آخرین مطالب
نقدی بر نظریه نسبیت

نقدی بر نظریه نسبیت

در اوایل قرن ۲۰ ، به منظور حفظ مدل خورشید مرکزی از نتایج آزمایشات مایکلسون-مورلی، مایکلسون-گیل، جرج ایری، سایناک و دیگران که درحال مرگ بود ، آلبرت انیشتین نسبیت خاص را ابداع کرد که به نوعی یک تجدید نظر درباره درک ما از جهان بود که به طور فلسفی اتر را از مطالعات علمی دانشمندان حذف کرد.

در آن زمان ، آزمایشات مایکلسون-مورلی و مایکلسون-گیل، اتر را اندازه گیری و اثبات کرده بود اما باورمندان به خورشید مرکزی منصرف نشدند و انیشتین نیز هرگز از تکذیب نتایج آزمایشات علمی ای که خلاف ادعای او را اثبات میکردند دست بر نمیداشت. انیشتین ادعا کرد تمام حرکات یکتواخت نسبی است و هیچ جرم ثابت و بی حرکتی در جهان وجود ندارد.

امروزه نیز نظریه خورشید مرکزی و نسبیت انیشتین به عنوان یک اصل مسلم و حقیقت غیر قابل تغییر در جهان پذیرفته شده است و این درحالیست که خود انیشتین چنین دو سیستم زمین مرکزی و خورشید مرکزی را از هر نظر برابر میداند که میتوان از هرکدام برای مشاهدات برابر در جهان استفاده کرد.

the evolution of physics 1938

همچنین فیزیک دان و کیهان شناس جرج الیس حرف معروفی دارد که میگوید:

مردم باید آگاه باشند که طیف وسیعی از مدل ها وجود دارند که میتوانند مشاهدات را توضیح دهند برای مثال من میتوانم برای شما یک مدل زمین مرکزی بر اساس مشاهدات بسازم که همه چیز درحال چرخش به دور ما است و شما نتوانید بر اساس مشاهدات آن را نقض کنید اما میتوانید از لحاظ فلسفی آن را نپذیرید.

هیچ مشکلی با این مدل وجود ندارد آنچه من میخواهم بگویم این واقعیت است که ما از معیار های فلسفی برای انتخاب مدل هایمان استفاده میکنیم که بیشتر کیهان شناسی مدرن سعی در پنهان کردن آن دارد.

George F. R. Ellis,” W. Wayt Gibbs, Scientific American, October 1995, Vol. 273, No. 4, p. 55

نقدی بر نظریه نسبیت

موضوعی که برای پذیرفتن نسبیت انیشتین ، باید میپذیرفتیم این بود که چیزی به نام مرکز در این جهان وجود ندارد و همه درحال حرکت هستند و البته سرعت ها نسبی است.

دانشمندان و افرادی که به مرکز بودن زمین باور نداشتند ، ادعا کردند که نه تنها زمین با سرعت ۱۰۰۰ مایل بر ساعت به دور خود و ۶۷۰۰۰ مایل بر ساعت به دور خورشید درحال چرخش است، بلکه خورشید و کل منظومه شمسی باهم با سرعت ۵۰۰,۰۰۰ مایل بر ساعت درحال چرخش به دور مرکز کهکشان راه شیری هستند.

علاوه بر این، کل کهکشان همراه زمین ، خورشید ، منظومه شمسی و تمامی ستارگان از لحظه شروع بیگ بنگ و آغاز زمان درحال حرکت در جهان با سرعت ۶۷۰,۰۰۰,۰۰۰ مایل بر ساعت هستند.

نظریه حرکت و چرخش زمین و پس از آن نسبیت، در نتیجه برای سرپوش گذاشتن دروغ های دیگری است که گفته شده. آن ها میگویند که ما به عنوان مثال در لندن با سرعت ۱۱ مایل در دقیقه درحال چرخش بدور خود هستیم و همچنین با حرکت در فضا با سرعت ۲۰ مایل بر ثانیه درحال چرخش بدور خورشید هستیم!

و خورشید نیز به سمت نقطه ای از فضا با سرعت بسیار زیاد ۱۵۰٫۰۰۰٫۰۰۰ مایل در یکسال حرکت میکند و زمین و بقیه سیارات را به دور خودش میچرخاند و در این حرکات دیوانه کننده آن ها سعی در توضیح و اجرای آن با مثلثات کروی اقلیدس دارند و همچنین میخواهند فواصل را بر همین مبنا قرار دهند.

این داده ها که توسط اقلیدس در نظر گرفته شده بود فقط برای تعیین نقاط ثابت بودند. با این حساب آن ها محاسبات غیر منطقی ای را به ارمغان آوردند که در ذهن افراد معمولی و ساده تعصب را پرورش میدهد.

بسیاری از مردم این را قبول کرده اند که زمین در حرکت است و اعتقاد دارند این یک حقیقت اثبات شده می باشد.

آن ها نمیدانند که نه تنها حرکت زمین هرگز اثبات نشده ، بلکه با استفاده از کیهان شناسی و فیزیک مدرن نیز نمیتوان آن را به اثبات رساند و کسی نیز نمیتواند چنین ادعایی کند. همانطور که در فصل گذشته خواندیم، تمامی شواهد حرکت زمین با دروغ و یا فریب و حتی مغلطه های بسیاری آمیخته هستند.

حرکت زمین هرگز توسط منطق و احساسات انسان، مشاهدات ، آزمایشات و تجربیات به اثبات نرسیده است.

اگر کسی بتواند اثبات کند زمین در حرکت است ، از انیشتین ، هاوکینگ و افراد مشهور دیگر ، مشهور تر و معروفتر خواهد شد. اکثر مخالفت های مردم از بی اطلاعی آنان است و باید قبل از نشان دادن بی اطلاع بودن خود از اینگونه مسائل به موارد زیر توجه کنند:

  1. رابطه بین اصل ماخ و نسبیت.
  2. رابطه بین گرانش و اینرسی ، گرانش و شتاب (و پارادوکس هایی که وجود دارد).
  3. در نسبیت هرگز ادعا نشده است که میتوان حرکت زمین را اثبات کرد بلکه ایده های احمقانه ای پیشنهاد می دهد که درحقیقت این را توضیح میدهد که چرا زمین حرکت میکند و این اثباتی برای حرکت زمین نیست.
  4. نسبیت حرکت را پیشنهاد میکند اما هرگز نمی تواند مرکز بودن زمین را نقض کند.
  5. تنها، کسانی که از فیزیک بی اطلاع هستند تلاش می کنند تا با استفاده از الگو های آب و هوایی ، مدار های بالستیک ، ماهواره های زمین ثابت و آونگ فوکو حرکت زمین را اثبات کنند.

وقتی انیشتین اولین بار تئوری نسبیت خود را معرفی کرد، از یک واگن که در یک مسیر و جاده حرکت میکرد به عنوان یک مقیاس و تصویر فرضی استفاده کرد.

اینشتین در دانشگاه پرینستون اظهار داشت:

“در یک مفهوم کلی، این برای همه کاملا ساده است. اگر ما یک واگن را در حال حرکت در یک مسیر یا جاده تصور کنیم، میتوانیم بگوییم که واگن ساکن و بی حرکت است و این مسیر است که در زیر واگن درحال حرکت است و همچنین میتوانیم بگوییم واگن در حرکت و جاده ثابت و بی حرکت است. این بخش بسیار خاص از ایده های درگیر در اصل نسبیت است .

Gerrard Hickson در مورد این موضوع چنین می گوید:

“اگر این را (موضوع واگن) در نسبیت بصورت یک داستان در نظر بگیریم ، میتواند بسیار سرگرم کننده یا حتی مضحک باشد. اما زمانی که انیشتین این را در یک سخنرانی در دانشگاه پرینستون مطرح کرد، ما انتظار داشتیم که به این موضوع نخندیم. اما من این موضوع را تنها با یک حرف رد نمیکنم و کاملا جدی پاسخ می دهم.

این ممکن است که بگویم جاده ای که واگن در آن قرار دارد، درحال حرکت است و واگن ثابت است و برای باور این موضوع باید تمامی تجریبات زندگی و احساسات را مردود و غلط بدانیم. این دیوانگی است و چنین چیزی هرگز یک استدلال درست نیست. این نالایقی ذهن یک انسان را نشان میدهد. اما دروغ های ریشه ای نسبیت به خوبی به دنیا معرفی شده اند.

زمانی که انیشتین این را پیشنهاد و مطرح کرد که در حقیقت درحالی که واگن با چرخ های درحال چرخش ثابت ایستاده است ممکن است جاده یا مسیر در حرکت باشد، او از ما خواست به شیوه ای مشابه تصور کنیم زمینی که بر روی آن ایستاده ایم ممکن است درحال حرکت باشد و ستارگانی که در شب میبینیم ثابت هستند. این یک تجدید نظر است که این تجدید نظر کوپرنیکی بر علیه نتایج آزمایش مایکلسون-مورلی ، آزمایش نوردمایر ،حقایق ،تجربیات ،مشاهدات و حتی فیزیک است.

Gerrard Hickson King’s Dethroned (65-66)

نسبیت ممکن است قابل قبول به نظر برسد به خصوص زمانی که از سوی شخصی مانند آلبرت انیشتین ارائه شود. اما آیا این موضوع بطور کامل ساده و سر راست است؟

در حقیقت تئوری نسبیت انیشتین به قدری پیچیده و دشوار است که وقتی برای اولین بار منتشر و معرفی شد افراد کمی بودند که میتوانستند آن را فهمیده و درک کنند. پس از آنکه انیشتین تئوری خود را به انجمن نجوم سلطنتی ارائه کرد ، شخصی به نام یوجین هیگینز اعلام کرد که به بهترین توضیح از نسبیت که برای همه مردم قابل فهم باشد ، ۵۰۰۰ دلار به عنوان جایزه میدهد.

پس از آن برنده جایزه ۵۰۰۰ دلاری آقای ال بالتون اظهار داشت:

“حتی زمانی که به ساده ترین شکل نسبیت را اظهار داشتم ، یک گزاره سخت از آن باقی مانده بود.”

همچنان که انیشتین اتر را انکار میکرد ، سعی در ساخت ایده ها و قوانین جدید داشت که هرکدام به دیگری وابسته بوده و کامل کننده یک موضوع کلی بودند. برای مثال انیشتین ادعا کرد اتر وجود ندارد و زمان بعد نجومی چهارم است ، بی نهایت و ابدیت وجود ندارد و نور یک چیز مادی است. انیشتین مفهوم فضا زمان را به وجود آورد.

چیزی که به عنوان یک نقطه از نظر اقلیدس شناخته شده است، انیشتین آن را یک رویداد میداند. اما از نظر معنی، یک نقطه با یک رویداد تفاوت بسیاری دارد و این دو، دو کلمه جدا از هم هستند. یک نقطه میتواند یک علامت یا یک محل باشد و فقط با در نظر گرفتن همه چیز مادی، معنا پیدا میکند.

در حالی که یک رویداد اتفاقی است و به وقوع می پیوندد تفاوت زیادی بین آن ها وجود دارد همانطور که بین دو جمله:

  1. این یک جعبه سیب است
  2. این سیب ها از نیوزلند آمده اند!

تفاوت وجود دارد.

درحالی که انیشتین زمان را به عنوان بعد چهارم معرفی میکند، توضیح میدهد با این ابعاد، ما باید صرفا یکی از چهار مقدار مستقل را که به عنوان یک رویداد در فضا قرار میگیرد درک کنیم. این امر به این معناست که سه بعد دیگر که استفاده مشترک میشوند، مقادیر مستقل هستند، که موضوع درستی نیست. در مقابل، زمان یک کمیت مستقل است و بنابراین نمیتواند به عنوان یک بعد چهارم مورد استفاده قرار گیرد.

انیشتین در تئوری نسبیت خود ادعا کرد که نور بر اساس فاصله و جرم اجسام در طول مسیر خود، توسط گرانش خمیده میشود.

این به خورشید مرکزی باور هایی مانند انیشتین اجازه میدهد تا ادعا کنند ستارگان در جایی که به نظر می آیند نیستند و با این هندسه جدید ستارگان باید بسیار دورتر از آنچه قبلا در نظر گرفته میشدند، نقل مکان میکردند. در نتیجه اجرام آسمانی ممکن است بسیار دورتر از آنچه به نظر میرسند، باشند و هر روش که بر اساس هندسه اقلیدس و مثلثات هیپارخوس، برای بدست آوردن فاصله ستارگان با شکست مواجه خواهند شد و دلیل این است که موقعیت اصلی آن ها قابل شناسایی و مشخص نیست.

بنابراین اینشتین به منظور محاسبه موقعیت ستارگان یک نوع جدیدی از هندسه را اختراع کرد که چیزی کمتر یا بیشتر از خرافات و متافیزیک نبود.

قانون ثابت بودن سرعت نور انیشتین بیان می کند که نور همیشه با سرعت ثابت ۱۸۶۴۱۴ مایل در ثانیه (۶۷۱۰۹۰۴۰۰ مایل در ساعت) حرکت میکند.

اما اینشتین همچنین ادعا می کند که گرانش باعث می شود نور به سمت اجرام عظیم به همراه مسیر خود خم شود. اگر یک پرتو نور می تواند خمیده، منحنی، و یا از مسیر خود به دلیل نیروی گرانشی جرم و خمیدگی مسیر منحرف شود، باید سرعت آن با توجه به دور و نزدیک شدن کاهش و افزایش پیدا کند. بنابراین اگر نور با توجه به گرانش، خمیده و منحرف میشود پس سرعت ثابتی نیز نمیتواند داشته باشد.

این به اندازه کافی عجیب است، در حالی که اینشتین ادعا می کند که همه چیز در حرکت است و هیچ چیز ثابت و پایداری وجود ندارد،او اجازه می دهد تا یک چیز، تنها یک چیز، در خارج از قلمرو نسبیت و مستقل از هر چیز دیگری باقی بماند. او مدعی است که سرعت نور در هر شرایطی ثابت است، و به همین دلیل مطلق است.

این یکی از اشتباهات اوست و فکر نمیکنم از سهل انگاری و بی توجهی بوده باشد. کاملا آشکار است که او به سمت این موضع غلط رانده شده است. او مجبور است بگوید سرعت نور ثابت است، زیرا، اگر انیشتین این ادعا را نمیکرد، هندسه و ریاضیات جدید او بی فایده و باطل میشد. گفته میشود که نور یک چیز مادی است و توسط گرانش تحت تاثیر قرار گرفته و از مسیر منحرف میشود یا حالت خمیده پیدا میکند اما همیشه سرعت یکنواخت ۱۸۶۴۱۴ مایل بر ثانیه خود را حفظ میکند.

با توجه به آزمایشات فیزو، فوکو، کورنو، مایکلسون و نیوکامب، که همه آن آزمایشات در جو زمین انجام شد،انیشتین نتیجه گرفت که سرعت نور باید در فضای خلا نیز به همان شکل باشد که در محیط دارای هوا است. اگر سرعت ها هم در خلا و هم در محیط دارای هوا یکسان باشند بنابراین نور نمیتواند مادی باشد. به عبارت دیگر، هرچیزی که ماده باشد، نمیتواند سرعت ثابتی داشته باشد.

قبل از تئوری انیشتین، نور یک چیز مادی که پس از خروج از منبع در یک مسیر مستقیم حرکت کرده و میتواند توسط گرانش خمیده شود، فرض نمیشد. سرعت نور ممکن است با توجه به چگالی های متفاوت محیط که نور از طریق آن عبور می کند تحت تاثیر قرار بگیرد اما این واقعیت به سادگی ثابت می کند که قانون ثابت بودن سرعت نور انیشتین نادرست است.

نسبیت هوشمندانه است، اما مجموعه ای از قوانین غیر واقعی و فرضی در این تئوری سعی دارند خود را تبدیل به یک قانون جهانی کرده و جهان مورد نظر خود را حفظ کنند که چنین چیزی امکان ندارد.

کیهان شناسان، نسبیت گرایان و فیزیکدانان کوانتوم مدرن به نظر میرسد که همگی از یک دانشکده شبه علم فارغ التحصیل شده اند. همه آن ها شدیدا معتقدند که اساسا طبیعت عجیب و غریب است و از این رو منطق و عقل سلیم هیچ سودی ندارد و آن ها سوگند میخورند که تنها ریاضیات(هرچند احمقانه باشد) میتواند به ما در درک طبیعت کمک کند به طوری که آن ها همیشه ریاضیات پوچ با مفاهیم غیر عقلانی ای میسازند و به توضیحات عجیب و غریب متوسل میشوند.

هنگامی که معادلات ماکسول سرعت نور را پیش بینی کرد، فیزیک دانان و کیهان شناسان با تمام هوش خود پرسیدند که سرعت نور با توجه به چه چیزی است؟

تا زمانی که انیشتین با نسبیت عجیب و غریب خود ذهن آن هارا مسخ کرد و همان کیهان شناسان و فیزیک دانان نتوانستند سوالی مشابه سوال بالا درباره تکینگی بیگ بنگ با چگالی و انرژی بینهایت بپرسند، بی نهایت با توجه به چه چیزی و چگونه؟

ظاهرا جهان ما زمانی به وجود آمد که یک نقطه با چگالی و انرژی بی نهایت(که به آن تکینگی نیز میگویند) در حدود ۱۵ میلیارد سال قبل منفجر شد نظریه پردازان نظریات و فرضیات عجیب و غریب پیشنهاد میکنند که فضا و زمان درست پس از انفجار بزرگ پدید آمدند.

ظاهرا فضا و زمان قبل از آن وجود نداشت و حتی اگر وجود میداشت، برخی میگفتند که آن ها نباید در جهان ما تحت تاثیر قرار میگرفتند. بگذارید با کمی منطق در اینجا پیش رویم.

اگر تکینگی با انرژی و چگالی بینهایت میبود، این با توجه به چه چیزی بود؟

اگر ما فرض کنیم که هیچ چیزی وجود نداشت یا هیچ فضایی خارج از این نقطه که تکینگی مینامند نبود، در وهله اول نباید هیچ انفجاری رخ میداد زیرا هیچ افت حرارتی وجود نداشت. دوما، اگر هیچ چیز در اطراف تکینگی نبود و اگر انفجار بزرگ هنوز هم در این داستان رخ میدهد، پس حتی یک الکترون یا یک فوتون میتواند یک نقطه از بینهایت را تشکیل دهد (با توجه به نبود چیزی در اطراف آن) و میتواند یک بیگ بنگ را آغاز کند. اما جهان ما ماده و انرژی بسیار بیشتری دارد.

رمز فایل، در صورت وجود :

درباره بهرام

بهرام
زمان خود را به بهتر کردن خود با مطالعه نوشته های دیگران اختصاص دهید. بنابراین شما به سادگی آنچه را بدست می آورید که دیگران سخت برای آن زحمت کشیده اند.

همچنین بررسی کنید:

خورشید گرفتگی رمضان 1445 (فروردین 1403)

خورشید گرفتگی رمضان 1445 (فروردین 1403)

چرا هیچوقت قبل و بعد از خورشید گرفتگی ها ماه دیده نمیشود ؟ آن چیست …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × 1 =

Translate »