آخرین مطالب

ریچارد ای. برد (بخش پایانی ریچارد ایولین برد سفر به قطب) 15

بخش پایانی ریچارد ایولین برد، 1957-1928 سفر به قطب / دستاوردهای برد در قطب شمال و پرواز بر فراز اقیانوس اطلس با همراهی چارلز لیندبرگ، او را به عنوان یکی از قهرمانان مشهور زمان خود معرفی کرد. ترانه ها و اشعار زیادی به افتخار برد سروده شد و حتی برخی از والدین نیز فرزندان خود را به نام او نامگذاری کردند.

اما ماجراهای برد ، تنها به سفر او به قطب  و پرواز بر فراز اقیانوس اطلس ختم نشد. رویدادهای 1926 و 1927 نقطه شروعی برای وارد شدن او در یک مسیر طولانی  برای کشف و کاوش های علمی در قطب جنوب شد. در اوایل سال 1925، او پیش‌بینی کرده بود که هواپیماها ابزار مناسبی برای کاوش در قطب جنوب و همچنین قطب شمال خواهند بود[1].  برد در پنج سفر خود به قطب جنوب ، برای به دست آوردن حمایت دیگران ، از موقعیت قهرمانانه خود استفاده کرد. این سفرها ، میراث علمی ماندگاری برای او به جای گذاشتند و نتیجه آن نیز ، حضور پایدار آمریکا در آن سرزمین شد .

تا قبل از حمایت های دولت از سفر های اکتشافی برد ، او با سخنرانی ها و درخواست کمک های نقدی از نهادهای خصوصی، تجهیزات و تدارکات وتمام ملزومات دو سفر و بخشی از سفر سوم را به دست آورد.

برد علاوه بر جمع آوری پول، از مهارت و تجربه های خود نیز در مدیریت هزینه های سفر استفاده می کرد. سفرهای اکتشافی های او همیشه با چالش های لجستیکی زیادی همراه بود. این اکتشافات در زمان خود ، بزرگترین اکتشافات در تاریخ قطب جنوب محسوب می شد. در دو سفر اول او که به صورت خصوصی تامین مالی شده بود، مسئولیت سازماندهی ، مدیریت و  برنامه ریزی مستقیما بر عهده خود برد بود، نه بر عهده یک هیئت یا یک سازمان دولتی.

سفرهای برد به قطب جنوب ، بسیار پیچیده‌تر از کاشف های پیشین بود. او در هریک از سفرهای اکتشافی خود به قطب جنوب ، تقریبا حدود دو سال درآنجا می ماند . برد و همراهانش، علاوه بر سورتمه‌های سنتی که توسط سگ ها کشیده می شد ، از هواپیما، رادیو، وسایل نقلیه موتوری و تجهیزات علمی پیشرفته نیز استفاده گسترده ای داشتند. می توان چنین استنباط کرد که از بسیاری جهات، دو سفر اول برد، آغازگر عصر ماشینی در اکتشافات قطب جنوب بود. حمایت های مالی دولت باعث موفقیت برد در این زمینه شد و این به نوعی آغازگر دوران بوروکراسی نیز محسوب می شد.

در سال 1928، برد قبل از اولین سفر خود به قطب جنوب ، برای خرید دو کشتی و سه هواپیما، به اندازه کافی پول جمع آوری کرد. افراد خدمه نیز به صورت داوطلبانه به او پیوستند. برخی دیگر نیز مانند برنت بالچن، پیت دیماس و جورج نوویل که از سال  1926 در اسپیتزبرگن با او بودند نیز او را همراهی می کردند.

یکی از اعضای جدید به نام پل سیپل، یک پیشاهنگ[2] بود .او در مسابقه ملی که برای همراهی برد برگزار شد ، برنده شده بود. سیپل در تمام سفرهای برد به قطب جنوب او را همراهی کرد و خود نیز دانشمند برجسته ای شد.

این گروه در خلیج نهنگ ها، نزدیک منطقه ایی که رولد آموندسن سفر خود را به قطب جنوب آغاز کرده بود، یک پایگاه به نام “آمریکای کوچک” ایجاد کردند . تعداد این گروه مجموعا چهل و دو نفربود ،آنها تنها کسانی بودند که بزرگترین سفر اکتشافی به قطب جنوب را انجام داده بودند و در تمام طول زمستان در آنجا مانده بودند . بالاخره این گروه در سال 1930 به نیویورک بازگشتند.

اولین سفر برد دستاوردهای زیادی به همراه داشت. در نوامبر 1929، برد به همراه دو خلبان، برنت بالچن و هارولد جون، و یک عکاس هوایی به نام اشلی مک کینلی، با هواپیمای سه موتوره فورد پرواز کرد . خلبان هواپیما در این سفر ، فلوید بنت بود که در پرواز به قطب شمال در سال 1926 برد را همراهی می کرد. فلوید بنت در سال 1928 در طول سفر بر فراز قطب جنوب بر اثر بیماری ذات الریه در گذشت.

یکی دیگر از دستاوردهای مهم برد که کمتر به آن اشاره شده ، کار پیشگامانه معاون فرمانده برد، دانشمند دکتر لری گولد بود. گولد و گروهش به مدت سه ماه به کوه‌های ملکه مود سفر کردند تا  در مورد زمین‌شناسی  و تاریخچه آنجا تحقیق و بررسی کنند. کارهای مهم علمی دیگری شامل کشف کوه‌های فورد و راکفلر، رصد خانه مغناطیسی، و بررسی‌ و کاوش زمین در خلیج نهنگ‌ها، و همچنین جمع‌آوری نمونه‌های جانورشناسی برای موزه تاریخ طبیعی آمریکا در نیویورک  نیز انجام دادند[3].

برد بار دیگر به عنوان یک قهرمان به کشور خود بازگشت و دوباره توانست تمام توجه ها را به سوی خود و قطب جنوب جلب کند. راسل اوون در مورد این سفر اکتشافی یک کتاب چاپ کرد ، این کتاب برنده جایزه شد. استودیو پارامونت پیکچرز نیز فیلمی با عنوان “همراه با برد در قطب جنوب ” پخش کرد ، این فیلم درباره سفر اکتشافی برد بود که  علاوه بر اطلاع رسانی ، جنبه سرگرمی نیز داشت. البته خود برد نیز سخنرانی و مصاحبه های زیادی انجام داد و در مورد سفر اکتشافی اش ، کتابی به نام ” آمریکای کوچک “منتشر کرد.

ریچارد ای برد
برد و سگش ایگولو، یک سگ تریر که در سفرهای برد به قطب های شمال و جنوب همراه او بود (BP پوشه ۷۶۴۱)

 

 

حتی سگ برد “ایگلو” که در اشپیتزبرگن و آمریکای کوچک همراه او بود نیز به یک سگ مشهور تبدیل شد و کتابی هم درباره او نوشته شد و پس از مرگش در سال 1931  یک سوگواری در سطح ملی برای او برگزار شد.

برد بعد از اینکه از سوی کنگره به درجه دریاسالاری ارتقا یافت ، تمام انرژی خود را صرف ادامه کاوش و اکتشافات علمی در قطب جنوب کرد. البته در طول دوران رکود بزرگ[4] دهه 1930 ، اهمیت کاوش در قطب جنوب برای افرادی که دستمزدهای آنها اندک و ناچیز بود، دیگر چندان جذابیتی نداشت. در این شرایط بد اقتصادی، جمع آوری پول برای هواپیما، کشتی و تدارکات سفر بسیار دشوار بود.

در هر صورت ، برد موفق به انجام این کار شد. او جدا از تجهیزات و لوازمی که به او هدیه داده شد ، قراردادهایی با رسانه های خبری و استودیو های تهیه و توزیع فیلم بست و کمک های  مالی زیادی نیز ازسوی افراد و سازمان هایی مانند انجمن جغرافیایی ملی دریافت کرد . برد برای تأمین مالی سفر دوم خود ، دو راه فوق العاده پیدا کرد.

راه اول اینکه او با وزارت پست ایالات متحده هماهنگی کرد که با راه اندازی یک اداره پست در ” آمریکای کوچک”  و فروش پاکت های پستی، بتواند برای سفر خود پول جمع آوری کند.

دوم اینکه ، او و رادیو سی بی اس یک قرارداد پرسودی با جنرال فودز، سازنده انواع آجیل ، کشمش و سایر غلات امضا کردند ، طبق این قرارداد آنها مسئول توزیع محصولات جنرال فودز  بودند ، این محصولات مستقیما از “آمریکای کوچک” به اتاق نشیمن آمریکایی‌ها برده می شد. اولین توزیع در 1 فوریه 1934 انجام شد و پس از آن توزیع به صورت هفتگی انجام می شد. برد از این طریق توانست بودجه کافی برای تهیه سه هواپیما، دو کشتی، و آذوقه کافی برای پنجاه و شش مرد برای اقامت دو سال در قطب جنوب را تامین کند.

بخش غم انگیز این سفر اکتشافی، ماجراجویی خطرناکی بود که برد در پایگاه پیشرفته[5] بولینگ واقع در یک ایستگاه هواشناسی در 123 مایلی از مرکز قطب جنوب انجام داد .این ماجراجویی جان برد را در معرض خطر قرار داد. هدف علمی این پایگاه اندازه گیری فعالیت های هواشناسی از فاصله دور از ساحل قطب جنوب برای پیش بینی هوا و مشاهده پدیده های شفقی در فصل زمستان بود. نتیجه این دو کاوش به بالا بردن دانش علمی کمک فراونی می کرد.

با این حال، هدف دیگر ایستگاه هواشناسی، افزایش علاقه عموم مردم به ویژه استودیو فیلم سازی پارامونت پیکچرز به این سفر اکتشافی بود. پارامونت نیز در طول رکود بزرگ ، مانند بسیاری از مشاغل دیگر از نظر مالی آسیب زیادی دید و دیگر تمایل چندانی برای سرمایه گذاری روی ساختن دنباله فیلم مستند اولین سفر برد نداشت . این استودیو ترجیح می داد که روی ساختن فیلمی سرمایه گذاری کند که از همان ابتدای اولین پرواز به قطب جنوب ، آن را پوشش داده باشد.

در ژوئن 1933 برد نامه ایی به امانوئل کوهن ، مدیر استودیو پارامونت نوشت تا او را متقاعد کند که در این سفر اکتشافی نیز ، اتفاق ها و رویدادهای جذابی برای فیلمبرداری وجود خواهد داشت ، او به این طریق می خواست سرمایه‌گذاری استودیو را تضمین کند. او به کوهن اطمینان داد که در سفر دوم با یخبندان های بیشتری روبرو خواهند شد، پروازهای بیشتری انجام خواهد داد و نسبت به سفر اول،  اخبارهای بیشتری ایجاد خواهد شد. برد با سوگند به کوهن  نوشت: « نکته ای را که می خواهم پنهانی به شما بگویم این است که نهایت تلاش خود را برای ساختن یک فیلم مناسب و جذاب ، انجام خواهم داد . این یکی از راه هایی است که می توانم از ورشکستگی[6] جلوگیری کنم. وقتی از اولین سفر اکتشافی خودم برگشتم، اهمیت فرصت دادن به فیلمبرداران را چندان درک نکردم…. اما این بار اتفاق و رویداد های زیادی برای فیلکبرداری شما وجود خواهد داشت….  یکی از این رویدادها ، این واقعیت است که دو مرد  می خواهند یک شب زمستانی را در فاصله 300 مایلی از قطب دردامنه کوه ها بگذرانند، جایی که دمای هوا تا 90 درجه زیر صفر خواهد بود.[7]

طبق گزارش برد در کتاب ” تنها” ی خود که پس از سفر اکتشافی اش  منتشر شد، او برنامه ریزی کرده بود که سه مرد، تمام زمستان را در کلبه ای در داخل قطب جنوب بگذرانند. کلبه که برای حمل و نقل و ساخت و ساز سریع طراحی شده بود،  اندازه این کلبه تنها 9 در 13 فوت با سقف 8 فوتی ساخته شده از چوب و عایق بود. این کلبه را طوری درون برف فرو برو بودند تا بادها نتوانند فضای داخلی را سوراخ کنند. دریچه  و تونل ها دسترسی به سطح را ممکن می ساختند هم چنین راهی برای تهویه هوای تازه را  برای آنها فراهم می کرد . علاوه بر آن، برد دستور داد که ” ایوان بالایی” ساخته شده از چوب های بامبو و اطراف پایگاه را ، پرچم های نارنجینصب کنند تا افراد بتوانند بدون خطر گم شدن در برف کور، به پیاده روی روزانه بپردازند

با این حال،  هنگامی که آنها به سرزمین قطب جنوب رسیدند ، طوفان ها و شکستن یخ ها باعث کاهش بارگیری ذخایر در پایگاه ”  آمریکای کوچک” شد. به گفته برد، برای حمل وسایل ضروری برای سه نفر به پایگاه مقدم زمان کافی وجود نداشت، بنابراین او تصمیم گرفت که کل زمستان را به تنهایی در آن کلبه برفی بگذراند. این تصمیم  باعث جنجال زیادی در میان افراد ، حامیان مالی و خانواده‌اش شد،  زیرا به نظر می‌رسید که شرایط او را مجبور کرده بود تا بیهوده خود را در معرض خطر قرار دهد.

در واقع، دلایلی وجود دارد که ثابت می کند برد حتی قبل از شروع سفر خود ، در هنگام ترک کردن بوستون ، تصمیم گرفته بود که در آن کلبه تنها باشد. در نامه ای که به کوهن نوشته شده بود ، گفته بود که دو مرد در کلبه حضور خواهند داشت، اما در تمام گزارش‌های برد که بعدا منتشر شد، او این موضوع را رد کرد و در جواب آنها گفته بود که برنامه این بوده است که  دو مرد در آن کلبه باشند. برد می ترسید که دو نفر در انزوا[8] نسبت به یکدیگر خصومت بدی پیدا کنند که هرگز وقتی سه نفر باشند این اتفاق نمی افتد. اما اگر واقعا این برنامه برای سه نفر بود، پس چرا برد این را به کوهن نگفت؟ شاید او قصد داشت که خودش در کلبه تنها باشد، اما می‌ترسید قبل از شروع سفر این موضوع را برای حامیان مالی خود فاش کند. مطمئنا پارامونت نیز از این می ترسید که “ستاره” خود را در معرض خطر قرار دهد.

طبق مطالب برگرفته از کتاب ” تنها”  ، هدف برد این بود که یک زمستان قطبی را در تنهایی تجربه کند . او در این زمان وقت کافی داشت تا کتاب های گسترده‌ای را که همراه خود آورده بود بخواند، با جمع‌آوری روزانه اطلاعات به پیشرفت علم کمک کند ، در ضمن او را از  انجام فعالیت های هماهنگ در” آمریکای کوچک ” رها کند. او به ماری اطمینان داد که کاری نخواهد کرد که سلامتی و جان خود را به خطر بیاندازد  : “می‌دانم که این موضوع شما را به شدت نگران می کند، اما اگر می‌دانستید که من چگونه برای همه چیز ، برنامه‌ریزی کرده ام ، بعید می دانم دیگر جای هیچ نگرانی برای شما باقی بماند.

می دانم که کار من خیلی خودخواهانه[9] است که بعد از آن همه دلهره ایی که در گذشته برای شما ایجاد کردم ، این بار هم شما را تحت  استرس و نگرانی قرار دهم، اما این بار از خدا می خواهم که به شما کمک کند تا بتوانید با این قضیه کنار بیایید،  زیرا تا کنون بر تمام مشکلات و دشواری ها غلبه کرده اید. . . . به شما قسم می خورم که تا آنجایی که در حد توان یک انسان باشد، بیشتر از همیشه مراقب خود  باشم. من به متانت و قدرت زیاد شما  ایمان دارم و همین ایمان من به شماست که این کار را برای من ممکن می سازد.»[10]

در 28 مارس 1934، برد ماجراجویی خود را در تنهایی در پایگاه پیشرفته آغاز کرد.

او فقط  می توانست از طریق امواج رادیویی با یک دستگاه بی‌سیم از “پایگاه پیشرفته” تا ”  آمریکای کوچک” با دیگران ارتباط برقرار کند. در اول ژوئن، او متوجه شد که احساس خواب‌آلودگی، خستگی و بی‌اشتهایی او، از نشانه‌ های مسمومیت با مونوکسید کربن است. شرایط او آنقدر بد بود که یادداشت هایی برای خانواده اش نوشت و آنها را در یک جعبه فلزی نگاه داشت.

یادداشت های برد فقط در صورتی خوانده می شد که او زنده نمی ماند،  درست مانند نامه ایی که در سال 1926 برای پسرش نوشت و از اطرافیان خود خواسته بود که در صورت مرگ او در قطب، نامه را به پسرش تحویل دهند . در 4 ژوئن، برد در گزارش روزانه خود مشاهدات شفق قطبی را ثبت کرد ، این پدیده پنج روز طول کشید ، او در ادامه نوشته بود که «وضعیت جسمانی من بسیار وخیم است و دیگر امیدی به بهبودی و سلامتی خود ندارم [11].”   او علت وجود مونوکسید کربن را به اجاق گاز خود که تنها منبع گرمای او بود نسبت داد.

ماجرای غم انگیزی که به تالیف کتاب ” تنها “ی  برد منجر شد، این بود که آیا برد می تواند آنقدر زنده بماند تا یک گروه نجات از میان خطرات زمستانی قطب جنوب مانند  طوفان ها، سرما، تاریکی و شکاف های عمیق یخچال ها به فریاد او برسند. سرانجام، در دوم آگوست یک گروه نجات ، خودشان را به برد رساندند و او را درمان کردند .

آنها با اجاق گاز ، خود را گرم کردند. منبع واقعی مونوکسید کربن احتمالا همان ژنراتوری  بود که برد برای مخابره پیام های خود با بی سیم از آن استفاده می کرد. جدای از ماجرای غم انگیز پیرامون برد، این اکتشاف از نظر تعدادی از دانشمندان و سایر اعضای گروه،  بسیار مهم به حساب می آمد.

آنها فلات راکفلر را کشف کردند، محدوده کوه های غربی رشته کوه های فورد را مشخص کردند و بسیاری از قله های جدید کوه های کوئین مود را نقشه برداری کردند. دانشمندان فسیل‌هایی را کشف کردند، شدت پرتوهای کیهانی را مشاهده کردند، تاریخ حیات دریای ودل [12]را مطالعه کردند و گونه‌هایی از خزه‌ها و گلسنگ‌ها را نیز جمع‌آوری کردند.[13]

برد پس از بازگشت به ایالات متحده در سال 1935، دیگر هرگز در زمستان به قطب جنوب نرفت، اما اکتشاف های قطبی در کانون زندگی او باقی ماند. شهرت و محبوبیت برد به وی کمک کرد تا حتی در بدترین سال های رکود بزرگ نیز برای سفر مجددش به قطب جنوب،  مقداری پول جمع آوری کند.

اما این بار، دولت فدرال نیز وارد عمل شد. رئیس جمهور فرانکلین روزولت  که در اوایل سال 1919 با برد دوست شده بود، در آن زمان برد در سفر اکتشافی بر فراز اقیانوس اطلس نیروی دریایی ایالات متحده شرکت داشت و روزولت نیز دستیار وزیر نیروی دریایی بود. آنها به این نتیجه رسیده بودند که  حضور ایالات متحده در قطب جنوب ، منافع ملی زیادی برای آن کشور به همراه خواهد اشت. از آنجایی که سایر کشورها نیز در آنجا فعال بودند، او احساس کرد که ایالات متحده برای دفاع از ادعاهای خود ، به حضور دائمی در قطب جنوب نیاز دارد.

با حمایت روزولت، خدمات آنتارکتیک آمریکایی[14] شکل گرفت و از منابع وزارت خارجه، وزارت جنگ ، وزارت کشور و نیروی دریایی استفاده کرد. برد رهبری این سفر اکتشافی را به عهده داشت و سرمایه و کارکنان خود را با خدمات جدید آنتارکتیک ادغام کرد.

هدف این سفر ایجاد دو پایگاه بود، پایگاه شرقی و پایگاه غربی، که توسط یک گروه زمستانی[15] پنجاه و نه نفری نگهداری می شد

مانند سفرهای های قبلی برد، این سفر ، هم شامل کشتی (دو) و هم هواپیما (چهار) بود. یکی از ویژگی‌های قابل توجه این سفر وجود یک «اسنو کروزر[16]» بود، یک پایگاه علمی متحرک که شامل یک آزمایشگاه، محل زندگی و یک هواپیمای کوچک بود. این وسیله نقلیه برای گسترش محدودیت‌های تحقیقات علمی طراحی شده بود، اما متأسفانه این وسیله نقلیه سنگین برای انواع برف‌های موجود در قطب جنوب مناسب نبود.[17]

در سال 1940، جنگ در اروپا باعث پایان یافتن خدمات آنتارکتیک و تلاش برای حضور دائمی در قطب جنوب شد. با این حال، کارهای زیادی انجام شده بود. این سفر به غیراز اکتشافات جغرافیایی، دارای جنبه های علمی شامل مشاهدات شفق قطبی، پرتوهای کیهانی و شهاب‌سنگ‌ها و همچنین تحقیقات در زمینه های زمین‌شناسی، یخچال‌شناسی، ژئوفیزیک، مغناطیس زمینی، گیاه‌شناسی، جانورشناسی، اقیانوس‌شناسی  و هواشناسی بود. شاید مهم ترین دلیل برای برخورداری مجدد از حمایت مالی دولت ، خدمات کوتاه مدت آنتارکتیک بود . این حمایت مالی دولت  برای بار اول در سال 1840 ، در سفر اکتشافی ویلکس به  قطب جنوب صورت گرفت.

از سال 1940 به بعد ،  به استثنای سفر اکتشافی فین رون در سال 1947 که توسط بخش خصوصی تامین مالی شد، این سازمان ها و ادارات دولتی بودند که مسیر و وسعت اکتشافات قطب جنوب و تحقیقات علمی ایالات متحده را شکل دادند.

در طول جنگ جهانی دوم، دریاسالار برد به عنوان یک نیروی تمام وقت  به کار سابق خود در دفتر هوانوردی دریایی نیروی دریایی ایالات متحده بازگشت . در سال 1942، وظیفه بازرسی جزایر اقیانوس آرام جنوبی به برد سپرده شد ، این جزایر مکان های مناسبی برای پایگاه های هوایی ایالات متحده به حساب می آمد ،زیرا آمریکا می توانست از آنجا به ژاپن حمله کند. بعدها  او به بازرسی های خود ادامه داد ، با این تفاوت که این بار هدف او ، طراحی مسیرهای هوایی برای حمل و نقل هوایی بود.

وقتی جنگ در سال 1945 به پایان رسید، دریاسالار برد بار دیگر به اکتشاف قطب جنوب علاقه مند شد.

جنگ سرد[18]، ایالات متحده را در برابر اتحاد جماهیر شوروی قرار داد ،این جنگ بعدها به سراسر جهان از جمله قطب جنوب کشیده شد.

از آنجاییکه نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا قصد داشت تجهیزات و تاکتیک های نظامی خود علیه شوروی را در یک محیط قطبی آزمایش کند ، قطب جنوب ، بهترین و امن ترین مکان برای انجام این آزمایش ها به نظر می آمد.

عملیات پرش از ارتفاع، چهارمین سفر به قطب جنوب بود که برد نقش برجسته ای در آن داشت . این عملیات در سال 1946 آغاز شد و در سال 1947 به پایان رسید.  “افسر مسئول اجرا[19]”  این عملیات برد بود و مسئولیت کنترل فنی عملیات در قطب جنوب را به عهده داشت. با این حال، از آنجایی که این یک عملیات دریایی بود، فرماندهی اصلی آن به یک افسر وظیفه ، دریاسالار ریچارد اچ. کروزن داده شد، این فرمانده متعلق به نیروی دریایی ایالات متحده  بود که در سفر اکتشافی به قطب جنوب   41- 1939 نیز شرکت داشت.

عملیات پرش از ارتفاع،  اصولا یک تمرین نظامی بود که در آن عملیات از تعداد زیادی کشتی جنگی و هواپیمای نیروی دریایی برای ترسیم و عکسبرداری هوایی از منطقه وسیعی از قطب جنوب استفاده می‌شد. تقریبا حدود هفتصد و چهل نفر از پرسنل نیروی دریایی و نیروی نظامی و چهل و چهار نفر نیروی غیرنظامی (دانشمند ، مراقب و گزارشگر)، سیزده کشتی، دوازده هواپیما و یک هلیکوپتر در این عملیات حضور داشتند.

متاسفانه این سفر بلندپروازانه یک تلفات جانی به همراه داشت ، این اولین حادثه مرگبار در کل سفرهای برد محسوب می شد : یک هواپیما به علت شرایط بد آب و هوا سقوط کرد و به دنبال آن ، سه هوانورد نیروی دریایی نیز جان باختند.

عملیات پرش از ارتفاع کوتاه بود، اما از 21 اکتبر 1955 ، به دلیل کمک های دولت به سفرهای اکتشافی قطب جنوب ، توسعه قوانین قطب جنوب ، افزایش درک علمی عموم مردم و نیز حسن نیت برد و گروهش، برنامه و نتایج چشمگیری به همراه داشت.

ریچارد ایولین برد در 11 مارس 1957 در خانه خود در بوستون درگذشت . او با آثار و نوشته های خود، میراث بزرگی از خود بر جای گذاشت.

پس از مرگ او، عملیات “یخبندان عمیق “[20] با هدف پشتیبانی لجستیکی از تحقیقات علمی در قطب جنوب انجام شد. این تحقیقات کمک زیادی به درک ما از زمین به عنوان یک سیستم محیط زیست جهانی کرد. برد، با استفاده از  موقعیت خود به عنوان یک فرد مشهور، پول و توجه ها را به سوی کاوش در این منطقه دورافتاده، بد آب  و هوا  و نامهربان[21] جلب کرد.

مهارت‌ و توانایی های مدیریتی او و تمایل او به استفاده از جدیدترین و پیشرفته ترین نوع هواپیماها[22] ، عکسبرداری هوایی و ارتباطات رادیویی با محیط‌های باز قطبی، کمک های شایانی به تحقیق ، کاوش و اکتشافات در قطب انجام داد.

در آخر باید به این نکته اشاره کرد : دانشمندانی که برد را در سفرهای اکتشافی همراهی کردند، نه تنها دین خود را برای خدمت به بشریت ادا کردند ، بلکه معلمان نسل‌هایی از دانشمندانی شدند که همچنان در حال بازدید از قطب جنوب هستند.

یکی از دانشمندان در مورد برد می گوید ” اگرچه برد دارای شخصیت پیچیده و چند گانه ایی بود، اما یک دانشمند نبود و هرگز هم چنین ادعایی نکرد. او به یک مدیر عالی و ژنرالی آگاه و با بصیرت تبدیل شد و قاره‌ای امن برای متخصصان زمان خودش وزمان آینده ساخت. ”

در حال حاضر، سرزمین قطب جنوب بزرگترین منطقه روی زمین است که به عنوان اندوخته و ذخایر علمی و پارک صلح جهانی در نظر گرفته می شود.

این دستاوردها، نتیجه تلاش های برد و همکاران چندملیتی‌اش در آنجا بود، برخی از آنها از مشهورترین و برخی دیگر از ناشناخته ترین افراد بودند ، تلاش و پشتکار آنها بود که دستیابی به این نتایج را ممکن ساخت[23].

 

سفرهای اکتشافی - آوریل

دانلود صفحه 122 تا 133

 

[1] ریچارد ای. برد، «پرواز بر فراز قطب شمال». مجله نشنال جئوگرافیک 48. شماره 5 (نوامبر 1925): 519.

[2] Boy Scout

[3] کنت جی برتراند، آمریکایی ها در قطب جنوب، ۱۷۷۵-۱۹۴۸ (نیویورک: انجمن جغرافیای آمریکا، ۱۹۷۱)، ۲۹۳-۹۵؛ یوجین راجرز، آن سوی خط ساحلی: داستان اولین سفر اکتشافی به قطب جنوب (آناپلیس: انتشارات انستیتوی دریایی)، ۲۱۱-۲۱. دقیق ترین گزارش از این سفر اکتشافی در “ریچارد برد”، نیویورک یافت شده است.

[4] رکود بزرگ (Great Depression) به رکود گسترده اقتصادی جهان، یک دهه پیش از آغاز جنگ جهانی دوم گفته می‌شود. آغاز بحران بزرگ در دنیا با نوسان، اما در اغلب کشورهای جهان از سال ۱۹۲۹ و پایان آن اواخر دهه ۱۹۳۰ یا اوایل ۱۹۴۰ بوده‌است.[۱] بحران بزرگ را می‌توان عمیق‌ترین، طولانی‌ترین و گسترده‌ترین بحران اقتصادی سده بیستم دانست. در قرن ۲۱ از بحران بزرگ، عموماً به عنوانی مثالی برای اقتصاد جهان که تا چه اندازه می‌تواند تنزل داشته باشد، استفاده می‌شود.[۲] این دوران در ایالات متحده آمریکا با کاهش ارزش سهام در تاریخ ۴ سپتامبر ۱۹۲۹ شروع گردید، در تاریخ ۲۹ اکتبر ۱۹۲۹ که سه‌شنبه سیاه نام گرفت، بورس آمریکا سقوط کرد و خبر آن در جهان پیچید. از آن پس طولی نکشید که جریان رکود اقتصادی در تمام کشورهای جهان به سرعت گسترش یافت.

[5] Bolling Advance Base علت نامگذاری پیشرفته بر روی  پایگاه ، این بود که در زمان خود بسیار پیشرفته و دارای تکنولوژی های بالا بوده است.

[6] bankrupt

[7] ریچارد ای. برد به امانوئل کوهن، 1 ژوئن 1933، جعبه BP 59. پوشه 2673

[8] isolation

[9] selfish

[10]. رادیوگرافی. ریچارد برد به ماری ایمز برد، بدون تاریخ (1934). BP، جعبه 148، پوشه 5452-

 

[11] دفترچه یادداشت، 30 می تا 4 ژوئن 1934،  BP 85. پوشه 3685

[12] Weddell Sea

[13] برتراند. آمریکایی ها در قطب جنوب، 316-19. مفصل ترین شرح این سفر در ریچارد ای. برد، دیسکاوری (نیویورک: پسران جی. پی. پوتنام، 1935) آمده است.

[14] Antarctic Service : یک سازمان واگذار شده به آمریکا برای انجام فعالیت های اکتشافی پژوهشی و دیگر فعالیت های مربوط به قطب جنوب اطلاق می شود.

[15] . wintering party گروه زمستانی گروهی بودند که در کل زمستان در آنجا می ماندند و به تحقیق و بررسی می پرداختند.

[16] Snow Cruiser

[17] . برتراند، آمریکایی ها در قطب جنوب، 407-13. یک گزارش آموزنده و سرگرم کننده از اکسپدیشن، یخ چارلز ای پاسل است:

خاطرات قطب جنوب چارلز اف. پاسف (لاباک: انتشارات دانشگاه فناوری تگزاس، 1995).

[18] Cold War

[19] officer-in-charge

[20] , Operation Deepfreeze

[21] inhospitable

[22] new technologies airplesan

[23] آلتون آ. لیندزی، “درون سفر دوم قطب جنوب برد”. نسخه خطی منتشر نشده مقالات Alton A. Lindsey، برنامه آرشیو مرکز تحقیقات قطبی برد، دانشگاه ایالتی اوهایو، کلمبوس، اوهایو

درباره بهرام

بهرام
نمی شه آشتی داد سنگو با شیشه/از هر کی بپرسی اسمم تو لیسته ----- ببین بازی رو بردم بدون بودجه/تکتون ریزه و جفتتون پوچه

همچنین بررسی کنید:

هفت گنبد آسمان

نورافکنی خورشید و ماه و پشت روی آنها

نورافکنی خورشید و ماه و پشت روی آنها : ماه و خورشید پشت و رو …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

10 − 1 =

Translate »