آخرین مطالب

ریچارد ای. برد (پرواز) 9

در دفتر خاطرات برد ، ارتباط ها و رد و بدل کردن پیامهای او  و بنت در طول پرواز  به چشم می خورد. در چندین قسمت از  این دفتر ، برد به بنت هشدار می دهد که او بیش از حد به سمت راست می رود و دیگر اینکه “باد شدیدی[1] می آید.”

در واقع  این پیامها ، نتیجه گیری لیلجکوئیست مبنی بر اینکه در زمان پرواز ، هیچ باد شدیدی در قطب شمال وجود نداشته است را زیر سوال می برد.

در پیام های دیگر،  برد به بنت می گوید که هواپیما در 85 مایلی شمال جزیره آمستردام و 240 مایلی شمال اسپیتزبرگن است و در جای دیگر از طریق رادیو به بنت دستور می دهد که آنها 230 مایل از قطب شمال فاصله دارند.

این قسمت ، با این جمله به پایان می رسد که  ” اکنون جوزفین فورد در قطب شمال است و بنت باید دور بزند” و همچنین ” باید یک پیام رادیویی به چانتیر بفرستد و اعلام کند که جوزفین فورد “با نشت شدید روغن[2] برمی گردد.

متأسفانه برد پیام های خود را با عجله در صفحات مختلف دفتر خاطرات می نوشت. ترتیب و زمان دقیق هر پیام به صورت یک راز باقی خواهد ماند. در آخرین صفحه از این دفتر ، محاسبات برد نوشته شده است که آنها تنها بیست مایل از قطب شمال فاصله داشتند. بدیهی است که این ثابت می کند که برد و بنت صرفا به افق پرواز نکردند و در مکانی دور ، خارج از دید زمین، دور نزدند و برگشتند.

برد در بالای این صفحه نوشته است: ” از موتور سمت راست،  به شدت روغن می ریزد ” و “آیا می توانیم با دو موتور، تمام مسیر را برگردیم؟” دقیقا در زیر این جمله ، محاسبات برد و نتیجه گیری او مبنی بر اینکه هواپیما از قطب شمال بیست مایل فاصله داشته ، نوشته شده است.

این امر به تایید روایت اصلی برد در کتاب ” به سوی آسمان” او می‌پردازد که  آنها در نزدیکی قطب شمال متوجه نشت روغن شده اند . او در این کتاب چنین نوشته است:”زمانی که محاسبات ما نشان داد که ما حدود یک ساعت از قطب فاصله داریم، متوجه نشت روغن از موتور شدیم” [3].   بعید به نظر می رسد که نشت روغن در یک موتور باعث شود که برد  دست از تلاش خود برای رسیدن به قطب شمال بردارد. او در برنامه ریزی هایش، یک هواپیمای سه موتوره را برای پرواز انتخاب کرده بود، به این علت که در صورت خراب شدن یکی از موتورها ، بتواند به پرواز خود ادامه دهد.

پرواز

 

نقشه پرواز به قطی شما برد ، اقتباس از کتاب به سوی آسمان

 

درقسمت آخر این صفحه، یک سوال نوشته شده از برد وجود دارد که کمی پاک شده است:” ما بعد از چند ساعت برگشتیم ؟” هیچ کس نمی داند چه کسی این سوال را پاک کرده است. اما پاسخ ” 30 :8  ”  کاملا واضح است و  طبق گزارش رسمی برد به انجمن جفرافیایی ملی ، بیانگر تعداد ساعاتی است که جوزفین فورد برای رسیدن به قطب شمال طی کرده است. به نظر می رسد زمانی که برد این سوال را از بنت پرسید، واقعا گمان می کرده که در قطب شمال بوده است[4].

بالاخره،  وجود دفتر خاطرات ، به داد برد رسید . اگر شواهدی مبنی بر این وجود داشت که او در زمان پرواز می دانسته که به قطب شمال نرسیده است، پس مطمئنا او آن شواهد را به طور کامل از بین می برد ، زیرا خودش می دانست که با وجود این شواهد، ادعاهای او کاملا کذب ودروغین به نظر می آمد.

در عوض، برد  در گزارش هایی که پس از پرواز  خود به مجله نشنال جئوگرافیک ارائه داد، دو بار به دفترچه خاطرات خود اشاره کرد. او درهمان سال ، یک مقاله درباره پرواز  خود به قطب شمال در سال 1927 نیز در این مجله منتشر کرد و چنین گفت: “من در دفترخاطراتم مطالبی را ثبت می کردم ” و دوباره در ادامه مقاله نیز به دفتر خود اشاره می کند و می گوید : ” من یادداشت‌هایی را در دفتر خاطراتم نوشتم، همان دفترچه خاطراتی که در قطب شمال همراه من بود.”

او این جمله را در کتاب ” به سوی آسمان” خود نیز به دفعات تکرار کرده است [5].  اعلام مکرر وجود دفترچه خاطرات ، اصلا شبیه رفتار شخصی نیست که معتقد است دفترش حاوی مطالبی است که باید پنهان شود. حتی پاک کردن های برد را هم به راحتی می توان خواند، شواهد دیگری نیز وجود دارد که نشان می دهد او هیچ تلاشی برای پنهان کردن آن ها نکرده است.

در متن های برد در مورد سفر خود به قطب شمال هیچ اشاره ای به همسر یا پسرش نشده است  ولی برعکس در مطالب مربوط به سفر به گرینلند، چندین بار در دفتر خاطراتش به آنها اشاره کرده است .

همانطور که خود برد نیز اشاره کرده است ، اودر طول سفر به اسپیتزبرگن مرتب درگیر جزئیات برنامه ریزی برای پرواز بود.

در واقع، او به قدری به مسائل ضرروری و حیاتی مانند نوع و میزان لوازم و تجهیزات اصلی هواپیما و تأثیر وزن اضافی آن ها بر مصرف سوخت توجه داشت که مدیریت روزانه خدمه را به دیگران واگذار کرده بود.

در این بخش از دفتر خاطرات ، اصلا در مورد مسائل شخصی مطلبی نوشته نشده است. حتی خود برد نیز آن را به عنوان ” یک موضوع کم اهمیت” توصیف کرد. با این حال، در این زمان برد یک مدرک خارق العاده ای[6] ارائه داد که نشان دهنده نگرانی های او به عنوان یک پدر و شوهر است.

در 28 آوریل 1926، چند روز قبل از ورود چانتیر به اسپیتزبرگن، برد یک نامه ی شش صفحه ای برای پسر شش ساله خود، ریچارد نوشت که طبق خواسته او ، تنها در صورتی که وی در طول این سفر فوت کند ، این نامه را به دست پسرش رسانده شود . برد دستور داد که این نامه در هشتمین، چهاردهمین و شانزدهمین سالگرد تولد پسرش و پس از آن هر چهار سال یک بار خوانده شود.

نامه رسما چنین آغاز می شود “اگر از شانس بدم برنگشتم، این خداحافظی من با تو است پسر عزیزم، امیدوارم در طول زندگی خود همواره به توصیه های من عمل کنی  و مطمئنم که تو هم این کار را  انجام خواهی داد و میدانم قطعا در زندگی ات موفق خواهی شد …. مادر نازنینت به تو خواهد گفت که من چقدر تو را دوست دارم.  اما گمان می کنم که حتی مادرت هم از شدت علاقه من به تو بی خبر باشد.  تو همه آن چیزی هستی که یک پسر باید باشد – فداکار، از خود گذشته[7]، متفکر، سخاوتمند و شرافتمند با حس عدالت خواهی[8] فوق العاده -و من با افتخار می گویم که تمام خصوصیاتی که تو داری در واقع بیشتر خصوصیات[9] مادرت است”.

بیشتر مطالب نامه  بیانگر عشق برد به ماری و تحسین او بود.

“من از بچگی مادرت را دوست داشتم و هیچ گاه، کار یا رفتار ناپسند و نادرست از اوندیدم. او شیرین ترین و پاک ترین انسانی است که تا به حال دیده یا شنیده ام. او یک فرشته است، اینقدر خوب است که من می ترسم دنیا او را از من بگیرد. پسرم، من او را ستایش می کنم . ماری از آن دسته آدمهاست که هرگز از فدا کردن خود برای کسانی که برای او مهم هستند ، دریغ نمی کند واصلا دیگر به آن موضوع فکر هم نمی‌کند وبه هیچ وجه به دنبال تایید دیگران نیست.”

برد برای حمایت از همسر و نصیحت کردن پسرش در صورت عدم بازگشت نزد آنها نوشت: ” پسرم ،آخرین حرف من به تو این است که از تو خواهش می کنم که زندگیت را وقف دو چیز کنی: اول اینکه مادرت را درک و حمایت کنی و همیشه به او احترام بگذاری و دوم اینکه تا جایی که می توانی در همه امور زندگی ات ، او را الگوی خود قرار دهی، زیرا او بهترین آدم روی زمین است.”

در آخر، او از پسرش خواست که به عقل و خرد مادرش اعتماد کند و در ادامه نیز چنین می گوید: ” تفکرات  مادرت  بسیار منطقی است، بنابراین اگر همیشه به توصیه های او عمل کنی، هیچ گاه دچار اشتباه نمی شوی . من هر از گاهی دچار اشتباه می شدم ولی ماری هرگز اشتباه نکرده است.”[10]

 

سفرهای اکتشافی

دانلود صفحه 57 تا 61

 

 

[1] strong wind

[2] with bad oil leak

[3] به سوی آسمان ، برد ، 196

[4] دنیس رالینز، ستاره شناس و ناشر مجله علمی تاریخی  دیو، مجله هیستریکال آسترونومی  است.

[5] در بررسی سوابق ناوبری کاوشگران قطبی، دفترچه خاطرات و محاسبات و یادداشت های ناوبری  بررسی شد. او قرائت های پاک شده ای از ابزار سکستانت را پیدا کرد که با گزارش رسمی ارائه شده به انجمن جغرافیای ملی متفاوت است. به گفته رالینز، قرائت های پاک شده ثابت می کند که برد بیشتر از 150 مایل به قطب شمال نزدیک نشده است.    گزارش رالینز در 4 مه 1996طی نامه ای پانزده صفحه ای به رایموند گورلر ارائه شده است. این گزازش اکنون در بایگانی دانشگاه ایالتی اوهایو نگهداری می شود. سرهنگ ویلیام مولت، یک دریانورد باتجربه قطبی بود که علوم دریانوردی را نیز آموزش می داد و در این زمینه ، مطالبی را نیز منتشر کرده است .او هم دفتر خاطرات برد و هم گزارش رالینز را بررسی کرد.  او به این نتیجه رسید که پاک کردن ها اشتباه محاسباتی بود که برد متوجه اشتباه بودن آنها شده است. او معتقد است که برد از محاسبات پاک شده استفاده نکرده است و هیچ تناقضی بین گزارش رسمی و دفتر خاطرات وجود ندارد. گزارش سرهنگ مولت نیز طی نامه ای به رایموند گورلر در بایگانی دانشگاه ایالتی اوهایو وجود دارد. دکتر جرالد نیوسام، استاد نجوم در ایالت اوهایو نیز این دفترچه خاطرات را مطالعه کرده است. ارزیابی او این است که پاک کردن ها بی نتیجه هستند. از نظر او، پاک‌کردن‌ها کار یک دریانورد بود که اگرچه خسته بود، اما هنوز آنقدر هوشیار بود که متوجه شود در محاسباتش دچار اشتباه شده است. به گفته پروفسور نیوسام، برد حداقل به «ده ها مایلی» از قطب شمال رسیده وحتی ممکن است به خود قطب نیز رسیده باشد.  به جرالد نیوسام به رای گورلر، 9 ژوئیه 1997 مراجعه کنید. بایگانی دانشگاه ایالتی اوهایو.

ریچارد ای. برد. “پرواز بر فراز اقیانوس اطلس”، مجله نشنال جئوگرافیک 52، شماره. 3 (سپتامبر 1927): 352: به سوی آسمان ، ریچارد برد .252

 

[6] extraordinary document

[7] unselfish

[8] sense of justice

[9] traits

[10] نامه ریچارد برد به ریچارد برد جونیور. 28 آوریل 1926، BPقسمت 19961. بخش 1. پوشه 6.

درباره بهرام

بهرام
نمی شه آشتی داد سنگو با شیشه/از هر کی بپرسی اسمم تو لیسته ----- ببین بازی رو بردم بدون بودجه/تکتون ریزه و جفتتون پوچه

همچنین بررسی کنید:

هفت گنبد آسمان

نورافکنی خورشید و ماه و پشت روی آنها

نورافکنی خورشید و ماه و پشت روی آنها : ماه و خورشید پشت و رو …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × 3 =

Translate »