آخرین مطالب
پرسپکتیو

بررسی دروغ “اثبات” چرخشی زمین توسط پرسپکتیو در ناپدید شدن بدنه کشتی قبل از ابتدای آن

در اینجا توسط پرسپکتیو و ریاضی دروغ منحنی بودن آب رو به خوبی مشخص می کنیم.

قبلاً ثابت شده است که منجمان مکتب کوپرنیک صرفاً چرخش زمین را به عنوان آموزه‌ای فرض می‌کردند که آنها را قادر می‌سازد تا برخی از پدیده‌های معروف را توضیح دهند. چه توضیح دیگری جز کروی بودن زمین می توان تصور کرد؟ زبان پروفسور دو مورگان (de Morgan) است و بیانگر وضعیت ذهنی همه کسانی است که معتقدند زمین یک کره است. از طرف آنها یک بی گناهی تقریباً سرگرم کننده از این واقعیت وجود دارد، به غیر از تلاش برای توضیح پدیده ها با فرض چرخش، فرض دیگری لزوماً دخیل است، یعنی اینکه هیچ چیز دیگری جز نتیجه گیری از پیش و بی دلیل، پدیده های مورد بحث را توضیح نخواهد داد؛ که خودشان متعهد شده اند.

برای مثال، استدلال کنیم که چون قسمت پایینی یک قسمت متصل به بیرون قبل از سر/بالای دکل ناپدید می شود، آب باید گرد باشد، این است که فرض کنیم فقط یک سطح گرد می تواند چنین اثری ایجاد کند. اما اگر بتوان نشان داد که یک قانون ساده پرسپکتیو در ارتباط با یک سطح مسطح لزوماً این ظاهر را ایجاد می‌کند، فرض چرخش الزامی نیست و می‌توان از تمام اشتباهات گمراه‌کننده و سردرگمی‌های مرتبط با آن یا مخلوط با آن اجتناب کرد.

پرسپکتیو به چه صورت می باشد

پرسپکتیو به چه صورت می باشد

 

قبل از توضیح تأثیر پرسپکتیو در ناپدید شدن بدنه یک کشتی در هنگام حرکت به بیرون، لازم است خطایی را در کاربرد آن که هنرمندان و معلمان به طور کلی مرتکب شده اند، حذف کنیم، و در صورت تداوم، نه تنها مانع از آن نمی شود. همانطور که تاکنون انجام داده است، نمایش های کاملاً درستی از چیزهای طبیعی ارائه می دهد، اما همچنین آنها را از قدرت درک علت ناپدید شدن قسمت پایینی هر جسم در حال عقب نشینی در چشم قبل از هر بخش بالاتری محروم می کند – حتی اگر سطحی که روی آن حرکت آن مسلماً افقی و قابل اثبات است.

در وهله اول به راحتی قابل اثبات است که، همانطور که در نمودارهای زیر نشان داده شده است، شکل. الف، خطوطی که با هم فاصله دارند

پرسپکتیو
«محدوده چشم یا قطر میدان دید است»

110° درجه؛ در نتیجه این بزرگترین زاویه ای است که یک شی را می توان تحت آن دید. محدوده دید از 110 درجه تا 1 درجه است. . .. کوچکترین زاویه ای که یک شی را می توان تحت آن دید، به طور متوسط، برای مناظر مختلف، شصتمین قسمت یک درجه یا یک دقیقه در فضا است. به طوری که وقتی یک جسم 3000 برابر قطر خود از چشم خارج می شود، فقط قابل تشخیص است. در نتیجه، بیشترین فاصله ای که در آن می توانیم جسمی مانند شیلینگ به قطر یک اینچ را ببینیم، 3000 اینچ یا 250 فوت است. («عجایب علم» نوشته میهو، ص. 357.)

موارد فوق را می توان قانون چشم انداز نامید . ممکن است به زبان رسمی تر، به شرح زیر داده شود:

هنگامی که هر جسم یا قسمتی از آن آنقدر دور باشد که بزرگترین قطر آن به چشم ناظر برسد، زاویه یک دقیقه یا کمتر از یک درجه، دیگر قابل مشاهده نیست.

از موارد فوق چنین است:

  • اینکه هر چه جسم بزرگتر باشد، قبل از اینکه نامرئی شود، به دورتر از ناظر نیاز دارد.
  • هر چه دو جسم یا هر دو قسمت از یک جسم بیشتر از هم جدا شوند، قبل از اینکه به نظر برسند به یک نقطه همگرا شوند، باید عقب نشینی کنند.
  • هر قسمت متمایز از یک بدن در حال عقب نشینی قبل از کل یا هر قسمت بزرگتر همان بدن نامرئی می شود.
  • گزاره اول و دوم از گزاره های فوق بدیهی است. سوم را می توان با نمودار زیر نشان داد، شکل. ب.
پرسپکتیو
شکل ب

فرض کنید A یک دیسک از چوب یا مقوا را نشان می دهد، مثلاً قطر یک فوت، و سیاه رنگ شده است، به جز قطر یک اینچ در مرکز. با فاصله گرفتن این دیسک به حدود صد فوت از ناظر در A، مرکز سفید به طور قابل توجهی کاهش می یابد – همانطور که در B نشان داده شده است – و با برداشتن آن بیشتر، سفید مرکزی نامرئی می شود، دیسک مانند زیر ظاهر می شود.

C، کاملا مشکی مجدداً، اگر یک دیسک مشابه سیاه رنگ باشد، به جز قطعه‌ای به عمق مثلاً یک اینچ در لبه پایینی، با حرکت دادن آن به سمت جلو، بخش پایینی به تدریج ناپدید می‌شود، همانطور که در A، B و C در شکل نمودار نشان داده شده است. شکل ج.

پرسپکتیو
شکل ج

اگر دیسک اجازه دارد روی تخته D قرار بگیرد، اما اثر همچنان چشمگیرتر است. دیسک در C کاملاً گرد ظاهر می شود – بخش سفید ناپدید شده است.

کاربرد اشتباه پرسپکتیو که قبلاً به آن اشاره شد، موارد زیر است:

– به خوبی می‌دانیم که با نگاه کردن به ردیفی از ساختمان‌ها با طول قابل‌توجه، به نظر می‌رسد هر جسم زیر چشم به سمت خط چشم بالا می‌رود؛ و هر چیز بالای چشم به نظر می رسد که به سمت همان خط چشم نزول می کند؛ و هنرمندی که مایل است چنین دیدگاهی را بر روی کاغذ نشان دهد، به طور کلی قانون زیر را اتخاذ می کند: – یک خط روی کاغذ یا بوم در ارتفاع چشم بکشید . به این خط، به عنوان نقطه ناپدید شدن، تمام خطوط دیگر را در بالا و پایین آن، بدون توجه به فاصله آنها، مانند نمودار (د) بکشید.

پرسپکتیو
شکل د

فرض کنید A، B، و C، D، دو خط موازی اما نه در فاصله مساوی از خط چشم E، H را نشان دهند. برای ناظر در E، نقطه ناپدید شدن C، D در H خواهد بود، زیرا خطوط C، D، و E، H، در H، در زاویه یک دقیقه یک درجه به هم می رسند.

اما با یک نگاه به نمودار مشخص می شود که H نمی تواند نقطه ناپدید شدن A، B باشد، زیرا فاصله E، A، بزرگتر از E، C، زاویه A، H، E نیز بزرگتر از C است. , H, E–در واقع بسیار بیشتر استبیش از یک دقیقه درجه بنابراین خط A، B، احتمالاً نمی تواند نقطه ناپدید شدن خود را در خط E، H داشته باشد، مگر اینکه به سمت W به جلو منتقل شود. بنابراین خط A، W، خط پرسپکتیو واقعی A، B است که زاویه یک را تشکیل می دهد. دقیقه در W، که نقطه ناپدید شدن واقعی A، B است، زیرا H نقطه ناپدید شدن C، D، و G، H است، زیرا این دو خط از خط چشم فاصله دارند.

خطا در پرسپکتیو، که تقریباً به طور کلی مرتکب می‌شود، شامل ایجاد خطوطی است که فاصله‌ای متفاوت با خط چشم دارند و به یک نقطه ناپدید می‌شوند. در حالی که قابل اثبات است که خطوط دورتر از یک خط چشم، ضرورتاً باید با سرعت کمتری همگرا شوند، و باید قبل از برخورد با آن در زاویه یک دقیقه، که نقطه ناپدید شدن را تشکیل می دهد، بر روی خط چشم کشیده شوند.

یک تصویر بسیار خوب از تفاوت در شکل نشان داده شده است. (ه). دیدگاه غلط یا غالب، خطوط A، B، و C، D را به همان نقطه H می رساند. اما دیدگاه واقعی یا طبیعی خط A، B را به نقطه W می رساند، زیرا فقط آنجا و آنجا A، W، E، همان زاویه C، H، E می شود. باید همان زاویه باشد وگرنه نقطه ناپدید شدن نیست.

پرسپکتیو
شکل ه

قانون نشان داده شده در نمودار فوق “قانون طبیعت (law of nature)” است. ممکن است در هر لایه از یک دیوار بلند دیده شود. در هر پرچین و کرانه کنار جاده، و در واقع در هر جهتی که خطوط و اشیاء موازی یکدیگر باشند. اما هیچ تصویری از دیدگاه مخالف هرگز در طبیعت دیده نمی شود. با این حال، در تصاویری که در مجموعه‌های عمومی و خصوصی ما به وفور یافت می‌شود، ممکن است اغلب شاهد آن باشیم که به نقاشی‌ها و طراحی‌ها درجه‌ای از تحریف می‌دهد – در غیر این صورت به زیبایی اجرا شده است، که ناظر را بسیار غیرطبیعی می‌داند، اما، همانطور که او تصور می‌کند، از نظر هنری یا نظری درست است.

نظریه ای که تأیید می کند که همه خطوط موازی به یک نقطه از خط چشم همگرا می شوند، یک اشتباه است. این فقط در مورد خطوطی با فاصله مساوی از خط چشم صادق است. خطوطی که کم و بیش از هم فاصله دارند با خط چشم در فواصل مختلف برخورد می کنند و نقطه برخورد آنها فقط در جایی است که هر یک زاویه یک دقیقه درجه یا هر اندازه زاویه ای دیگری را که ممکن است به عنوان نقطه ناپدید شدن تعیین شود تشکیل می دهد. . این قانون واقعی چشم انداز است که توسط خود طبیعت نشان داده شده است. هر عقیده ای که بر خلاف آن باشد، نادرست است، و هر کسی را که بتواند آن را داشته باشد و در عمل به کار ببرد، فریب می دهد.

مطابق با قانون چشم انداز طبیعی فوق، تصاویر زیر به عنوان نمایش پدیده های واقعی مشاهده شده مهم هستند. در یک ردیف طولانی از لامپ ها، که روی زمین افقی ایستاده اند، پایه ها، اگر کوتاه باشند، به تدریج کاهش می یابند تا جایی که به نظر می رسد در فاصله چند صد یاردی ناپدید می شوند و قسمت های بالایی و نازک تر تیرهای چراغ به نظر می رسد که زمین را لمس می کنند. همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده است، شکل. و.

پرسپکتیو
پرسپکتیو / شکل و

خطوط A، B، و C، D، عمق یا طول واقعی کل سری لامپ ها را نشان می دهد، مانند C تا A. ناظری که چشم خود را کمی به سمت راست یا چپ نقطه E قرار می دهد، و با نگاه کردن در امتداد ردیف خواهید دید که هر پایه بعدی کوتاهتر از قبلی به نظر می رسد، و در یک فاصله مشخص، خط C، D، به نظر می رسد که با خط چشم در H روبرو می شود – پایه ها در آن نقطه دیگر قابل مشاهده نیستند، به نظر می رسد که بخش بالایی هر لامپ بعدی بدون پایه ایستاده است.

در نقطه H که پایه ها ناپدید می شوند، به نظر می رسد که قسمت های بالایی لامپ ها به طور قابل توجهی کوتاه شده اند، همانطور که توسط خط A، W نشان داده شده است، اما مدت ها پس از اینکه پایه ها وارد نقطه ناپدید شدن شدند، قسمت های بالای لامپ در بالای خط دید E ظاهر می شوند. ، H، یا تا زمانی که خط A، W، با خط E، H، با زاویه یک دقیقه یک درجه ملاقات کند. ردیفی از لامپ ها مانند آنچه در بالا توضیح داده شد، ممکن است در خیابان یورک، که بیش از 600 یارد از انتهای جنوبی پارک ریجنت، لندن می گذرد، دیده شود.

در همان جاده مورد زیر ممکن است در هر زمان دیده شود.

پرسپکتیو
شکل ز

یک دختر جوان با لباس های کوتاه از C به سمت D بفرست. با پیشروی صد یاردی یا بیشتر (با توجه به عمق اندام های آشکار شده) به نظر می رسد که پایین ترانه یا طولانی ترین لباس زمین را لمس می کند. و با رسیدن به H، نقطه ناپدید شدن خطوط C، D، و E، H، اندام ها ناپدید می شوند و قسمت بالایی بدن همچنان قابل مشاهده است، اما به تدریج کوتاه می شود تا خط A، B وارد شود. تماس با E، H، در زاویه یک دقیقه.

اگر یک قطار در حال عقب نشینی در بخش طولانی، مستقیم و افقی راه آهن مشاهده شود، به نظر می رسد پایین آخرین واگن به تدریج به ریل نزدیک تر می شود، تا اینکه در حدود همانطور که در شکل نشان داده شده است، فاصله دو مایلی خط راه آهن و پایین واگن به نظر می رسد که به هم می رسند. خ.

پرسپکتیو
پرسپکتیو / شکل خ

کرانه جنوبی کانال دوک بریج واتر (که بین منچستر و رانکورن می گذرد) در محله سیل و تیمپرلی در چشایر، به موازات سطح آب در ارتفاع حدود هجده اینچ قرار دارد و در این نقطه کانال یک خط مستقیم برای بیش از یک مایل قانونی است. بر روی این ساحل، هشت پرچم، هر کدام به ارتفاع 6 فوت، در فواصل 300 یاردی قرار داده شده بود، و با نگاه کردن از مسیر بکسل در طرف مقابل، به نظر می رسید که کرانه به تدریج از عمق آن کاسته می شود، تا اینکه چمن و سطح زمین کاهش یافت. از آب به یک نقطه همگرا شد و آخرین پرچم نه در ساحل بلکه در آب کانال ایستاده بود، همانطور که در شکل شکل نمودار نشان داده شده است. (ط).

پرسپکتیو
پرسپکتیو / شکل ط

پرچم ها و کرانه در تمام طول دارای ارتفاع و عمق بودند که به ترتیب با خطوط A، B، و C، D نشان داده می شد.

با تیراندازی به خلیج دوبلین، یک دیوار بلند به طول حدود سه مایل وجود دارد و در انتهای آن در کنار دریا، فانوس دریایی پولبیگ قرار دارد. در یک مورد نویسنده در قایق روبروی “شهر ایرلندی” و در سه مایلی از انتهای دریا نشسته است. از دیوار، متوجه شد که به نظر می رسد فانوس دریایی از آب سرچشمه می گیرد، همانطور که در شکل شکل نمودار نشان داده شده است. (ک).

پرسپکتیو
پرسپکتیو / شکل ک

به نظر می رسید که بالای دیوار به تدریج به سمت سطح دریا کاهش می یابد، از B به A. اما با پارو زدن سریع به سمت A، فانوس دریایی در انتهای دیوار ایستاده بود، که حداقل چهار فوت عمق عمودی بالاتر از آب داشت. همانطور که در نمودار زیر مشاهده می شود، شکل. ل.

پرسپکتیو
پرسپکتیو / شکل ل

از میان موارد متعددی که اکنون پیشرفت کرده اند، که از تعداد زیادی از موارد مربوط به یک قانون انتخاب شده اند، که “هر قسمت متمایز یک بدنه قبل از کل یا هر قسمت بزرگتر از آن نامرئی می شود.” به اندازه کافی نشان داده شده است. بنابراین به راحتی مشاهده می شود که بدنه یک کشتی در حال عقب نشینی که از همان قانون پیروی می کند باید روی سطح هواپیما، قبل از سر دکل ناپدید شود. اگر در قالب قیاس قرار گیرد، نتیجه گیری اجتناب ناپذیر است:

هر قسمت متمایز از یک شیء در حال عقب نشینی قبل از کل یا هر قسمت بزرگتری از همان جسم نامرئی می شود.

بدنه یک بخش متمایز از یک کشتی است.

بنابراین، بدنه یک کشتی در حال عقب نشینی یا محدود به خارج باید قبل از کل، شامل سر دکل ناپدید شود.

برای اینکه این استدلال جنبه کاربردی و دریایی داشته باشد، ممکن است به شرح زیر بیان شود:

آن قسمت از هر جسم در حال عقب نشینی که نزدیک ترین سطح به سطحی است که روی آن حرکت می کند، منقبض می شود و قبل از قسمت هایی که از آن سطح دورتر هستند نامرئی می شود.

بدنه کشتی به آب – سطحی که روی آن حرکت می کند – از سر دکل نزدیکتر است.

بنابراین ، بدنه یک کشتی به بیرون باید اولین چیزی باشد که ناپدید می شود.

این به صورت ریاضی در نمودار زیر مشاهده خواهد شد، شکل. م.

پرسپکتیو
پرسپکتیو/ شکل م

خط A، B، ارتفاع سر دکل را نشان می دهد. E، H، از ناظر، و C، D، از سطح افقی دریا. طبق قانون پرسپکتیو سطح آب به نظر می رسد که به سمت خط چشم بالا می رود و در نقطه H که افق است با آن برخورد می کند. به نظر می رسد که کشتی از صفحه شیبدار C، H بالا می رود، بدنه به تدریج کمتر می شود تا زمانی که با رسیدن به افق H ظاهراً آنقدر کوچک است که عمق عمودی آن در زاویه کمتر از یک دقیقه در چشم ناظر قرار می گیرد. یک درجه، و بنابراین نامرئی است.

در حالی که زاویه فروکش شده توسط فضای بین سر دکل و سطح آب به طور قابل توجهی بیش از یک دقیقه است و بنابراین اگرچه بدنه به عنوان نقطه ناپدید شدن در افق ناپدید شده است، سر دکل همچنان در بالای افق قابل مشاهده است. اما کشتی که به حرکت خود ادامه می دهد، سر دکل به تدریج در جهت خط A، W پایین می آید، تا زمانی که در طول یک زاویه یک دقیقه را در چشم ناظر تشکیل می دهد و سپس نامرئی می شود.

کسانی که بر این باورند که زمین یک کره است، اغلب به دنبال اثبات این امر با ذکر این واقعیت بوده اند که وقتی بدنه کشتی ناپدید می شود، اگر ناظری به موقعیت بالاتری صعود کند، بدنه دوباره نمایان می شود. اما این، منطقاً زودرس است. چنین نتیجه ای صرفاً از این واقعیت ناشی می شود که با بالا بردن موقعیت خود، خط چشم قبل از اینکه زاویه یک دقیقه یک درجه را تشکیل دهد، بیشتر روی آب فرو می رود، و این شامل و بازگرداندن بدنه به داخل نقطه ناپدید شدن است، همانطور که در نشان داده شده است. شکل. ن.

پرسپکتیو
پرسپکتیو / شکل ن

ارتفاع خط چشم E, H که بزرگتر است، افق یا نقطه ناپدید شدن در شکل شکل گرفته است. 2 به جای شکل 1، مانند تصویر قبلی.

از این رو، پدیده ناپدید شدن بدنه یک کشتی محصور به خارج، که در سراسر جهان نقل شده و به عنوان اثبات چرخش زمین به آن تکیه شده است، عادلانه، هم از نظر منطقی و هم از نظر ریاضی، اثباتی بر خلاف آن است، که زمین یک هواپیما است این به دلیل دیدگاه نادرست از قوانین چشم انداز، و تمایل شکست ناپذیر برای حمایت از یک نظریه، سوء تفاهم و استفاده نادرست شده است. اکنون کاملاً ثابت شده است که برای چنین هدفی بی ارزش است.

درباره بهرام

بهرام
نمی شه آشتی داد سنگو با شیشه/از هر کی بپرسی اسمم تو لیسته ----- ببین بازی رو بردم بدون بودجه/تکتون ریزه و جفتتون پوچه

همچنین بررسی کنید:

هفت گنبد آسمان

نورافکنی خورشید و ماه و پشت روی آنها

نورافکنی خورشید و ماه و پشت روی آنها : ماه و خورشید پشت و رو …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شش − پنج =

Translate »