمانده‌اش نکند، ای عطابخش دائمی که هر مشتاقی به سوی او پناه می‌آورد، همواره از سوی تو هم‌نشین با نعمت‌هایت بوده‌ام که جاری بر عادت احسان و بزرگواری‌ات بوده، از تو می‌خواهم به آن نیروی نافذ در تمام اشیا و داوری استوارت که آن را با آسان‌ترین دعا باز می‌داری و به آن نظری که به وسیله آن به جانب کوه‌ها نظر کردی و کوه‌ها بلندی گرفتند و به زمین‌ها توجه کردی و آن‌ها مسطّح و صاف شدند و به سقف آسمان‌ها عنایت فرمودی پس  بلند و دارای ارتفاع شدند و به دریاها نگریستی پس جاری شدند؛

 


در سایر تفاسیر که برخی روایی و برخی غیر روایی اند نیز چنین آمده است :

غاشیه 20
وإِلى الإرض كيف سُطحت .
وبه زمین نگاه کن چگونه مسطح = (صاف) شده است

در کتاب تفسیر قرآن ابن عجیبه آمده است :
قال الجلال: وفي الآية دليل على أنَّ الأرض سطح لا كرة، كما قال أهل الهيئة، وفي ابن عرفة، في قوله تعالى: {يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهَارِ } [الزمر: 5] أنَّ الآية تدل على أنَّ السماء كروية، قال: لأنَّ من لوازم تكويرهما تكوير محلهما لاستحالة تعلقهما دون مكان.

📄 آیه (وإِلى الإرض كيف سُطحت ): در آیه شواهدی وجود دارد که نشان می دهد زمین یک سطح صاف است و نه یک کره ، همانطور که اهل علم هیئت می گفتند .
وفی ابن عرفه ،  و اما در قول خدای متعال: { يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهَارِ..} [ زمر: 5]  این آیه نیز نشان می دهد که (اجرام درون) آسمان کروی است. چون شرط چرخش کواکب و سیارات آن است که چسبیده به مکان خاصی نباشد .(یعنی به گنبد یا سقف آسمان نچسبیده باشند و باید در فضای زیر گنبد شناور باشند)
البحر المديد في تفسير القران المجيد ابن عجيبة ج 7 ص 295
https://lib.eshia.ir/41674/7/295
(درنتیجه بحث اجرام درون گنبد اسمان با سطح زمین تخت ما متفاوته )


در کتاب تفسیر ثعالبی  آمده است :
وظاهرُ الآية أنّ الأرْضَ سَطْحٌ لا كرةٌ وهو الذي عليه أهلُ العلمِ

📄 ظاهر آیه قرآن به وضوح  نشان میدهد که زمین تخت است نه کره . همان چیزی که اهل علم (1) بر آن عقیده هستند . تفسير الثعالبي أبو زيد ج5 ص583
https://lib.eshia.ir/41726/5/583

1 – نکته مهم :  افراد اهل علم تا پیش از دوران کوپرنیک همگی به حقیقت دینی و علمی زمین تخت معتقد بودن !


در کتاب  تفسير الكتاب العزيز ابن عطية امده است :

«سطّحت» بشد الطاء على المبالغة، وهي قراءة الحسن، وظاهر هذه الآية أن الأرض سطح لا كرة، وهو الذي عليه أهل العلم

📄 قرائت درست کلمه سُطِّحَت با تشدید روی حرف طّ است و ظاهر آیه قرآن به وضوح و با تاکید نشان میدهد که زمین تخت است نه کره  ! . همان چیزی که اهل علم بر آن عقیده هستند .

المحرر الوجيز في تفسير الكتاب العزيز ابن عطية ج5 ص475
https://lib.eshia.ir/41716/5/475


  در کتاب رسائل الشریف نیز آمده است :
و احتجوا في أن الأرض مسطوحة بقول اللّٰه تعالى اللّٰهُ جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ بِسٰاطاً و البساط لا يكون كرويا و لا معادلا ذات تحديب
🔖و احتجاج کرده اند که زمین مسطح  و تخت است به استناد کلام خدا (جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ بِسٰاطاً ) و بساط (تخت و پهن) (بنابرین) کروی شکل و انحنا دار نخواهد بود .

رسائل الشريف المرتضى ج3 ص 141
https://lib.eshia.ir/15171/3/141


در کتاب تفسیر بحرالمحیط چنین آمده است:

وقد استدل بعض المنجمين بقوله: (جعل لكمالارض فراشا)على أن الأرض مبسوطة لا كروية، وبأنها لو كانت كروية ما استقر ماء البحار فيها

🔖 بعضی از منجمین به آیه(جعل لكم الارض فراشا) استدلال میکنند که زمین تخت است و نه کروی . چون اگر کروی بود دریاها روی سطح آن استقرار نمی یافتند (و هیچ گونه دلیل علمی برای اثبات کرویت و چسبیدن آبها به کره وجود ندارد) .
تفسير البحر المحيط أبو حيّان الأندلسي ج 1 ص 237

https://lib.eshia.ir/15393/1/237

مطلب علمی در تایید این حقیقت تاریخی و نقض وجود جاذبه نیوتنی :

 

نیروی هیدرواستاتیک (F_H) گرانش (نیروی جو جاذبه)

مستند رویت جزیره از فاصله هزار کیلومتری / قوی ترین اثبات زمین تخت / نقض کرویت

((بخش جدید مقاله ارسالی از طرف طلبه مجید))

بسم الله الرحمان الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج وأَرِنَا الطلحة الرشيىدة و الغُرة الحميدة

در این مقاله قصد داریم با برسی لغوی معنای 2 ماده (س-ط-ح) و (ف-ر-ش) به مقصود حقیقی از این الفاظ رسیده  و معنای مرسوم در نزد عرب واقف شویم بعون الله و منِّه.

الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِرَاشًا سوره بقره آیه 22 وَإِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ   سوره غاشیه آیه 20

فصل اول : معانی مفردات از لغت نامه های معتبر عربی

فصل دوم : تحلیل و برسی

خاتمه : نکته مهمه

فصل اول : معانی مفردات از لغت نامه های معتبر عربی :

فرش: الفرش: مصدر فرش يفرش، فرشت الفراش: بسطته، {جا را باز کردم}وفرشته فلاناً، بمعنى: فرشتُ له. وفرشتهُ أمري: بسطته كلَّه له.{کار را برای او توسعه و وسعت دادم} وافترش فلان ترابا أو ثوبا تحته{طرف خاک و یا لباسی که زیرش بود را صاف کرد-پهن کرد}العين نویسنده : الخليل بن أحمد الفراهيدي    جلد : 6  صفحه : 255

سطح : قال الليث : السَّطْحُ : سَطْحُك الشيءَ على وجه الأرض ، كما تقول في الحرب : سَطَحُوهُم أي أَضْجَعُوهُم على الأَرْضِ {سطحوهم یعنی آن ها را به پهلو روی زمین خواباندی(کنایه از کشته شدن آن ها)}، والسَّطِيحُ المسطوح هو القَتِيلُ{به فرد کشته شده سطیح گفته میشود که فعیل بمعنی مفعول است یعنی پهن شده بر روی زمین} ، وأنشد :

* حتى تَراهُ وَسْطَهَا سَطيحاً*

{در این شعر نیز شاعر درباره دشمن خود میگوید {حتی تا این که او را بر روی زمین پهن شده ببینی(کنایه از کشته شدن وی)}

وسَطِيحٌ الذِّئْبِيُّ كان في الجاهلية يتكَهَّنُ سُمِّي سطيحاً ، لأنه لم يكن له بين مَفَاصِلِه قَصَبٌ *فكان لا يقدر على قيام ولا قعود ، وكان مُنْسَطِحاً على الأرض.{سطیح  نام شخصی بود در عصر جاهلیت که کاهن یود علت نامگذاری .وی به سطیح *این بود که بدن او دارای استخوان نبود و همواره بر روی زمین بود و قادر بر بلند شدن و نشستن نبود و بر روی زمین پهن بود}

* (فعیل صفت مشبه است و دلالت بر قیام شخص بر این صفت به نهو دوام و ثبوت میکند.شرح التسهیل ابن مالک جلد سوم باب الصفه المشبهه).

وقال غيره : المِسْطحُ : حصيرٌ يُسَفُّ من خُوصِ الدَّوْمِ

{مسطح نام حصیری * است که از نوعی گیاه بافته میوشد.}

*(علت اطلاق این نام بر حصیر به علت پهن شدن حصیر است .زیرا که اشتقاق دارای مناسبت میباشد.)

والمِسْطَح أيضاً : مكان مُسْتَوٍ يُجَفَّفُ عليه التمر ويُسَمَّى الجَرِين.{مسطح به مکانی گفته میشود که خرما را در آن پهن میکنند تا خشک شود.}

 تهذيب اللغة نویسنده : الأزهري، محمد بن أحمد  جلد : 4  صفحه : 163-164

 السطح ……كمَنَعَهُ: بَسَطَهُ، وصَرَعَهُ، وأَضجَعَهُ،{سَطَحَهُ مثل منعَهُ (در وزن نه در معنا) پهن کرد آن چیز را .گسترش داد.طرح کرد آن چیز را (طرح در عربی تقریبا معادل بسط است نه طرحِ بمعنای فارسی) .}

القاموس المحيط نویسنده : الفيروز آبادي، مجد الدين   جلد : 1  صفحه : 228

فرش فرشا وفراشا: بسطه. وفرشه أمرا: أوسعه إياه…. وتفريش الدار: تبلیطها.{ تفریش دار بمعنی گستراندن آن است.}

القاموس المحيط نویسنده : الفيروز آبادي، مجد الدين    جلد : 2  صفحه : 282

* فرشَ الشَّىْءَ يفرِشُهُ فَرْشاً ، وفَرَشَه فانْفَرَشَ وتفرَّشَ ، وافْتَرشه : بَسَطَهُ.

المحكم والمحيط الأعظم نویسنده : ابن سيده    جلد : 8  صفحه : 48

والسطيحُ ، الذى يُولَدُ ضَعيفا لا يقدِرُ على القيامِ والقُعودِ فهو أبداً مُنْبَسطٌ.

ورأيتُ الأرضَ مَساطيحَ ، لا مَرْعَى بها ، شُبِّهَتْ بالبيوتِ.

{زمین را دیدم که مانند سطح های صاف بود (کنایه از نبودن علف و چراگاه در آن).}

 المحكم والمحيط الأعظم نویسنده : ابن سيده    جلد : 3  صفحه : 175

السَّطْح معروف، و هو من كل شيء أعلاه.

{سطح چیز شناخته شده ای است(نیاز به تعریف ندارد) وآن عبارت است از روی هر چیزی.}

و سَطَحَ اللّٰه الأرضَ سَطْحاً: بَسَطَها…..و انْسَطَحَ الرجُل: امتدّ على قفاهُ و لم يتحرك.{خداوند زمین را سطح کرد یعنی پهن کرد و فرد منسطح شد یعنی به گشت دراز کشید.(پهن شد.).}

الصحاح‌ تاج اللغة و صحاح العربية نویسنده : الجوهري، أبو نصر    جلد : 1  صفحه : 375

و الفَرْشُ : الزَّرْعُ إِذا فُرِشِ عَلَى الأَرْضِ{محصول زراعی اگر روزی زمین پهن شود به آن فرش گفته میشود}

و الفَرْشُ : البَثُ‌ ، قَالَ الجَوْهَرِيُّ: و يُحْتَمل أَنْ يَكُونَ الفَرْشُ في الآيَةِ مَصْدَراً، سُمِّيَ بهِ، مِنْ قَوْلِهِمْ: فَرَشَهَا اللََّه فَرْشاً ، أَيْ بَثَّها بَثًّا.{فرش بمعنی نشر دادن و گسترش دادن است جناب ابو نصر جوهری اسماعیل بن حماد فرموده است: در این آیه (الارض فراشا) احتمال هست که بمعنی : (خداوند گسترش داد زمین را) باشد.}

 تاج العروس من جواهر القاموس نویسنده : المرتضى الزبيدي    جلد : 9  صفحه : 158-159

(فَرَشَ) الْفَاءُ وَالرَّاءُ وَالشِّينُ أَصْلٌ صَحِيحٌ يَدُلُّ عَلَى تَمْهِيدِ الشَّيْءِ وَبَسْطِهِ. يُقَالُ: فَرَشْتُ الْفِرَاشَ أَفْرِشُهُ. وَالْفَرْشُ مَصْدَرٌ. وَالْفَرْشُ: الْمَفْرُوشُ أَيْضًا. وَسَائِرُ كَلِمِ الْبَابِ يَرْجِعُ إِلَى هَذَا الْمَعْنَى. يُقَالُ تَفَرَّشَ الطَّائِرُ، إِذَا قَرُبَ مِنَ الْأَرْضِ وَرَفْرَفَ بِجَنَاحِهِ. وَمِنْ ذَلِكَ الْحَدِيثُ: ” أَنَّ قَوْمًا مِنْ أَصْحَابِ النَّبِيِّ – صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ – أَخَذُوا فَرْخَيْ حُمَّرَةٍ ; فَجَاءَتِ الْحُمَّرَةُ تَفَرَّشُ {این سه حرف فاء -راء-شین اصل صحیحی است که دلالت میکند بر گستراندن و پهن کردن شیء. گفته میشود :جا را پهن کردم -=میکنم . و سایر اشتقاقات و کلمات این ماده به همین معنای اصلی که پهن کردن و گستراندن است برمیگردند. گفته میشود : پرنده بال های خود را پهن کرد (گسترانید) زمانی که نزدیک زمین شد(نزدیک به فرود آمدن) و پهن کرد هر2 بالش را .و در حدیث مروی است : عده ای از اصحاب حضرت رسول صلوات الله علیه وآله و لعنته علی اعدائهم جوجه ی پرنده ای را گرفتند و مادر جوجه نزد آنان آمد و بال هایش را باز کرد}

معجم مقائيس اللغة نویسنده : ابن فارس    جلد : 4  صفحه : 486

تاج العروس من جواهر القاموس نویسنده : المرتضى الزبيدي    جلد : 4  صفحه : 89-90

(سَطَحَ) السِّينُ وَالطَّاءُ وَالْحَاءُ أَصْلٌ يَدُلُّ عَلَى بَسْطِ الشَّيْءِ وَمَدِّهِ، مِنْ ذَلِكَ السَّطْحُ مَعْرُوفٌ. وَسَطْحُ كُلِّ شَيْءٍ: أَعْلَاهُ الْمُمْتَدُّ مَعَهُ. وَيُقَالُ انْسَطَحَ الرَّجُلُ، إِذَا امْتَدَّ عَلَى قَفَاهُ فَلَمْ يَتَحَرَّكْ.{ این ماده دلالت بر پهن کردن شیء و گستراندن آن میکند و این شناخته شده و معروف است .و فرد زمانی که به پشت دراز بکشد و پهن شود گفته میشود انسطح.} معجم مقائيس اللغة نویسنده : ابن فارس    جلد : 3  صفحه : 72

والمسطحُ (بكسر الميم) : عمود الخباء{مِسطَح به ستون خیمه گفته میشود}. مجمل اللغه نویسنده : ابن فارس    جلد : 1  صفحه : 460

وإّنّما سُمِّيَ بِذَلِكَ لِأَنَّهُ تُمَدُّ الْخَيْمَةُ بِهِ مَدًّا { وهمانا به ستون خیمه؛ مِسطح گفته میشود زیرا ابزار پهن شدن خیمه است } معجم مقائيس اللغة نویسنده : ابن فارس    جلد : 3  صفحه : 72. # الفائق في غريب الحديث نویسنده : الزمخشري    جلد : 1  صفحه : 241

سطح الشيء: بسطه وسواه، ومنه سطح الخبز بالمسطح وهو المحور،{به ابزار پهن کردن نان ؛ مِسطح (که  در زبان عربی یکی از اوزان اسم آلت است گفته میشود .}

اساس البلاغه نویسنده : الزمخشري    جلد : 1  صفحه : 453

(فَرَشَ)

(هـ) فِيهِ «أَنَّهُ نَهَى عَنِ افْتِرَاش السَّبُع فِي الصَّلَاةِ» هُوَ أَنْ يَبْسُط ذِراعَيْه فِي السُّجود وَلَا يَرْفَعُهُما عَنِ الْأَرْضِ، كَمَا يَبْسُط الكلْب وَالذِّئْبُ ذِراعَيْه. والافْتِرَاش: افْتِعَالٌ، مِنَ الفَرْش والفِرَاش.  {در حدیث  وارد شده که جضرت رسول صلوات الله علیه و آله نهی فرمودند از افتراش ساق ها در نماز.(یعنی از پهن کردن و چسباندن ساق ها به زمین)همانطور که حیواناتی مانند سگ و گرگ ساق های خود را پهن کرده و روی زمین می گسترانند.}

 النهايه في غريب الحديث والاثر نویسنده : ابن الأثير، مجدالدين    جلد : 3  صفحه : 430-429

(وَافْتَرَشَ ذِرَاعَيْهِ) أَلْقَاهُمَا عَلَى الْأَرْضِ

(الْفِرَاشُ) مَا يُفْرَشُ أَيْ يُبْسَطُ عَلَى الْأَرْضِ (وَقَوْلُهُ) بَاعَ قُطْنًا أَوْ صُوفًا فِي فِرَاشٍ يَعْنِي الْمِثَالَ الَّذِي يُنَامُ عَلَيْهِ {فروخت -خرید صوف یا زیر اندازی را یعنی آنچه که بر روی او خوابیده میشود.}

المغرب في ترتيب المعرب نویسنده : المطرزي    جلد : 1  صفحه : 356-357

فصل دوم : تحلیل و برسی :

همانگونه که در فصل قبل  گذشت معنای این دو ماده از 12 معجم مهم و معتبر زبان عرب که مولفان هریک وزنه ای علمی و لغت دانی ماهر بودند ذکر شد .

پی بردن به معنای کلمات ازمواردی است که با استحسانات و قیاس عقلی ثابت نمیشود بلکه نیاز به نقل از اهلِ آن زبان یعنی عرب دارد تا مطلع شویم که عرب این لفظ را در چه معنایی  استفاده میکرده و چه معنای از این کلمات با ذهن وی خطور میکرده است.{المزهر فی علوم اللغه و انواعها-سیوطی)

این دو ماده هر دو دلالت بر پهن کردن و گستراندن شیی مییکنند و چنان که درجایش ثابت شده است فصاحت و بلاغت قرآن در بالاترین درجه و در حد اعجازمیباشد به گونه ای که دیگران از آوردن امثال آن عاجر بوده و تا ابد قرآن یکه تاز میدان فصاحت و بلاغت خواهد بود برای اثبات این ادعا کافی است به تفاسیر: ادبی_ بلاغی قرآن نظیر الکشاف زمخشری- التنویر و التحریر ابن عاشور و کتب اعجاز القرآن بباقلانی-قاضی عبدالجبار-رمانی و دلائل الاعجاز و اسرار البلاغه عبدالقاهر جرجانی مراجعه فرمائید تا دقائق لفظی قرآن و اعجاز بیانی آن بر شما آشکار شود .

حال که با چنین کتابی که بالاتر از تمامی کتب بشر قرار دارد آیا روا است که خداوند در آن از لفظی استفاده نماید که  هیچ دلالتی بر کرویت نداشته و شواهد فراوانی قیام بر دلالت وی بر معنای مسطح بودن میکنند؟

از کسانی که ادعا دارند این الفاظ دلالت بر مسطح بودن زمین نمی کند سوال میپرسیم که آیا برای خداوند مقدور نبود که با الفاظی مثل (دُوِّرَت-صارت کُرَة-دَوّرناها و …). {گرد شده است- کروی شده است- آن را گرد کردیم-و…} ذکر نماید که هم نزدیک تر به مقصود است و هم از  به اشتباه افتادن مخاطب در فهم معنای کلمات جلو گیری میکند ؟؟؟؟.

پس سرّ در استعمال این الفاظ چیست ؟ مگر نه این که خداوند حکیم است و هیچ کاری را بدون دلیل انجام نمیدهد ؟؟؟

اشکال: این الفاظ و تمام اسعمالاتی که در قرآن درباره خورشید و ماه و ستارگان است از باب مجاز بوده و هیچ یک حقیقی نیستند فلذا آیاتی که دلالت بر حرکت ماه و خروشید میکنند مجاز و استعاره میباشند.

پاسخ: استعمال مجاز در قرآن “برفرض اثبات آن همانگونه  که عده ای تمام استعمالات قرآن را حقیقت دانسته اند(کتاب النظام القرآنی -سبیط نیلی)” دارای قواعد و ضوابطی است که در محل خود :علم معانی و بیان تقریر شده است.

استعمال مجازی نیازمند علاقه است و علاقه مجازیت 12 عدد است (نهایه الایجاز فی درایه الاعجاز -فخر الدین رازی) حال درمدعای شما کدام یک از علاقه ها وجود دارد که مجوز برای استعمال مجازی شده است ؟ آیا علاقه ی سبب و مسبب است ؟ یا ما کان و ما یکون ؟ و یا ….

ثانیا مجاز فرع حقیقت میباشد و اولویت با اصل است نه فرع پس حمل این استعمالات به معانی حقیقیشان اولیوت دارد بر مجاز.

نکته مهم :

از بزرگترین و گمراه کننده ترین اشکالات همه ی ما و حتی برخی از علما تحمیل نظرات بر قرآن و احادیث است. بنحوی که وقتی از خارج تصوراتی در زهن مان نقش میبندد بلا شک و انکار آنان را یقینی میپنداریم و درهنگام مواجهه با قرآن و حدیث اگر ذره ای مخالفت با تصور ما یافت شد بلافاصله قرآن و حدیث را تاویل  و تفسیر میکتنیم غافل از اینکه معدن حقیقی علوم  اعم از : {ادبیات طب معماری تمدن شهر سازی فراست جدل توحید و …..} همه و همه آیات قرآن کریم و روایات وارده از معصومین صلوات الله علیهم اجمهین میباشد

مفسرین واقعی قرآن و کسانی که پی به حقائق و دقائق آن میبرند جز معصومین نیستند پس  سزاوار است که برای درک آیات و معانی  آن به نزد اهلش رجوع کنیم زیرا که در حدیث مروی است  :

عن محمد بن مسلم قال: سمعت أبا جعفر عليه السلام يقول: ليس عند أحد من الناس حق ولا صواب ولا أحد من الناس يقضي بقضاء حق إلا ما خرج منا أهل البيت وإذا تشعبت بهم الأمور كان الخطاء منهم والصواب من علي عليه السلام.

به شرق و غرب عالم هم برویم هیچ علم صحیحی پیدا نمی کنیم مگر آن علمی که از درب خانه ی اهل بین علیهم السلام بیرون آمده باشد.

((پایان مطالب ارسال شده توسط دوست گرامی ، طلبه مجید))


پایان همه مطالب .

در صورت تمایل مطالب مقاله پیشین را نیز بخوانید

زمین تخت در قرآن (دحاها – ذلولا – لموسعون – سقف آسمان – یکور – سطحت – فراشا)

متن دعای پس از زیارت امام رضا + زمین مسطح است !

درباره مدیر Vlad

مدیر Vlad
ولاد {مدیر تولید محتوای مذهبی در رسانه زمین تخت پارسی} - عکاس ،گرافیست و تدوینگر - محقق ، مستندساز - مدرس رایانه و نرم افزار های adobe (در فضای مجازی)

همچنین بررسی کنید:

هفت گنبد آسمان

نورافکنی خورشید و ماه و پشت روی آنها

نورافکنی خورشید و ماه و پشت روی آنها : ماه و خورشید پشت و رو …

2 دیدگاه

  1. Avatar
    گنهکار عاشق شهادت

    احسنت ،درود خدا بر شما
    معتقدین ب زمین تخت ب زعم حقیر شایستگی رسیدن ب دوران ظهور امام مهدی علیه السلام رو دارند چرا ک درک این مطلب مهم یعنی شناخت مکر و حقه ی گلوبالیست و یهود
    و این یعنی بصیرت و آگاهی حقیقی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

13 + 8 =

Translate »