آخرین مطالب

آیا حرز امام جواد، سند معتبر دارد ؟

حرز امام جواد / حرز،ترجمه انگلیسی amulet ، در لغت یعنی ذکر یا دعا یا شیئی که انسان برای محافظت از بلایا و حوادث غیر طبیعی، همیشه همراه خود دارد. حرز مانند حجاب و پرده‌ ای است که انسان را از خطرات حفظ می‌کند و می‌ تواند گاهی ذکر خدا و گاهی یک شیء باشد، اما اگر یک دعا فقط باشد به آن تعویذ نیز گفته میشود. می‌ توان بیان کرد که تقریبا همه ائمه اطهار علیه السلام دارای حرز و دعاهای مخصوص خود بودند.

در دین اسلام و روایات شیعه نیز مطالب مهمی درمورد حرز بیان شده است از جمله حرز حضرت زهرا سلام‌الله‌ علیها، حرز یمانی منسوب به امیرالمومنین علیه‌ السلام، حرز حضرت خدیجه سلام‌ الله‌ علیها و… که در میان اینها حرز امام جواد (ع) که بر روی پوست آهو نوشته میشود شناخته شده و معروف تر است همچنین خواص بسیاری نیز دارد. دعای حرز امام جواد آشنا ترین دعا نزد علما و بزرگان دین می‌باشد. این دعای شریف به دو صورت صغیر و کبیر نوشته شده است.

در این مطلب به بررسی اصالتِ سندیِ حرز امام جواد پرداخته می شود.

حرزها و تعویذهای منسوب به امام جواد علیه السلام

در میراث دعايی شیعه سه حرز و تعويذ به امام جواد علیه السلام منسوب شده است.
1- حرز منقول از همسر امام جواد علیه السلام که آن را برای مأمون عباسی نوشت. در ادامه به بررسی این حرز میپردازيم.

2- حرز (یا نور یا برهان)

سید بن طاووس پس از ذکر حرز پیشین مینويسد:

حرز آخر للتقي علیه السالم، بغیر تلك الرواية: يا نور يا برهان، يا مبین يا منیر، يا رب اکفني الشرور، وآفات الدهور، وأسألك النجاة يوم ينفخ في الصور «ابن طاووس، مهج الدعوات، 42»

دانلود کتاب ابن طاووس، مهج الدعوات حرز امام جواد (ع) صفحه 42

اين حرز نیز مشهور است. شیخ عباس قمی در کتاب باقیات الصالحات که به مفاتیح الجنان ملحق کرده و همواره در حاشیه مفاتیح به چاپ میرسد، اين حرز را به عناوان حرز امام جواد (ع) ذکر کرده است (قمی 862) و گاهی در تعریف معنای حرز، به عنوان نمونه از این حرز یاد می شود (فتح الله، 157).

 

به نظر می رسد بخشی از شهرت این حرز به خاطر خلط مباحث مرتبط مربوط به این حرز یا حرز اول باشد.
این اشتباه از آنجا ناشی می شود که هر دوی آنها به عنوان حرز امام جواد (ع) شناخته شده اند، و نام خاص و متمایزی ندارند. این در حالی است که سید بن طاووس که این حرز را نقل می کند هیچ توضیحی دربره منبع نقل این حرز، خواص حرز یا آداب نگهداری و استفاده از آن ارائه نمی کند.

حرز امام جواد (ع) برای مامون

صفوان بن یحیی می گوید: ابونصر همدانی به من گفت که «حکیمه»، دختر ابی الحسن قُرَشی، که از زنان نیکوکار بود، به من گفت: هنگامی که امام جواد (ع) درگذشت، برای عرض تسلیت نزد «ام فضل» رفتم و به او تسلیت گفتم و او را بسیار غمگین یافتم که با گریه و ناله و بی تابی خودش را می کشت (کنایه از شدت ناراحتی) من نزد او نشستم تا مقداری ناراحتیَش فرو نشست و ما مشغول سخن دربارۀ کرم امام جواد و توصیف ایشان و بیان آنچه خداوند از عزت و اخلاص و شرافت و بزرگواری به ایشان عطا کرده بود، شدیم.

ناگاه دختر مأمون (ام فضل) گفت: آیا تو را به چیز شگفتی از ایشان آگاه کنم ؟

گفتم: آن چیست؟ گفت: من زیاد به ایشان غیرت می ورزیدم و همیشه مراقب او بودم و چه بسا از او چیزی می شنیدم و به پدرم [مأمون] شکایت می کردم پس می گفت: دخترم تحمل کن. همانا او (امام جواد (ع)) جگر گوشۀ رسول خداست. روزی من نشسته بودم کنیزی وارد شد و سلام کرد. گفتم تو کیستی؟ گفت: من کنیزی از فرزندان «عمار بن یاسر» هستم و همسر «اَبی جعفر»، محمد بن علی (علیهماالسّلام) -که همسر شما است- می باشم! پس آنقدر حسد به به جانم ریخت که نمی توانستم تحمل کنم. تصمیم گرفتم بیرون بروم و سر به بیابان بگذارم و نزدیک بود که شیطان مرا به بدی بر آن کنیز وادار نماید، پس خشم خود را فرو بردم و به او کمک کردم و لباس پوشانیدم پس زمانیکه از پیش من رفت، نتوانستم بر خود مسلط شوم. برخاستم و نزد پدرم رفتم و در حالیکه او مست لایعقل بود، موضوع را به او خبر دادم ، پس گفت: ای غلام برای من شمشیری بیاور پس غلام شمشیر را آورد و او بر اسب سوار شد و گفت به خدا سوگند او (امام جواد (ع)) را تکه تکه می کنم. من هنگامی که این وضعیت را دیدم، گفتم: اِنّا لله و اِنّا اِلیهِ راجِعون، با خود و شوهرم چه کردم؟! و به صورتم سیلی می زدم. پس پدرم بر محضر او (امام جواد (ع)) داخل شد و یکسره او را با شمشیر می زد تا اینکه او را تکه تکه کرد. سپس بیرون رفت و من دوان دوان پشت سر او بیرون آمدم و از اندوه و بی تابی، شب را نخوابیدم.

صبح شد و من پیش پدرم رفتم و گفتم می دانی دیشب چه کردی؟ گفت: چه کردم؟ گفتم ابن الرضا (ع) را کشتی. چشمهایش اشک آلود شد و بیهوش گردید. هنگامی که به هوش آمد، گفت: وای بر تو چه می گویی؟!

گفتم: بله، به خدا سوگند پدر، بر او وارد شدی و همواره وی را با شمشیر می زدی تا قطعه قطعه کردی پس از این خبر به شدت مضطرب و نگران شد. پس گفت: یاسرِ خادم را به نزد من بیاورید. پس زمانیکه آوردند به یاسر خادم گفت: این (ام فضل) چه می گوید: یاسر گفت: ای امیرالمؤمنین! راست می گوید. پس پدرم با دستش به سینه و صورتش می زد و می گفت: اِنّا لله وَ اِنّا اِلَیهِ راجِعون، هلاک شدیم. به خدا نابود شدیم، و تا ابد رسوا شدیم. وای بر تو برو و ببین ماجرا چگونه است و فورا برایم خبر بیاور، که نزدیک است جانم از بدنم خارج شود.

پس یاسر خارج شد و من بر گونه و چهره ام می زدم. پس زود بازگشت و گفت: مژده بده اِی امیرالمؤمنین:

مأمون گفت: هر چه بخواهی مژدگانی می دهم، چه دیدی؟ گفت: بر او وارد شدم، دیدم نشسته و پیراهنی دارد که دست و پای ایشان را پوشانده به او سلام کردم و گفتم ای فرزند پیامبر دوست دارم این پیراهنت را به من هبه کنی، در آن نماز بخوانم و به آن متبرّک شوم. من می خواستم به بدن او نگاه کنم که آیا در آن زخم یا اثر شمشیر هست. پس فرمود: من تو را با بهتر از آن می پوشانم. گفتم: غیر از این نمی خواهم. پس حضرت آن را کَند. پس بدن ایشان را نگاه کردم، اثر شمشیر نبود. پس مأمون به شدت گریست و گفت: بعد از این چیزی نماند این عبرت برای اولین و آخرین است.

سپس مأمون گفت: ای یاسر! امّا سوار شدنم را برای رفتن به سوی او و وارد شدنم بر او را یادم هست، ولی از بیرون آمدن از نزد وِی و آنچه با او کردم چیزی به یاد ندارم و یادم نیست که چطور به جای خویش برگشتم و رفتن و برگشتنم چگونه بود. خداود لعنت کند این دختر را، لعنتی سخت. به نزد او (ام فضل) برو و به او بگو پدرت می گوید: اگر بعد از این بیایی و از وِی شکایت کنی یا بدون اجازه اش از خانه بیرون بروی، به جای او از تو انتقام می گیرم. سپس به نزد محمد بن علی (ع) برو و از طرف من سلام برسان و برای ایشان بیست هزار دینار ببر و اسبی را که دیشب به آن سوار بودم به او بده و به هاشمی ها و اُمرا دستور بده که نزد او بروند و سلام کنند.

یاسر گوید: به نزد هاشمی ها و اُمرا رفتم و این موضوع را به آنان اعلام کردم و مال و اسب را برداشته و به سوی محمد بن علی (ع) رفتم و به محضر ایشان وارد شدم و سلام مأمون را ابلاغ کردم و بیست هزار دینار را در برابرشان گذاشتم و اسب را به ایشان عرضه کردم آن حضرت مدتی به اسب نگاه کرد و تبسم فرمود و سپس فرمود: ای یاسر، آیا عهد بین من و او چنین بود؟!پس عرض کردم: ای مولای من! عتاب را کنار بگذار، به خدا و حق جدّت محمد (ص) سوگند که مأمون از کارش هیچ نفهمیده و نمی دانست که در کدام زمینِ خدا است و هر آینه نذر کرده و سوگند خورده که هرگز مست نشود و این مطلب را شما به روی او نیاور و او را به خاطر آنچه از او سرزده، عتاب مکن.

یاسر گوید: به نزد هاشمی ها و اُمرا رفتم و این موضوع را به آنان اعلام کردم و مال و اسب را برداشته و به سوی محمد بن علی (ع) رفتم و به محضر ایشان وارد شدم و سلام مأمون را ابلاغ کردم و بیست هزار دینار را در برابرشان گذاشتم و اسب را به ایشان عرضه کردم آن حضرت مدتی به اسب نگاه کرد و تبسم فرمود و سپس فرمود: ای یاسر، آیا عهد بین من و او چنین بود؟!پس عرض کردم: ای مولای من! عتاب را کنار بگذار، به خدا و حق جدّت محمد (ص) سوگند که مأمون از کارش هیچ نفهمیده و نمی دانست که در کدام زمینِ خدا است و هر آینه نذر کرده و سوگند خورده که هرگز مست نشود و این مطلب را شما به روی او نیاور و او را به خاطر آنچه از او سرزده، عتاب مکن.

وقتی این موضوع تمام شد، امام جواد (ع) فرمودند: ای امیرالمؤمنین! مأمون جواب داد: لبّیکَ و سَعدَیک.

امام فرمود: نصیحتی بر تو دارم، آنرا بپذیر.

مأمون گفت: سپاسگزارم و از تو تشکر می کنم. آن نصیحت چیست؟

امام فرمود: شبانه از منزل بیرون مشو که از این مردم منکوسِ واژگون شده بر شما ایمن نیستم، در نزد من «حِرزی» است که با آن خود را حفظ کنم و از شرور و بلاها و ناخوشایندها و آفت ها و عاهات در امان باشم، همانطور که دیشب خدا مرا از تو نجات داد و اگر با آن حرز لشکریان روم یا بیش از آن را ملاقات نمایی یا اهل زمین علیهِ تو و برای شکست دادن به تو اجتماع نمایند با قدرت و جبروت الهی هیچ کاری نمی توانند بکنند و همینطور شیاطین جن و انس. اگر دوست می داری، بفرستم تا از جمیع آنچه گفتم و هرآنچه که از آن می ترسی در امان باشی، این حرز بیش از حد مجرّب است.

مأمون گفت: آنرا با خط خودت بنویس و برایم بفرست تا بازداشته شوم از آنچه گفتی.

امام فرمود: از روی محبت و کرامت آنرا می فرستم.

سپس مأمون گفت: عمویت به قربانت از آنچه از من سر زد درگذر و مرا ببخش.

امام فرمود: چیزی نبود، چیزی جز خیر نبود.

پس مأمون گفت: به خدا سوگند با خراج شرق و غرب به سوی خداوند تقرب می جویم و فردا که صبح می شود آنچه را مالک شده ام برای کفارۀ آنچه گذشت، انفاق می کنم. سپس مأمون گفت: ای غلام آب و غذا بیاورید و بنی هاشم را وارد کن. پس بنی هاشم داخل شدند و با مأمون غذا خوردند و به تناسب منزلت هر کدام از آنان، امر کرد خلعت و جایزه دهند. سپس به ابی جعفر (ع) گفت: در پناه خداوند برگرد و فردا آن حرز را برای من بفرست. پس امام (ع) برخاست و سوار شد و مأمون دستور داد امرا همراه او سوار شوند تا منزلش ببرند.

یاسر گوید: زمانیکه امام جواد (ع) صبح کرد، کسی را به دنبال من فرستاد و مرا خواند و پوست آهوی نازکی از من خواست و سپس با خط خود آن حرز معروف را نوشت و فرمود: یاسر! آنرا در بازویش ببندد. وضوی کاملی بگیرد و چهار رَکعت نماز بخواند؛ در هر رَکعت، «فاتحهُ الکتاب» و هفت مرتبه «آیهُ الکرسی»[سوره بقره آیه ۲۵۵] و هفت مرتبه آیه «شَهِدَ اللهُ»[سوره آل عمران آیه ۱۸] و هفت مرتبه «وَ الشَّمسِ» و هفت مرتبه «وَ اللّیلِ» و هفت مرتبه «قُل هُوَ اللهُ أَحَدٌ» و سپس آنرا به بازوی راستش ببندد با حول الهی و قوت او در هنگام بلایا از هر چیزی که می ترسد و دوری می کند سالم می ماند.

در باره خبر

«شیخ اِربلی» پس از نقل خبر مزبور در کشف الغمه گوید به عقیدۀ من در این خبر باید تأمل نمود و گمان می کنم که آن را جعل کرده اند زیرا امام جواد (ع) در مدینه زوجۀ دیگر می گرفت و مأمون در مدینه نبود که «ام الفضل» از امام به پدرش شکایت کند و اگر بگویی که مأمون برای انجام مراسم حج آمده بود، می گوییم: در این صورت، مأمون شراب نمی خورد تا مست شود. از سوی دیگر، ابوجعفر (ع) در بغداد وفات کرده و ام الفضل هم در آنجا بود (که حضرت را مسموم کرده بود) و «حکیمه» نیز که در مدینه به سر می برد، چگونه پس از وفات امام جواد ام الفضل را دیده است؟ همچنین زنی که از اولاد «عمار یاسر» بوده در مدینه به عقد امام جواد (ع) درآمده است و ام الفضل هم اگر او را در مدینه دیده، پس چگونه پیش پدرش (که در بغداد بود) رفته و شکایت کرده است و در تمام اینها باید تأمل نمود!

«علامه مجلسی» در بحارالانوار پس از نقل اشکالات صاحبِ «کشفِ الغُمّه» می نویسد: ممکن نیست خبر مشهوری را که در بسیاری از کتاب ها نوشته شده است، به محض استبعاد، آن رد نمود.[عیون المعجزات ص ۱۲۹ – ۱۲۴، بحارالانوار ج ۵۰، ص ۷۱ – ۶۹]

سید بن طاووس / سید رضی الدین، علی بن موسی بن جعفر بن طاووس، از نوادگان امام حسن مجتبی(ع) و امام سجاد(ع) از عالمان شیعه و نویسنده کتاب‌هایی چون المهمات و التتمات، کشف المحجة لثمرة المهجة، مصباح الزائر و جناح المسافر، اللهوف علی قتلی الطفوف. وی استاد علامه حلی و پدر او (شیخ یوسف سدیدالدین) و دیگران است.

بررسی متنی و سندی دعاهای حرز

حسین بن عبدالوهاب (قرن 5) ادعا می کند نسخه حرز نزد اکثر شیعیان موجود است، او متن حرز را نقل نمی کند (حسین بن عبدالوهاب، 117)

ابن شهر آشوب (قرن 6) نقل می کند که وقتی مامون به دیدن امام می رود و او را سالم می بیند تصمیم می گیرد دشمنان را از بین ببرد و خراج شرق و غرب را به او بدهد. و او ادامه ماجرا را نقل نکرده است و سخنی از حرز به میان نیاورده است (ابن آشوب،3 / 500)

روایت یوسف بن حاتم جایی ادامه دارد که امام به مامون توصیه می کند برای ایمنی بیشتر شیهابیرون نرود و امام به منزل خود بر می گردد. در این گزارش هم سخنی از حرز به میان نیامده است (یوسف بن حاتم، 911)

در نقل راوندی امام به امون نصیحت می کند که شراب ننوشد و او هم می پذیرد و رایت بدون اشاره به حرز پایان می رسد. (قطب الدین راوندی، 1 /379)

بر این اساس متن حرز از منابع پیش گفته تنها در کتاب (منیه الداعی و غنیه الواعی) نوشته علی بن عبد الصمد تمیمی آمده که سید بن طاووس آن را نقل کرده است.

در این بخش در پی یافتن سرنخ هایی از دعاهای نقل شده در حرز در منابع دیگر هستیم. چون ممکن است منابع دیگری این حرز یا بخش هایی از آن را نقل کرده باشند و به ماجرای صدور آن اشاره ای نکرده باشند یا سبب صدور دیگری برای آن نقل کرده باشند.

بخش اول

سوره حمد، آیه 65 سوره حج و دعای اللهم أَنت الواحد الملک الدّیان یوم الدّین تفعل ما تشاء بلا مغالبه و تعطی من تشاء بلا منّ و تفعل ما تشاء و تحکم ما ترید و تداول الأیام بین النّاس و ترکبهم طبقا عن طبق

بخش دوم

اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الْمَکْتُوبِ فِی سُرَادِقِ الْمَجْدِ…. و من شر ما أخاف و أحذر و ما لا احذر

این بخش از دعا شبیه دعاهای بعد از نوافل ماه رمضان (طوسی، اهذیب الاحکام،91/3،همو، مصباح المجتهد 567) و دعای امام سجاد (ع) در بحث با محمد حنیفه نزد حجرالاسود است ( (ابن طاووس، مهجالدعوات، 158، اربلی، 323/2)

بخش سوم

یا صاحب محمد یوم حنین … اسالک بحق طا و یس … و ان تشد عضد صاحب هذا العقد، و ادرا بک فی نحر کل جبار عنید و …و اجعله ممن …الیک ظهره

سیدبن طاووس در اقبال در ضمن دعاهای شب ششم ماه رمضان دعایی را از کتاب (عمل شهر رمضان) محمد بن ابی قره نقل می کند که تا حدودی شبیه این دعا است و تقریباً تنها دعایی است که در آن تعبیر (یا صاحب محمد یوم حنین) آمده است. (ابن طاووس، اقبال الاعمال، 262/1)

بخش چهارم

حرز امام جواد

با توجه به جستجوی صورت گرفته دعاهای مربوط به حرز تنها از طریق ابن طاووس نقل شده است. درباره عبارات و تعبیرهای به کار رفته در دعا به جز مواردی که اسامی مشهور خدا است، بیشتر عبارات دعا در هیچ منبع دیگری یافت نمی شود.

نتیجه گیری (حرز اعتبار ندارد):

  1. داستان مربوط به صدور حرز با وقایع تاریخی ناسازگار است که نشانه ای از بی اعتباری آن به شمار می رود.
  2. با اینکه ماجرای صدور حرز بیان کننده یکی از معجزات امام جواد (ع) است ولی از سوی بسیاری از محدثان و متکلمان نادیده گرفته شده است، این مساله می تواند ناشی ازبی اعتمادی به آن باشد.
  3. ماجرای شگفت انگیز صدور حرز در حضور بسیاری اتفاق افتاده و بسیاری نیز از آن ماجرا آگاه شده اند و انگیزه نقل آن زیاد بوده است با این وصف تنها از طریق یک نفر گزارش شده که نشان دهنده جعلی بودن این داستان دارد.
  4. سند داستان صدور حرز بسیار آشفته است و علاوه بر انقطاع سند در آن نام افراد ناشناخته به چشم می خورد.
  5. متن دعاهای مربوط به حرز غریب است و بخشهای زیادی از آن در متن های دیگر نیامده است.
  6. در نهایت می توان گفت: دلیل قانع کننده ای برای منتسب کردن حرز موجود به امام جواد علیه السلام یافت نشده است

درباره بهرام

بهرام
نمی شه آشتی داد سنگو با شیشه/از هر کی بپرسی اسمم تو لیسته ----- ببین بازی رو بردم بدون بودجه/تکتون ریزه و جفتتون پوچه

همچنین بررسی کنید:

هفت گنبد آسمان

نورافکنی خورشید و ماه و پشت روی آنها

نورافکنی خورشید و ماه و پشت روی آنها : ماه و خورشید پشت و رو …

2 دیدگاه

  1. Avatar

    کیفیت شهادت حضرت امام جواد (علیه‌السّلام) در منابع تاریخی متفاوت است.

    ۴.۱ – قول مشهور
    قول مشهور آن است که همسرش‌ ام الفضل دختر مامون به تحریک عمویش معتصم آن حضرت را مسموم کرد زیرا که‌ ام الفضل در زندگی مشترک خود با امام جواد (علیه‌السّلام) از دو جهت ناکام مانده بود:
    نخست آنکه از آن حضرت دارای فرزندی نشد. دوم آنکه امام نیز چندان توجهی به وی نداشت.
    فرزندانش عموما از‌ ام ولدهای آن حضرت متولد شدند. حتی‌ ام الفضل یک‌بار نامه‌ای نگاشت و از امام نزد مامون شکایت کرد و از اینکه امام چند کنیز دارد، گله نمود. ولی مامون در جواب او نوشت: ما تو را به عقد ابوجعفر در نیاوردیم که حلالی را بر او حرام کنیم. دیگر از این شکایت‌ها نکن. [۱۷]
    [۱۸]

    و کیفیت مسموم کردن هم چنین بود که معتصم‌ ام الفضل را به قتل امام راضی کرد و زهری برای او فرستاد که در طعام حضرت داخل کند‌ ام الفضل انگور رازقی را زهرآلود کرده به نزد آن امام مظلوم آورد و چون حضرت از آن تناول نمود اثر زهر در بدن مبارکش ظاهر شد. [۱۹]

    • مدیر Bahram

      خیلی سربسته میگم:
      حرز ها، شما منابع رو بگردید بیش از نصف شون اصلاً وجود ندارند یعنی اعتبار ندارند و دروغ هستند.
      نمونه پر استفاده از این حرز، حرز امام جواد هست که کاملاً ساختگی هست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 + 6 =

Translate »