آخرین مطالب
بازگشت به معادلات ماکسول

بازگشت به معادلات ماکسول

معادلات ماکسول: اگر همانطور که یک نسبیت گرا ادعا میکند: “نسبیت خاص برای چارچوب های مرجع لخت، که یک چارچوب مرجع غیر شتاب گیرنده است، معادلاتي هستند که قوانین الکترومغناطیسي را به طور غیرمستقیم حفظ مي کنند.”

معادلات ماکسوِل، معادله‌های دیفرانسیل با مشتقات جزئی هستند که به‌همراه قانون نیروی لورنتس، مبانی الکترومغناطیس کلاسیک، اپتیک کلاسیک، و مدارهای الکتریکی را تشکیل می‌دهند. این معادلات، مدل ریاضی فناوری‌های الکتریکی، اپتیکی، و رادیویی مانند تولید توان الکتریکی، موتورهای الکتریکی، مخابرات بی‌سیم، رادار، عدسی‌ها، و … را ارائه می‌کنند. معادلات ماکسول، چگونگی تولید شدن میدان‌های الکتریکی و مغناطیسی را توسط بارها و جریان‌های الکتریکی، و نیز تولید شدن یکی از این میدان‌ها با تغییر میدان دیگر را توصیف می‌کنند.

این معادله‌ها اولین بار توسط فیزیکدان اسکاتلندی جیمز کلارک ماکسول فرمول‌بندی شده‌اند. انواع فرمول‌بندی برای این معادله‌ها می‌توان ارائه داد. خود ماکسول این معادلات را در قالب هشت معادله ارائه کرده‌بود، ولی مشهورترین فرمول‌بندی را اُلیوِر هِوی‌ساید (Heaviside) ارائه کرد که دو فرم دیفرانسیلی و انتگرالی دارد.



او درحال فریب دادن شما است. او کاری میکند که تبدیل اثر یک کویل الکتریکی درحال حرکت در برابر یک آهنربا به اثر مشابه (“ثابت”) همانند حرکت یک آهنربا در برابر یک کویل الکتریکی ضروری باشد.

مطمئنا “ضرورت” او بیشتر تمایلی برای یک استدلال پشتیبان برای “نسبیت” است درست پس از آنکه آزمایش مایکلسون را نسبی کرد. اما ماکسول بصورت کامل ثابت کرد که نتایجش “ثابت و یکسان” نیست.

آنها متفاوتند، زیرا طبیعت چنین است. از آنجا که اثرات یکسان نیست، پس جهان مطلق است، نه نسبی. نسبیت خاص، به این دلیل که به دنبال ارتقاء یک جهان نسبی برای پنهان کردن زمین ثابت است که مایکلسون آن را یافت، نمی تواند مطلق بودن نتایج تجربی ماکسول را تحمل کند.

بنابراین نسبیت گرایان از سحر و جادوی ریاضیاتی (معادله “تبدیل”) برای نسبی کردن نتایج ماکسول استفاده کردند. نسبیت گرایان این را متوجه شدند که اگر معادلات ماکسول مطلق باقی بماند، این بدان معنی است که نسبیت خاص نمی تواند به آزمایش مایکلسون اعمال شود و بنابراین یافته مایکلسون که زمین بی حرکت است معتبر خواهد بود.

اما نسبیت گرایان حاضرند مرگ را بپذیرند اما یک زمین ثابت را قبول نکنند. او میگوید” این غیر قابل تصور است” و سپس به دنبال انقباض طول و معادله “تبدیل” میرود تا حقیقت را از خود دور کند و در باتلاق توهمات دست و پا بزند. انیشتین تنها به یک دلیل مشهور است.

او شخصی است که “دور شوید همه چیز نسبی است” را اختراع کرد و دنیا به همین دلیل او را مورد پرستش قرار میدهد. انیشتین با این کار به کل مسیر علم و دنیا را عوض کرد (به سوی تباهی کشاند).

انیشتین تمام جهان را نسبی توصیف کرد درحالی که آزمایشات علمی مختلف به او میگفتند که جهان مطلق است. درکل، تاریخ آزمایش مایکلسون مورلی نشان میدهد که چگونه یک ایده از پیش تصور شده (مانند چرخش زمین به دور خورشید) باعث میشود که یک دانشمند مدرن حقیقت امر را تغییر داده و تفسیری به نفع ایده پیش بینی شده کند.



چنین شخصی حاضر است حقایق را با توجه به فرضیات تغییر دهد و از اینجاست که دروغ پردازی آغاز میشود. به منظور تداوم ایده پیشنهادی خود، او عوامل فشرده سازی را بر نتایج تجربی اعمال میکند و معمولا با مفاهیم فرضی و ریاضیاتی سرهم بندی شده انجام می شود.

بنابراین این دانشمند خود را متقاعد می کند که می تواند معادله ریاضی ای را بسازد که نتایج تجربی را “تبدیل کند یا تغییر دهد” و با اینکار می تواند نظریات پیش بینی شده خود را درباره اینکه جهان چگونه کار میکند حفظ کند. او در ذهن خود تمامی توجیهات را بکار می برد تا به هدف مورد نظر برسد (حرکت زمین به دور خورشید) و از سفسطه، مغلطه و تمامی راه های ممکن جهت رسیدن به هدف خود استفاده میکند. چیزی نبود که بشریت را شادتر کند، مگر اینکه ایمان داشته باشد که زمین صرف نظر از آنچه که آزمایش ها نشان می دهند به دور خورشید درحال چرخش است.

درواقع آلبرت انیشتین در دنیای علم تبدیل به یک خدا شده است و مورد پرستش علم گرایان است. او با روش های سرهم بندی شده خود توانست خداوند را از گیتی حذف کند. دنیایی که فیزیک مدرن امروزه توصیف میکند دنیایی از تخیلات و توهمات است.

معادله انیشتین جادویی برای تبدیل یک زمین ثابت به زمین متحرک بود. در واقع همه آزمایشات زمین ثابت را نشان میدهند اما علم مدرن هرگز حاضر به قبول چنین حقیقتی نیست و البته با نپذیرفتن یک حقیقت، ماهیت آن تغییری نمیکند. همانطور که در بیوگرافی انیشتین، آبراهام پایس، اشاره کرد:

” یک مرد جدید به طور ناگهانی ظاهر می شود، مرد ناگهانی و معروف دکتر انیشتین. او حامل پیام جدیدی در جهان است. او یک موسی جدید است که از کوه آمده است تا قانون را به ارمغان بیاورد و یک یوشع جدید که آمده تا کنترل حرکت اجرام آسمانی را بدست بگیرد….مرد جدیدی که در آن زمان ظاهر می شود، نظم و قدرت را نشان می دهد ، مرد الهی قرن بیستم.”

Abraham Pais, Subtle is the Lord, 1982, 2005, p. 311

رمز فایل، در صورت وجود :

درباره بهرام

بهرام
زمان خود را به بهتر کردن خود با مطالعه نوشته های دیگران اختصاص دهید. بنابراین شما به سادگی آنچه را بدست می آورید که دیگران سخت برای آن زحمت کشیده اند.

همچنین بررسی کنید:

هوش مصنوعی یا اجنه شیطانی ؟

هوش مصنوعی یا اجنه شیطانی ؟

چت و گفتگو با هوش مصنوعی یا چت و گفتگو با اجنه شیطانی؟ همانطور که …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 + شانزده =

Translate »