قمه زنی وهن اسلام + قمه زنی حرام و بدعت است!

در مورد بحث قمه زنی که موجب وهن اسلام است و تذکر این نکته که یک حدیث و آیه قرآن در جهت استنباط به موضوع قمه زنی وجود ندارد این متن آماده شده است، این موضوع تکمیل خواهد شد


مطالب گردآوری شده توسط مدیر بهرام :

بدون شک، برپایی مراسم عزاداری و سوگواری برای اهل بیت عَلیه‌السّلام عصمت و طهارت، به ویژه امام حسین عَلیه‌السّلام و یارانش از شعائر الهی و دارای اجر و ثواب بسیار، و وسیله ای برای قرب و نزدیکی به خداوند است.
اما در سال های اخیر، جریانی افراطی و مشکوک با پخش اطلاعیه، سی دی و کتاب به تبلیغ و ترویج بدون حد و مرز بودن عزاداری پرداخته و می گوید: هر عملی که به قصد عزاداری انجام شود، جایز است. و همه انواع عزاداری های مرسوم در جهان که حدود 330 نوع می باشد، جایز است.
بر اساس این باور، قمه زنی، قفل زنی، استفاده از زنجیرهای تیغ دار، در آتش رفتن و… جایز است. این جریان برای اثبات این ادعا، از همه ابزارهای ممکن، از جمله تحریک احساسات، خلط حق و باطل و حتی تهمت و افترا به برخی از فقهای گذشته و حال سود جسته و باهمه توان، تلاش کرده که قمه زنی را عملی شرعی و مستند نشان دهد.
بدون شک، عزاداری نیز همانند بسیاری از امور دیگر دارای حد و مرز است؛ حد و مرزهایی که همگان ملزم به رعایت آن هستند؛ زیرا عزاداری با اهمیت و نقش مفیدی که دارد، اگر به صورتی غیرصحیح انجام شود، ضررهای جبران ناپذیری را به بار می آورد، از این رو، وظیفه عالمان و حوزه های علمیه است، که بدون مجمل گویی و با صراحت، حد و مرز آن را بیان کنند.
خداوند متعال در قرآن می فرماید: «وَ مَنْ یَتَعد حُدود الله فَقَد ظَلَم نَفَسه؛ هر کس از حدود الهی تجاوز کند بر نفس خویش ظلم کرده است». و نیز روایات زیادی داریم که هر چیزی دارای حد است: «مامن شیءٍ الا و له حد1» هیچ چیزی نیست، مگر آنکه برای آن حدی است». این اصل که هر چیزی را حدی است، در عصر ائمه معصومین عَلیه‌السّلام نیز، مورد تردید برخی افراد بود. از باب نمونه، شخصی در مکه خدمت امام باقر عَلیه‌السّلام رسید و گفت: شما گمان می کنید که هیچ چیز نیست، مگر آن که برای آن حد و مرزی است. امام در پاسخ فرمودند:
نعم، انا اقول: انه لیس شیءٌ مما خلق الله صغیراً او کبیرا الا و قد جعل الله حداً، اءذا جوز به ذلک الحد فقد تعدی حق الله فیه2؛ آری، من می گویم که هیچ چیز نیست، از آن چه خدا آفریده، چه کوچک و چه بزرگ، مگر آن که برای آن حد و مرزی قرار داده است و چنان که از آن تجاوز شود، به حدود خداوند در آن موضوع تجاوز شده است».
وقتی امام این اصل کلی را بیان فرمودند، آن شخص به عنوان اعتراضِ از حدِ خوردن و آشامیدن، که گمان می کرد، مرزی برای آنها نیست، سؤال کرد و امام حد و مرز آن را برای او بیان نمودند.
عزاداری و سوگواری برای امام حسین (ع ) نیز، از این قاعده مستثنا نیست؛ زیرا عزاداری نیز مرز بندی های خاصی دارد، که از آن جمله می توان به موارد ذیل اشاره کرد: 1. اقامه این مراسم باید به گونه ای باشد که انسان گرفتار عمل حرامی نشود، از باب نمونه، اقامه عزا از اموال نامشروع، در زمین غصبی و… نباشد؛ 2. بهره گیری از دروغ و مطالبی که با شان حماسه سازان کربلا سازگاری ندارد، روا نیست.
بدون تردید، تحریف رویداد کربلا چه لفظی و چه معنوی، خرافه گرایی در نقل حادثه عاشورا، چه شکلی و چه محتوایی، از مرزهای عزاداری به شمار می آیند. بنا بر این، این ادعا که عزاداری هیچ حد و مرزی ندارد، نادرست است و حتی با سخنان موافقان قمه زنی نیز ناسازگاری دارد؛ چرا که آنان نیز، دست کم جواز قمه زنی را محدود به ضرر نداشتن و یا موهن نبودن آن کرده اند و در حقیقت برای آن حد تعیین کرده اند. و نیز حکم به جواز 330 نوع عزاداری مرسوم در دنیا بسیار عجیب است، چرا که در روایات وارده از اهل بیت عَلیه‌السّلام پاره ای از عزاداری های مرسوم در میان مسلمانان؛ مانند دریدن لباس، کندن مو و خون آوردن صورت، حرام و ممنوع اعلام شده و حتی برای انجام چنین کارهایی کفاره تعیین شده است. 3
در این صورت چگونه می توان انواع عزاداری هایی را که اقوام و ملت های مختلف دنیا انجام می دهند، جایز دانست؟!
تبیین و تشریح مرزهای عزاداری (که به فهرست بخشی از آن اشاره کردیم) مجال گسترده تری می طلبد و در این میان، به یک رفتار (قمه زنی) که به عنوان شیوه ای در عزاداری مطرح است. می پردازیم :    قمه زنی، مستندات و نقدها
قمه زنی و کارهایی همانند آن، پیشینه ای در عصر امامان معصوم عَلیه‌السّلام ندارد، لذا برخی از پژوهشگران در این باره به صراحت چنین گفته اند :
«
قمه زنی عملی است که برخی از عوام در شهرهای عراق، ایران و لبنان انجام می دهند. این بدعت بد و ناپسند در روزگاری متاخر از امامان معصوم و علمای بزرگ شیعه پدید آمده است. نادانان از پیش خود بدون این که امام و یا عالمی بزرگ این کار را اجازه داده باشد به چنین کاری اقدام نموده و برخی نیز برای سود و تجارت آن را تایید کرده اند. عده ای نیز از ترس اهانت و یا زیان و یا فوت مصلحت و منفعت سکوت کرده اند. کسی جرئت رویارویی با این بدعت را در روزگار ما ندارد، مگر اندکی از عالمان دین. پیشگام این عالمان مرحوم سید محسن امین عاملی است که کتابی نیز با نام: التنزیه لاعمال الشبیه 4، در حرمت و بدعت بودن آن نوشته است که برخی به همین خاطر با او مقابله کردند.» 5
به گفته برخی از تاریخ نگاران و شرح حال نویسان، این شیوه از عزاداری از روزگار قاجاریه و به وسیله «آقا فاضل دربندی» مؤلف کتاب “اسرار الشهاده” تاسیس و ترویج شده است. 6
با صرف نظر از نکات فوق برای جواز قمه زنی به دلیل هایی استناد شده، که به اهم آن اشاره، و سپس به نقد و بررسی آن می پردازیم :
1.
روایت خالد بن سدیر از امام صادق عَلیه‌السّلام
خالد بن سدیر، در باره واکنش تند و خشن برخی از عزاداران در مرگ عزیزان خود از امام صادق عَلیه‌السّلام پرسش هایی از جمله: حکم پاره کردن لباس، کندن مو و لطمه و سیلی زدن به صورت، سؤال کرد، که امام پس از اشاره به حرمت کارهای یاد شده و وجوب کفاره، فرمودند :
«…
و لا شیء فی اللطم علی الخدود، سوی الاستغفار و التوبه، و قد شققن الجیوب و لطمن الخدود الفاطمیات علی الحسین بن علی علیهما السلام، و علی مثله تلطم الخدود و تشق الجیوب؛7 لطمه و زدن دست بر صورت کفاره ای جز استغفار و توبه ندارد چرا که دختران فاطمه در سوگ امام حسین عَلیه‌السّلام گریبان های خود را پاره کردند و بر صورت خود سیلی زدند. البته جا دارد که بر مثل چنین مصیبتی سیلی به صورت زده شود و گریبان ها پاره گردد».
روایت فوق درباره کفاره است و کفاره نیز در مواردی است که انجام کار حرام باشد، پس این روایت به روشنی بر حرمت لطمه زدن به صورت در مصائب دلالت دارد و جمله: «لا شیء فی اللطم»، ثبوت کفاره را نفی می کند، اما حرمت آن به جای خود باقی است. و اما فراز پایانی آن: «علی مثله تلطم الخدود»، حرمت را در خصوص مصائب امام حسین عَلیه‌السّلام استثناء می کند؛ یعنی لطمه و سیلی زدن به صورت در عزاداری افراد عادی حرام است، ولی برای امام حسین عَلیه‌السّلام جایز است.
برخی از فقهای معاصر، با استناد به روایت فوق و روایاتی همانند آن، لطمه و سیلی زدن به صورت و سینه را در عزاداری پیشوایان معصوم و به ویژه امام حسین عَلیه‌السّلام جایز دانسته اند. 8
اما حتی با توجه به شرح فوق، این روایت در مورد لطمه و سیلی زدن به صورت و… است و ربطی به قمه زنی ندارد و استفاده جواز قمه زنی از روایت که در موضوع لطمه و سیلی زدن بر صورت، قیاس است و قیاس، از دیدگاه شیعه روا نیست.
2.
سرشکستن زینب
برخی برای جواز قمه زنی به عمل حضرت زینب سلام الله علیها در شکستن سر خود به هنگام ورود به کوفه استناد کرده اند. تاریخ نگاران آورده اند: هنگامی که کاروان اهل بیت را به کوفه وارد کردند، زن و مرد از خانه ها بیرون آمدند. و زنان در حالی که گریه می کردند…، ناگهان سرهای شهدا و پیشاپیش آنها سر امام حسین عَلیه‌السّلام را که بر نیزه کرده بودند وارد کردند وقتی چشم حضرت زینب به سر بریده برادر افتاد، سر خود را به چوبه محمل زدند، به گونه ای که خون از زیر موهایشان جاری شد و سپس اشعاری در مصیبت برادر زمزمه کردند.
در استناد به این گزارش تاریخی، مدعیان جواز قمه زنی گفته اند: اگر قمه زنی و سر شکافتن در عاشورا و عزای امام حسین روا نیست، پس چرا زینب سرش را به چوبه محمل کوبید و سر و صورتش را آغشته به خون کرد ؟ مگر امام سجاد همراه زینب نبود و این اقدام عمه اش را ندید، اگر سر شکافتن حرام است، پس چرا امام به این کار اعتراض نکرد؟ آیا سکوت امام معصوم در این جا نمی تواند تایید و تقریر این عمل باشد؟
استناد به این گزارش تاریخی، برای قمه زنی و کارهایی همانند آن، از چند جهت مخدوش است، که عبارتند از :
1.
اولا این روایت مرسله است و علامه مجلسی که این گزارش را آورده، به مرسله بودن آن تصریح کرده است. آن بزرگوار می نویسد: رایت فی بعض کتب المعتبره، روی مرسلاً عن مسلم الجصاص9 در برخی از کتاب های معتبر دیده ام که به گونه ای مرسل از مسلم گچ کار نقل شده است. باچنین روایتی چگونه می توان این عمل را به زینب کبری نسبت داد ویا بر اساس آن مساله ای فقهی را اثبات کرد؟!
محدث قمی در نقد سند روایت یاد شده می نویسد:
«
ذکر محامل و هودج، در غیر خبر مسلم جصاص نیست. و این خبر را گرچه علامه مجلسی نقل کرده، لکن مآخذ آن منتخب طریحی و کتاب نورالعین است که حال هر دو کتاب بر اهل فن پوشیده نیست10».
محدث قمی پس از نقد سند روایت به نقد محتوایی آن پرداخته،که بدان اشاره خواهیم کرد.
2.
از نظر محتوایی نیز، این روایت دارای اشکالاتی است؛ از جمله این که این روایت با سفارش پیامبر به فاطمه زهرا و با سفارش امام حسین به زینب کبری معارض است. 11 امام حسین خواهر را سوگند دادند، که اقدام به لطم و پریشان کردن مو نکنند، آیا با چنین سفارش هایی می توان گفت که عقیله بنی هاشم به چنین کاری دست زده اند.
3.
افزون بر این، همان گونه که محدث قمی اشاره کرده اند، این کار با مقام والا و روح بزرگ حضرت زینب منافات و با شان و جایگاه آن حضرت سازگاری ندارد :
«
و نسبت سر شکستن به جناب زینب سلام الله علیها و اشعار معروفه نیز بعید است از آن مخدره، که عقیله هاشمیین و عالمه غیر معلمه و رضیعه ثدی نبوت و صاحب مقام رضا و تسلیم است12».
بدون شک، زینب کبرایی که متون معتبر اسلامی آن را توصیف کرده اند، با زینبی که این گونه راویان و ناقلان آورده اند از زمین تا آسمان تفاوت دارد.
4.
افزون بر همه اینها، علامه مجلسی از لهوف نقل کرده، که شتران، محمل و هودج نداشته اند.13 بر همین اساس، شیخ عباس قمی در ادامه سخنان یادشده آورده است :
آنچه از مقاتل معتبر معلوم می شود، حمل ایشان بر شتران بوده که جهاز ایشان پلاس و روپوش نداشته، بلکه در ورود ایشان به کوفه موافق روایت حذام بن ستیر که شیخان ]شیخ مفید و شیخ طوسی [نقل کرده اند به حالتی بوده که محصور میان لشکریان بوده اند، چون خوف فتنه و شورش مردم کوفه بوده، چه در کوفه شیعه بسیار بوده. 14
5.
افزون بر همه اینها، قیاس قمه زنی بر این عمل (بر فرض ثبوت که معلوم نیست با قصد صورت گرفته باشد یا نه) قیاس مع الفارق است. 15
3.
زیارت ناحیه مقدسه
برای جواز قمه زنی و همانند آن به فرازهایی از زیارت ناحیه مقدسه، که از سوی امام زمان عَلیه‌السّلام صادر شده استناد کرده اند. در بخشی از این زیارت، امام عَلیه‌السّلام می فرماید:
«
فلما راین النساء جوادک مخزیا و نظرن سرجک علیه ملویا برزن من الخدور ناشرات الشعور علی الخدود لاطمات للوجوه سافرات و بالعویل داعیات و بعد العز مذلللات و الی مصرعک مبادرات و الشمر جالس علی صدرک16؛ هنگامی که زنان، اسب تو را در آن حال پریشان یافتند و زین آن را واژگون و بدون تو دیدند، از خیمه ها بیرون ریختند، در حالی که موهای خود را پریشان کرده بودند، با دست بر صورتشان می زدند، رو بندهایشان افتاده بود و صداهایشان به واویلا بلند شده بود. پس از عزت به ذلت افتادند و به سوی مقتل تو می دویدند، در همان حال شمر روی سینه تو نشسته بود».
فرازهای یاد شده بیانگر بی تابی و بر سر و صورت زدن زنان اهل بیت پس از شهادت امام حسین عَلیه‌السّلام است.
نقد و بررسی
زیارت معروف به «ناحیه مقدسه»، که به فرازهایی از آن برای جواز قمه زنی استناد شده، هر چند مشهور است، ولی انتساب آن به امام زمان عَلیه‌السّلام چندان روشن نیست. سید بن طاووس که این زیارت را در مصباح الزائر نقل کرده، می گوید: «زار بها المرتضی» علامه مجلسی که متن زیارت را به نقل کتاب یاد شده آورده، می نویسد: «و الظاهر انه من تالیف السید المرتضی17؛ ظاهر این است که این زیارت از آن سید مرتضی است. روشن است». که در نفی و اثبات حکم شرعی نمی توان به چنین روایتی استناد کرد.
افزون بر این، فرازهای مورد استناد مربوط به بی تابی و لطم و جزع است و ارتباطی به قمه زنی ندارد.
4.
پاره کردن لباس به وسیله امام معصوم عَلیه‌السّلام
یکی از دلیل هایی که برای جواز قمه زنی بدان استناد شده، روایاتی است که دلالت می کند، امام حسن عسکری عَلیه‌السّلام در عزای پدر بزرگوارشان لباس خود را از جلو و عقب پاره کردند.18 وقتی به امام در برابر این کار اعتراض شد به عمل حضرت موسی در عزای برادرش هارون استناد کردند و این عمل را جایز شمردند. 19نقد و بررسی :
1.
جوازدریدن پیراهن، ربطی به جواز قمه زنی ندارد و استفاده جواز قمه زنی ازاین روایات، قیاس است.
2.
پاره کردن لباس، نمادی برای شدت تاثر بوده است. همان گونه که لباس سیاه در عرف مردم لباس عزا به شمار می آید. افزون بر این، در روایاتی، از جمله روایت یاد شده آمده است که: پیراهن امام عَلیه‌السّلام از جلو و پشت پاره بود؛ یعنی امام پیش از آن که لباس را به تن کنند آن را پاره کرده بودند و این خود بیانگر آن است که این کار نماد عزا و ماتم بوده است.
نکته دیگری که در خور یاد آوری است این که امام در همان سال وفات این عمل را انجام دادند و نه پس از آن و نه در سالگردهای آن واقعه.
5.
قمه زنی و شعائر الهی
برخی برای جواز قمه زنی گفته اند: قمه زنی از شعائر الهی است و تعظیم شعائر، مورد ترغیب و تمجید قرآن و اهل بیت عَلیه‌السّلام است.
در پاسخ باید گفت: درست است که بر اساس قرآن بزرگداشت شعائر الهی از وظایف همه مسلمانان است، ولی شعائر به چه معناست؟ چه چیزهایی جزو شعائر به شمار می آیند؟ آیا قمه زنی و امثال آن رامی توان جزو شعائر دانست؟
شعائر، جمع شعیره به معنای علامت و نشانه است. شعائر الهی به آموزه هایی گفته می شود که نمایشگر نشانه ها و مشخصه های روشن دین باشد؛ مانند مراسم حج، نماز جمعه، نماز جماعت و اصل عزاداری برای امام حسین عَلیه‌السّلام و اما قمه زنی و امثال آن که مشروعیت آن ثابت نشده است، چگونه می تواند جزء شعایر تلقی شود؟!
6.
مکاشفات اولیای الهی
یکی دیگر از دلیل هایی که برای جواز و یا استحباب قمه زنی بیان شده، مکاشفات یکی ا ز عارفان و اولیای الهی است. از باب نمونه از آیت الله بهاء الدینی نقل شده که ایشان در یکی از ماه های محرم وقتی به اردبیل رفته بودند، در شب عاشورا یک ساعت به اذان صبح برای تهجد بیدار می شوند، وقتی که برای وضو گرفتن به حیاط خانه می روند، می بینند که بین زمین و آسمان پر است از ملائکه و نیز ملائکه را می بینند که گروه گروه از آسمان به زمین آیند… ظهر عاشورا هنگامی که قمه زن ها قمه می زدند، دیده بودند که همان ملائکه زیر بغل قمه زن هایی را که احساس ضعف می کنند، گرفته اند.
نقد و بررسی
استدلال به این موارد نیز نادرست است؛ زیرا:
1.
بسیاری از این خبرها فاقد سند معتبر است. بنابراین، باید در مرحله نخست استناد آنها به بزرگان ثابت شود.
2.
بر فرض اثبات، مکاشفات اولیای الهی، نزد هیچ فقیهی از دلیل های شرعی به شمار نیامده است تا بتوان به وسیله آن حکمی را ثابت کرد.
پی نوشت ها:
1.
بحار الانوار، ج2 ص 170.
2.
همان، ص 171.
3.
وسائل الشیعه، ج 15، ص 583، دار احیاء التراث العربی.
4.
التنزیه، رساله ای است کوتاه که در سال 1346 ق. نگاشته شده است، این رساله در باره پاک سازی مراسم عزاداری از بدعت ها است. این رساله چنان که شیخ آقا بزرگ تهرانی بدان اشاره کرده اند، در پاسخ به کتابی به نام «سیماء الصلحا ء فی اثبات جواز اقامه العزاء لسید الشهداء»، است. الذریعه، ج 12، ص 292. سید محسن امین با نقل و نقد برخی از مطالب آن کتاب گفته است: اگر سخنان این نویسنده درست باشد، شایسته بود که عالمان به این اعمال می پرداختند و با شمشیر به سر و روی خود می زدند تا مردم به آنان اقتدا کنند حال آن که هیچ گاه عالمان چنین نکردند و بدان فرمان ندادند. و برخی از عوام این امور را در عصر حاضر ایجاد کردند..
5.
محمد جواد مغنیه، الشیعه فی المیزان، ص 14.
6.
مهدی بامداد، شرح حال رجال ایران، ج 4، ص 138 زوار؛ عبدالله مستوفی، شرح حال زندگانی من، ج 1، ص 276، زوار. و یا به احتمالی در روزگار صفویه و به دست قزلباشان به وجود آمده است.هفته نامه صبح صادق، 228، دو شنبه 9 بهمن 1385 ش ص 10. در جزوه دست پنهان نیز از قول استاد شهید مرتضی مطهری نقل شده که قمه زنی از ارتدوکس های قفقاز به شیعه سرایت کرده است.
7.
وسائل الشیعه، ج 15، ص 583، باب الکفارات 31.
8.
جواهر الکلام، ج 40، ص 371؛ التنقیح فی شرح عروه الوثقی آیت الله خویی، ج 9، ص 342.
9.
بحار الانوار،ج 45، ص 114.
10.
شیخ عباس قمی، منتهی الامال، ج 1، ص 493، جاویدان. منتخب طریحی کتابی است که با هدف گریه و ندبه بر امام حسین نوشته شده و مطالب نادرست آن فراوان است. شماری از عالمان برخی از مطالب غیر معتبر و مسامحات آن را یاد آوری کرده اند. ر.ک: لو لو و مرجان ص 183 – 184. شیخ آقا بزرگ تهرانی با معرفی نسخه های آن معتقد است که در این کتاب تصرفاتی شده است. الذریعه، ج 22، ص 420. در کتاب نور العین نیز مطالب ضعیف فراوان یافت می شود تا جایی که محقق بزرگوار قاضی طباطبایی می گوید : از کتب بسیار ضعیف و غیر قابل اعتماد و پر از جعلیات و نقلیات قصه سرایان است. تحقیق درباره اول اربعین حضرت سید الشهداء، ص 60 و 640.
11.
وسائل الشیعه، ج3، ص 272، مؤسسه آل البیت؛ بحار الانوار، ج 45، ص 1-3.
12.
منتهی الآمال، ج 1، ص 493.
13.
همان، ص 107.
14.
منتهی الامال، ج 1، ص 493.
15.
قیاس مع الفارق؛ یعنی قیاس چیزی بر چیز دیگر بدون علت و مناسبت و اشتراک.
16.
بحار الانوار، ج 101، ص 322.
17.
همان.
18.
محمد بن علی بن الحسین، قال: «لما قبض علی بن محمد العسکری رئی الحسن بن علی عَلیه‌السّلام و قد خرج من الدار و قد شق قمیصه من خلف و قدام». وسائل الشیعه، ج 3، ص 274. آل البیت.
19.
ابن عون، به عنوان اعتراض به این عمل حضرت نوشت: من رایت او بلغک من الائمه شق قمیصه فی مثل هذا؟ فکتب ابو محمد عَلیه‌السّلام یا احمق و ما یدریک ما هذا ؟ و قد شق موسی علی هارون . همان مدرک.


ادامه مطالب :

((مطالبی گرد اوری شده از محدث شیعه ، مرحوم هبةالله – تکمیل مطالب و توضیحات کاری از ولاد ، مدیر تولید محتوای مذهبی))

🩸 🔪🩸 قمه زنی و طعنه دسته ای بی عقل  به دسته ای دیگر از بی عقل ها :

  در کنار بعضی عوام شیعه و مقلدین امثال شیرازی و وحید خراسانی، بعضی از افراد نافهم در میان اخباریون که پیوسته به بعضی دیگر از افراد نافهم در میان اصولیون طعنه می زنند که شما اهل اجتهاد و رأی هستید،و با اینکه خودشان دیگران را ملامت میکنند و دیگران را نهی میکنند در آخر گاهی دیده میشود خودشان بدتر از آنان احادیث صریح و سیره عملی امامان علیهم السلام پیرامون نحوه عزا داری را به راحتی کنار می گذارند و محکمات را رها کرده متوسل به متشابهات می شوند و با تکیه بر عقول ناقص حکم صادر میکنند.

🔪 از جمله این مسائل، بدعت قمه زنی است!.

حامیان نافهم این مسئله معتقدند که ما بواسطه تیغ آهنین و ریختن خون خود با اماممان مواسات میکنیم!

  •  معنای مواسات کردن : یاری و غمخواری کردن با کسی در مال و یا جان.

پس چه میشود اگر این اشخاص نافهم در هنگام شهادت امام حسن یا امام موسی کاظم علیهم السلام هم  با توجیه رایجشان یعنی مواسات کردن ، جام زهری را جانانه بنوشند تا شیعیان را از شر بی عقل هایی مثل خودشان راحت کنند؟.


🔸در وهله اول و با اتکا بر صدها حدیث، بالاترین و پرفضیلت ترین نوع عزاداری بر مصائب امام حسین علیه السلام بکاء و گریه است، چنانکه در روایات نقل شده که قطره اشکی بر حسین علیه السلام آتش جهنم را خاموش می کند. حدیث معروف انا قتیل العبرات را هم هر شیعه ای شنیده است.
در احادیث متعدد دیگری امامان علیهم السلام حدود مجاز عزاداری و سایر حواشی آنرا نیز بیان کرده اند که به جامع ترین ها اشاره میکنیم:

 

🔹امام صادق علیه السلام فرمودند: هر گونه جزع و گریه‏ اى مكروه است، مگر جزع و گریه بر امام حسین علیه السلام.

http://shiaonlinelibrary.com/الكتب/1189_وسائل-الشيعة-آل-البيت-الحر-العاملي-ج-٣/الصفحة_281

🔹جابر گوید به امام باقر علیه السلام عرض کردم جزع چیست؟ امام علیه السلام فرمودند: شدیدترین جزع آنست که ناله و گریه بلند بکند، و با دستش بر صورت و سینه بزند و یا موی جلوی سر را بِبُرد.[با کندن مو فرق دارد] (1)

بیان: با توجه به حدیث قبل که جزع در عزای حسینی مجاز شده و نیز حدیث اخیر میتوان حد نهایی مجاز و مأذون نحوه عزاداری حسینی را دریافت، گرچه همه شان مستحسن و شایسته نیستند. ضمن آنکه حدیث جدای محکم بودن، راوی آن جناب جابر است و لذا پیرامون حد عزاداری جای بحث و گمانی نمی ماند.

(1 : بریدن مو با چاقو یا خنجر یا شمشیر ، امری رایج میان تمام فرهنگ ها بوده چونآنکه در فیلم ها و سریال های شرقی یا در آثار باقی مانده از فرهنگ آنان مشاهده میکنید که در هنگام به سختی افتادن یا غم و اندوه ، آن شخص موی خود را می برد. و اگر مجرمی باشد که جرمش عفو شده باشد ، بجای قطع کردن سر ، موی آن شخص را با شمشیر میزنند. — اما نکته مهم این است که مسلمانان تنها در زمانی مجازند موی خود را این گونه قطع کنند که برای عزای امام حسین علیه السلام باشد)

— —

🔹امام صادق علیه السلام فرمودند: ای ابن سنان بهترین کاری که در این روز انجام می‏دهی، اینست که جامه و لباس تمیز بپوشی و تَسَلُّب بکنی. عرض کردم تسلّب چیست؟ فرمود: دگمه [پیراهن] را بگشائی و ساعد دست را آشکار سازی و خود را به شکل ماتم‏‌ زدگان درآوری.

http://shiaonlinelibrary.com/الكتب/1194_وسائل-الشيعة-آل-البيت-الحر-العاملي-ج-٨/الصفحة_88

فایده مهم : بعضی امثال حدیث فوق را مجوزی برای برهنه شدن  وکندن پیراهن در عزاداری ها قلمداد کرده اند، حال آنکه در روایات ذکر شده امام حسن عسکری در عزاداری پدر شان علیهما السلام گریبان گشودند اما زیر آن  یک پیراهنی داشتند برای پوشیده نگه داشتن .

https://archive.org/details/makaremo-akhlaqe-nabi-va-aemma/page/n374/mode/1up

 

◽️حال جهال شیعه با عقول ناقصشان استدلال می کنند که مثلا در نقل هایی حضرات زینب و ام کلثوم علیهم السلام یا اصحابی نظیر جناب صعصعه سر خود را کوفته و خون جاری کرده اند و لذا قمه زنی مجاز است!
گیریم که به فرض محال که این اخبار و شکستن سرها صحت داشته باشد، مگر می شود که کلام امامان علیهم السلام را در احادیث صریح به کنار بگذاریم و عمل غیر امام معصوم را مبنا قرار دهیم؟ یا همچون خوارج و اصحاب صفین محکم را رها کرده و متشابه را بگیریم؟ عقل و فهم چه می شود؟ آیا عقل سلیم می پذیرد که حضرت زینب سلام الله علیها قسم امام را زیر پا بگذارد؟

🔹ابن طاوس نقل میکند امام حسين علیه السلام فرمودند: ای خواهرم ام کلثوم، تو ای زینب، تو ای رقیه، تو ای فاطمه و تو ای رباب! [سخنم] را در نظر دارید [به یاد داشته باشید] هنگامی که من کشته شدم، برای من گریبان چاک نزنید و صورت نخراشید و سخن ناروا نگویید.

http://shiaonlinelibrary.com/الكتب/3705_اللهوف-في-قتلى-الطفوف-السيد-ابن-طاووس/الصفحة_50

🔹امام حسین علیه السلام پیش از شهادت به حضرت زینب سلام الله علیها فرمودند: خواهرم شیطان حلم و شکیبائی را از تو نرُباید… تا آنجا که پس از زدن حضرت زینب سلام الله علیها به صورتشان و گریبان چاک دادن به ایشان فرمودند: خواهرم تو را به خدا قَسَم می‌دهم، پس اطاعت کن از قسمی که تو را دادم، بعد شهادتم گریبان چاک نزن، روی خود را نخراش، ویل و ثبور نکن [برسم زنان عرب واويلا و واثبورا نخوان]

http://shiaonlinelibrary.com/الكتب/1295_الإرشاد-الشيخ-المفيد-ج-٢/الصفحة_94

🔹امام حسين علیه السلام [به نزدیکانشان] وصیت کردند که گریبان چاک ندهند، صورت نخراشند و ویل و ثبور [ناله و فغان عرب] نکنند؛ آنان هم با نماز و قرآن شب زنده داری کردند.

http://shiaonlinelibrary.com/الكتب/1351_مناقب-آل-أبي-طالب-ابن-شهر-آشوب-ج-٣/الصفحة_249

📌چنانکه خواندیم امریه امامان علیهم السلام در عزای حسینی مشخص است، نهایت حد و مرز عزای حسینی نیز که معصوم بدان اذن داده نیز واضح است. در ادامه این مبحث به ذکر حدیثی بسنده میکنیم که در اعلی درجه وثوق است، ابن قولویه را مقصر و غالی و اصولی و اخباری موثق میدانند، حدیث هم به تعبیر امام سجاد علیه السلام از روایات برگزیده مخزون است، در طی این روایت که ترجمه کامل آنرا اینجا مشاهده میکنید،

https://archive.org/details/tarjome-kamelo-ziarat/page/n794/mode/1up

🔹امام صادق عليه السلام فرمودند: معناى آن [آیاتی که إياک اعنى و اسمعى يا جاره اند] اينست كه هر آنچه خداى عزوجل پيامبر صلى الله عليه و آله را سرزنش فرموده مقصود از آن ديگران است‏، همچون آیه ۷۴ اسراء که یعنی اگر ما تو را ثابت قدم نمی‌ساختیم، نزدیک بود به آنان تمایل کنی

https://lib.eshia.ir/11005/2/631

حضرت زینب سلام الله علیها به سیاق ایاک اعنی واسمعی یا جاره که در بالا توضیح دادیم،
به امام سجاد علیه السلام میفرماید پس از شهادت جزع نکن، این عهدیست که پیامبر صلی الله علیه وآله بدان راضی شده.
همان زینب سلام الله علیهاست که چهارپایان شیعه نما معتقدند سر خود را شکسته، به امام میگوید جزع نکن.


❗️در ادامه این طایفه کج فهم اشاره می کنند که در احادیثی آمده که پیامبرانی نظیر حضرت آدم یا حضرت موسی علیهم السلام در این روز بلایی سرشان آمده و خون جاری شده یا امام زمان علیه السلام در زیارت ناحیه می فرماید که هر روز بر امام حسین علیه السلام خون گریه می کنم.

برای بنده سوال است که این مسئله را چطور این قوم کودن متوجه نمی شوند؟ زیارت ناحیه که مجلسی معتقد است الفاظ علما بدان راه یافته، در بعضی موارد نیز مانند نام قاتل امام حسین علیه السلام با احادیث امامان علیهم السلام در تعارض است. اما باز بر فرض صحت این زیارت و عدم تحریفش ، میتوان گفت که اگر به همان هم دقت می بینید که پیامبران و امام عصر علیهم السلام  هرگز خودشان را مستقیما به دست خود زخمی و مجروح نکرده اند که خون جاری شود !!!، بلکه برعکس ، با توجه به خواست خداوند بود که پیامبرانش را به بلایائی دچار کرده که مجروح شوند و حضرت حجت علیه السلام هم بسیار گریه می کنند که در پس آن خون از چشمان مبارکشان می آید (هرگاه اشک تمام شود جای اب ، خون مانند اشک میاید )، چنانکه امام رضا علیه السلام هم فرمودند اقرح جفوننا. مثل این است که بگوییم چون شهید شدن اجر بسیاری دارد پس شمشیری به دست بگیریم و خود را شهید کنیم! جداً با این نحوه اجتهاد و استدلال پس چرا احمق های قمه زن تابحال با شمشیر خودشان را شهید نکرده اند تا هم خودشان اجر والای کشته شدن و شهادت در راه خدا را ببرند و هم سایر شیعیان را از شر ((یک عده نفهم  و کج فهم)) راحت کنند؟

 ✅ به علاوه، از جمله روشن ترین نقلها در بیان حالات امامان علیهم السلام در عزاداری، که اوج پریشانی و دگرگونی حال امام را نشان دهد و بحث تقیه نیز در آن مطرح نباشد، روایت مشهور عزا داری امام رضا علیه اسلام است که دعبل در حضور ایشان اشعاری پیرامون مصائب کربلا خواند؛ امام علیه السلام که از شدت گریه چندین بار از حال رفتند تنها کف دستان مبارکشان را در هم می مالیدند و پشت و رو می کردند.


توضیحاتی درخصوص متشابهات و محکمات:

🔹امیر المؤمنین علیه السلام می دانست که بناست در مسجد ضربتی مرگ آسا بخورد اما راهی نماز جماعت شد، حضرت ابراهیم علیه السلام بر مبنای خواب تصمیم به ذبح فرزندش گرفت، حضرت خضر نیز بچه ای را بدون توضیح و ارائه دلیل کُشت. کدام عقل سالم و حتی نیمه سالم می پذیرد که ما نیز مجازیم مشابه همه افعال آنان را انجام دهیم؟

امامان علیهم السلام در روایات متعدد از جمله در حدیثی که لینکش را گذاشته ایم فرموده اند همچنان که آیات قرآن محکم و متشابه دارند، فعل و کلام ائمه علیهم السلام نیز محکم و متشابه دارد که می بایست متشابه را رد به محکم کرد.

🔹امامان علیهم السلام بر مبنای علم الکتاب، صدها بلکه هزاران وجه و پیامد هر پدیده ای را می سنجند و سپس اقدام به عمل یا گفتاری می کنند که درک بسیاری از اعمال ایشان از توان ادراکی ما خارج است، لذا در عین ایمان کامل و مطلق به صحت تمامی افعال و اقوال ایشان مجاز به انجام تمامی اعمال ایشان نیستیم بلکه مامور به انجام اموری هستیم که به آن امر شده ایم، چرا که فرامین ایشان جنبه های متعددی را از جمله حفظ جان شیعه، طاقت جسمی افراد، سطح عقلی آنان و بسیاری مسائل دیگر را در بر دارد؛ چنانکه به عنوان مثال در روایت ذیل امام علیه السلام تقیه را لحاظ می کنند:
🔹(( رحیم گوید به امام رضا علیه السلام عرض کردم فدایت شوم شما را می بینم هنگامی که نماز می خوانید در رکعت اول و سوم پس از سجود می نشینید سپس بلند می شوید، پس ما هم مانند شما انجام می دهیم. امام علیه السلام فرمودند: نگاه نکنید که من چه می کنم (در حالی که نمیدانید این کارم چه دلیلی دارد)،(پس فقط) آنچه که بدان امر می شوید را انجام بدهید.))

🔹 الرضا علیه السلام : لا تنظروا إلى ما أصنع أنا اصنعوا ما تؤمرون
امام رضا علیه السلام فرمود: «نگاه نکنید به اینکه من چه می‌کنم! شما فقط به آنچه که امر می‌شوید را انجام دهید»
📗تهذيب الأحکام، ج ۲، ص ۸۲

◽️از این دست روایات بسیار است که امر امام علیه السلام به شیعیان با فعل ایشان ظاهرا تعارض دارد و چنانکه گفتیم به دلیل مسائلی است که از درک ما خارج است. مثلا مورد دیگر آنکه مکررا در روایات امر به خوردن با دست راست و نهی از خوردن با دست چپ آمده است اما امام علیه السلام خود با دست چپ هم می خورده اند:

🔹حسین بن ابی عرندس گوید امام کاظم علیه السلام را در منا دیدم که با دست چپ خرما نوش جان می کردند. این جریان را برای یکی از اصحاب نقل کردم، او گفت تو خودت دیدی که ایشان با دست چپ بخورد؟ گفتم آری. گفت به خدا قسم سلیمان بن خالد از امام صادق علیه السلام برایم روایت کرد که می فرمودند : صاحب این امر (امامات / امام های هدایتگر) هر دو دستش یمین [راست] است.

http://shiaonlinelibrary.com/الكتب/1119_قرب-الاسناد-الحميري-القمي/الصفحة_345

➕مثالی ساده تر اینکه شما بارها از کارد برای کاربری های مشخص بهره می برید اما فعلا صلاح نمی دانید که فرزندان کوچکتان از آن استفاده کند. همچنین متشابه به این معنا نیست که امری غلط است، بلکه طبق احادیث مانند حدیث زیر ، متشابهات را بدان ایمان داریم اما عمل نمیکنیم.

تفسير العياشي: عن أبي محمد الهمداني، عن رجل، عن أبي عبد الله عليه السلام قال:
سألته عن الناسخ والمنسوخ، والمحكم والمتشابه قال: الناسخ: الثابت والمنسوخ:
ما مضى ، والمحكم: ما يعمل به، والمتشابه: الذي يشبه بعضه بعضا ( تفسير العياشي ج ١ ص ١١).
در تفسیر شریف العیاشی آمده است که مردی از امام صادق علیه السلام پرسید : ناسخ و منسوخ چیست؟ و محکم و متاشبه چیستند؟
امام فرمود :
ناسخ (حکمی جدید که حکم قدیمی تر را باطل میکند) : همواره ثابت است .
منسوخ(آنچه که باطل شده): برای گذشته است. (دیگر نباید به آن عمل کرد)
محکم : چیزی است که در آن شکی نیست و به آن عمل میکنیم .
متاشبه : آن باشد که بعضی چیز ها به بعضی چیز های دیگر شباهت داشته باشد.

تفسير العياشي: عن مسعدة بن صدقة قال: سألت أبا عبد الله عليه السلام عن الناسخ والمنسوخ، والمحكم والمتشابه، قال: الناسخ الثابت المعمول به، والمنسوخ ما كان يعمل به ثم جاء ما نسخه، والمتشابه ما اشتبه على جاهله (تفسير العياشي ج ١ ص ١١)
تفسیر العیاشی: مسعده بن صدقه گفت: از اباعبدالله علیه السلام از منسوخ و منسوخ و روشن(محکم) و تمثیل (متشابه) پرسیدم.
فرمود: ناسخ: کاری ثابت و قابل اجرا هست .
و منسوخ: کار یا چیزی که ابتدا به آن عمل می شد و سپس نسخ یا باطل شد (با ارائه حکم جدید).
و متشابه : آن چیزی است که شبیه و مشکوک باشد به جهل و نادانی.

تفسير العياشي: عن أبي بصير قال:
سمعت أبا عبد الله عليه السلام يقول:
إن القرآن فيه محكم ومتشابه
فأما المحكم : فنؤمن به ونعمل به، وندين به،
وأما المتشابه فنؤمن به ولا نعمل به
( تفسير العياشي ج ١ ص ١1)

تفسیر العیاشی: از ابوبصیر که گفت:
از اباعبدالله علیه السلام شنیدم که می فرمود:
قرآن دارای محکمات و متشابهات است
و اما محکمات : چیزی است که ما به آن ایمان داریم و به آن عمل می کنیم و از آن پیروی می کنیم.
واما در مورد متشابهات : ما به آن ایمان داریم ولی بنابه دلایلی به آن عمل نمی کنیم


بیان: چنانکه در اینجا  اشاره شد، افعال امامان علیهم السلام محکم و متشابه دارد [به هر دو ایمان داریم و هر دو صحیح و قطعا درست است اما ما فقط موظف به انجام محکمات هستیم] و امریه ایشان بر فعل ظاهر ایشان برای شیعیان حجیت عملکردی دارد، از طرفی با توجه به احادیث و امریه های پیشین، می توان دریافت که فعل امام رضا علیه السلام از محکمات و در پیچیده ترین حالت، لااقل ناقض دانسته هایمان و آنکه امام در این دنیا پس از حادثه جزع نمیکند، نیست. گویی حضرت دستان را در هم میفشارد و میمالد تا آسیب و لطمی  بر سر یا جای دیگر نزند، ((الله اعلم)).


 

 

درباره زمین تخت پارسی

💎سایت زمین تخت پارسی : FlatEarthFarsi.ir - 🔷کانال تلگرام/روبیکا/ایتا🆔/ @FlatEarthFarsi_ir - 📷پیج اینستاگرام instagram.com/FlatEarthFarsi_ir

همچنین بررسی کنید:

مشاهدات دریاچه پونت چارترین

مشاهدات دریاچه پونت چارترین

این روز ها در شبکه های اجتماعی مختلف از جمله اینستاگرام، تصاویر بسیاری از دکل …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × پنج =